
کتاب از دستم عصبانی هستی؟
معرفی کتاب از دستم عصبانی هستی؟
کتاب از دستم عصبانی هستی؟ (چطور برای خودمان زندگی کنیم و به نظر دیگران اهمیت ندهیم؟) نوشتهی مگ جوزفسون و با ترجمهی زهرا آرنواز، اثری است که نشر کولهپشتی آن را منتشر کرده است. این کتاب با رویکردی روانشناسانه و با تکیهبر تجربههای درمانگری نویسنده، به بررسی ریشههای اضطراب، مهرطلبی و واکنشهای دفاعی در روابط انسانی میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از روایتهای واقعی و ترکیب آن با مفاهیم علمی، تلاش کرده است تا به مخاطب کمک کند منشأ ترسها و الگوهای رفتاری تکرارشونده را در خود شناسایی کند و راهی برای بازگشت به خود اصیل بیابد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب از دستم عصبانی هستی؟
کتاب از دستم عصبانی هستی؟ نوشتهی مگ جوزفسون، با تمرکز بر واکنشهای روانی و رفتاری افراد در مواجهه با اضطراب، تروما و روابط پیچیده، به بررسی پدیدهای به نام «واکنش مداراجویانه» میپردازد. این واکنش، نوعی سازگاری ناخودآگاه است که فرد برای حفظ امنیت و آرامش، خود را با خواستهها و انتظارات دیگران تطبیق میدهد و نیازهای شخصیاش را نادیده میگیرد. ساختار کتاب بر پایهی روایتهای درمانی، مثالهای ملموس و تحلیلهای روانشناختی بنا شده است و هر فصل با داستانهایی از زندگی واقعی افراد، ابعاد مختلف این واکنش را روشن میکند. نویسنده با ترکیب دیدگاههای روانشناسی غربی و فلسفهی شرقی، بهویژه بودیسم، تلاش کرده است تا راههایی برای شناخت و تغییر این الگوها ارائه دهد. کتاب بهویژه به نقش خانواده، جامعه و تجربههای کودکی در شکلگیری این رفتارها میپردازد و نشان میدهد چگونه میتوان با پذیرش و آگاهی، مسیر التیام و بازگشت به خود را آغاز کرد.
خلاصه کتاب از دستم عصبانی هستی؟
کتاب از دستم عصبانی هستی؟ با محوریت واکنش مداراجویانه، به بررسی این موضوع میپردازد که چرا بسیاری از افراد، بهویژه زنان، همواره نگران ناراحتکردن دیگران هستند و برای جلب رضایت اطرافیان، خود را فراموش میکنند. نویسنده با روایت تجربههای شخصی و درمانی، نشان داده است که این رفتارها اغلب ریشه در تروماهای کودکی، محیطهای پرتنش خانوادگی و الگوهای تربیتی دارند. در این کتاب، واکنش مداراجویانه بهعنوان یکی از چهار واکنش اصلی بدن به خطر (در کنار جنگ، گریز و یخزدگی) معرفی شده است؛ واکنشی که فرد را وادار میکند برای حفظ امنیت، نیازهای خود را سرکوب کند و به خواستههای دیگران اولویت دهد. جوزفسون با مثالهایی از مراجعانش، نقشهای مختلفی را که افراد در خانوادههای پرتنش یا بیثبات بر عهده میگیرند (مانند تأمینکنندهی آرامش، هنرمند، پرستار، انزواطلب، کمالگرا و آفتابپرست) شرح داده است و نشان داده که این نقشها چگونه در بزرگسالی تکرار میشوند و مانع از تجربهی امنیت و رضایت درونی میگردند. کتاب تأکید کرده است که برای خروج از این چرخه، باید ابتدا ریشههای این رفتارها را شناخت، سوگواری برای آنچه از دست رفته انجام داد و سپس با تمرین آگاهی و پذیرش، مسیر بازگشت به خود را آغاز کرد. نویسنده با تأکید بر امکان تغییر و انعطافپذیری مغز، امید داده است که حتی پس از سالها زندگی با این الگوها، میتوان راهی تازه برای تجربهی امنیت و عشق واقعی پیدا کرد.
چرا باید کتاب از دستم عصبانی هستی؟ را بخوانیم؟
کتاب از دستم عصبانی هستی؟ با زبانی صمیمی و روایتی مبتنیبر تجربههای واقعی، به یکی از رایجترین اما کمترشناختهشدهترین الگوهای رفتاری میپردازد: میل به جلب رضایت دیگران به قیمت نادیدهگرفتن خود. این کتاب نهتنها به ریشههای روانشناختی این رفتارها میپردازد، بلکه با ارائهی مثالهای ملموس و تمرینهای کاربردی، به مخاطب کمک میکند الگوهای تکرارشونده را در زندگی خود شناسایی کند و برای تغییر آنها قدم بردارد. از ویژگیهای شاخص این اثر، توجه به نقش تروماهای کوچک و بزرگ، تحلیل نقش خانواده و جامعه، و ارائهی راهکارهایی برای بازسازی حس امنیت درونی است. مطالعهی این کتاب میتواند به درک بهتر خود، افزایش آگاهی نسبت به نیازهای شخصی و بهبود کیفیت روابط کمک کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با اضطراب اجتماعی، مهرطلبی، ترس از ناراحتکردن دیگران یا احساس ناکافیبودن در روابط دستوپنجه نرم میکنند. همچنین برای افرادی که در خانوادههای پرتنش یا بیثبات بزرگ شدهاند، یا کسانی که بهدنبال شناخت ریشههای رفتارهای تکرارشونده و بازسازی حس امنیت درونی هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب از دستم عصبانی هستی؟
«واکنش مداراجویانه وظیفهٔ اصلی مغز بسیار ساده و واضح است: ایمن نگه داشتن ما. بیش از دومیلیون سال است که این بخش غریزی بقا در مغز تنها یک هدف دارد، پاسخ به نیازهای اولیهٔ بشر، تأمین امنیت، غذا و نیاز جنسی. همینطور مسئول بخشی است که وقتی احساس خطر میکنیم به آن پناه میبریم. زمانی که مغز احساس خطر کند، چه خطر واقعی باشد چه فقط تصور ما از آن باشد، سیستم عصبی به چهار پاسخ غریزی روی میآورد: جنگ، گریز، یخزدگی و مدارا. کتاب بر واکنش مداراجویانه تمرکز دارد؛ واکنشی بسیار رایج به تروما که کمتر دربارهاش صحبت شده است. اصطلاح «پاسخ مداراجویانه» در دههٔ گذشته رواج یافت و نخستین بار آن را پیت واکر رواندرمانگر در کتاب اختلال استرس پس از سانحه: از بقا تا شکوفایی معرفی کرد. سه واکنش رایج دیگر در مواجهه با خطر شناختهشدهتر هستند. جنگ: برخورد خشونتآمیز با خطر تا از بین رفتن آن (برای مثال، فریاد زدن یا ضربوشتم). گریز: ترک فیزیکی مکان یا رابطه مثل فرار از رابطه یا غیب شدن ناگهانی. یخزدگی: این واکنش زمانی رخ میدهد که امکان ترک فیزیکی نیست، پس بدن به دومین گزینه روی میآورد، یعنی فرار روحی با مسدود کردن راه هر نوع احساس مثل گسست عاطفی، بیحسی و خیالپردازی. اما واکنش مداراجویانه چیست؟ مدارا زمانی رخ میدهد که تلاش میکنیم نظر مثبت عامل خطر را جلب کنیم، مورد پسند عامل تهدید باشیم، راضی نگهش داریم و با او موافقت کنیم تا حس امنیت داشته باشیم. پاسخ مداراجویانه در واقع یعنی ماندن و غرق شدن در رابطه یا موقعیت تهدیدآمیز بهجای فرار و مقابله. نادیده گرفته شدن این واکنش به این دلیل است که شخص مداراکننده را تشویق هم میکنند. مهرطلب بودن و مدارا کردن تحسین میشود. وقتی خودمان را سرزنش میکنیم به ما لقب ازخودگذشتگی میدهند. وقتی نیازهای دیگران را اولویت قرار میدهیم و خودمان را فراموش میکنیم تأیید میشویم. افراد زیادی، بهخصوص خانمها، مدارا کردن را از کودکی میآموزند و جامعه به آن پروبال میدهد. به ما میآموزند باید دیگران را راضی نگه داریم و نیازهای خودمان را برای راحتی دیگران نادیده بگیریم. مدارا به وسیلهای برای بقا بدل شده است؛ روش ناخودآگاهی برای احساس قدرت در جامعهای که از ما تغذیه میکند.»
حجم
۳۸۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
حجم
۳۸۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه