
کتاب سوزومه
معرفی کتاب سوزومه
کتاب سوزومه نوشتهی ماکوتو شینکای با ترجمهی نیلوفر عزیزپور روایتی است پر از تصویر، حرکت و حس، که انتشارات پرتقال آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب رمانی نوجوانپسند، ماجرای دختری دبیرستانی به نام سوزومه را دنبال میکند که در شهری ساحلی در کیوشو زندگی میکند و ناگهان پایش به جهانی دیگر، درهایی مرموز و نیرویی ویرانگر باز میشود. متن کتاب سرشار از توصیفهای دقیق از آسمان، دریا، شهرهای کوچک، قطارها و جادههاست و فضای آن میان رؤیا و واقعیت در نوسان است؛ جایی که یک در متروکه میتواند به آسمانی پرستاره باز شود و یک صندلی چوبی بچهگانه به دوستی همراه در سفری طولانی بدل شود. سوزومه در این مسیر با جوانی به نام سوتا، گربهای مرموز و موجوداتی که میان جهان انسانها و نیروهای پنهان طبیعت قرار گرفتهاند روبهرو میشود و همزمان با سفر در سراسر ژاپن، با گذشتهی خود و زخمهای ناپیدای شهرها مواجه میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سوزومه
کتاب سوزومه داستان خود را با رؤیایی تکرارشونده آغاز میکند؛ رؤیایی که در آن سوزومهی کودک در میان علفزاری زیر آسمانی غیرعادی، بهدنبال مادرش میگردد و درِ تنهایی را میبیند که به شبی پرستاره باز میشود. همین تصویر، هستهی اصلی جهان داستان را میسازد: درهایی که در مکانهای متروکه ظاهر میشوند و به فضایی دیگر راه دارند. ماکوتو شینکای در این کتاب، زندگی روزمرهی یک دختر دبیرستانی در شهری بندری در میازاکی را با رخدادهای شگفتانگیز گره زده است؛ از صبحی معمولی با اخبار هواشناسی و نان تست و کره، تا برخورد ناگهانی با مردی غریبه در جادهی کنار دریا که «دنبال یک در» میگردد. از همان فصلهای آغازین، زلزله، هشدارهای تلفنی، دودی قرمز و مارگونه در آسمان و دری سفید در هتلی متروکه، نشان میدهند که زیر پوست این زندگی عادی، نیرویی ناآرام جریان دارد. سوتا، جوانی که خود را مهرومومکننده مینامد، با کلیدی عجیب درها را میبندد تا «کرم ویرانگر» را که زلزلهها را برمیانگیزد، به پشت درها بازگرداند. کتاب سوزومه در ادامه، از فضای محدود شهر کوچک خارج میشود و به سفری جادهای و ریلی در سراسر ژاپن تبدیل میشود؛ از کیوشو تا شیکوکو و بعد شهرها و روستاهای دیگر. ساختار کتاب بر پایهی روزها و مسیرها پیش میرود؛ روز اول در میازاکی و دهکدهی متروکهی چشمهی آبگرم، روز دوم در اهیمه و باغهای نارنگی، و بهتدریج شهرها و مکانهای تازه. در این میان، گربهای سفید با حلقهی سیاه دور چشم، که از دل مجسمهی سنگی بیرون آمده، به نام دایجین در شبکههای اجتماعی مشهور میشود و ردش را میتوان از روی هشتگها و عکسها دنبال کرد. سوتا که بر اثر طلسم دایجین به صندلی چوبی سهپایهی دوران کودکی سوزومه تبدیل شده، همراه او در قطارها، کشتیها و جادهها پیش میرود. کتاب در فصلهای متعدد، هم رابطهی سوزومه با خالهاش تاماکی و دوستانش آیا و مامی را نشان میدهد، هم صداهای دورِ گذشتهی مکانها را که هنگام بستن درها شنیده میشوند؛ صداهایی از استراحتگاههای متروکه، شهرهای خالی و زندگیهایی که ناتمام ماندهاند.
خلاصه کتاب سوزومه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! سوزومه، دختر دبیرستانی ساکن شهری بندری در میازاکی، هر شب رؤیایی میبیند از علفزاری زیر آسمانی پرستاره که در آن مادر گمشدهاش را صدا میزند و دری تنها در میان ویرانهها میبیند. یک صبح، در راه مدرسه، با جوانی به نام سوتا روبهرو میشود که از او سراغ «مکان متروکه» و «یک در» را میگیرد. سوزومه کنجکاو، به دهکدهی متروکهی چشمهی آبگرم میرود و در حیاط هتلی ویران، دری سفید مییابد که به آسمانی شبانه و چمنزاری نامرئی در جهان واقعی باز میشود؛ دری که میتوان آن را دید اما نمیتوان از آن گذشت. او هنگام گشتوگذار، مجسمهی سنگی کوچکی را از آب بیرون میکشد؛ مجسمهای یخزده با چهرهای شبیه گربه. کمی بعد، از همان در، جریانی سرخ و مارگونه به آسمان میخزد و همزمان هشدار زلزله در شهر به صدا درمیآید. سوتا که خود را مهرومومکننده مینامد، میکوشد در را ببندد و با کلیدی عجیب، «کرم ویرانگر» را به پشت در بازگرداند؛ نیرویی که اگر رها شود، به شکل زلزله شهرها را میلرزاند. سوزومه به او کمک میکند و برای نخستینبار، همراه او دری را میبندد. اما بیرون کشیدن مجسمه، پیامدی غیرمنتظره دارد؛ مجسمه به گربهای سفید به نام دایجین بدل میشود که حرف میزند، سوتا را «مزاحم» میخواند و او را طلسم میکند. سوتا به صندلی چوبی سهپایهی دوران کودکی سوزومه تبدیل میشود و دایجین میگریزد. از اینجا، داستان به تعقیبی طولانی بدل میشود: سوزومه با کشتی از کیوشو به شیکوکو میرود، در شبکههای اجتماعی رد گربه را از روی عکسها و هشتگها دنبال میکند و همراه صندلی زنده، سوار قطارها و اتوبوسها میشود. در هر شهر، دایجین با معصومیتی فریبنده ظاهر میشود و همزمان، در مکانهای متروکه درهای دیگری باز میشوند و کرم ویرانگر دوباره سر برمیآورد. سوزومه و سوتا باید درها را ببندند، سنگ تاج را بازیابند و پیش از آنکه نیروی ویرانگر فاجعهای تازه رقم بزند، تعادل را برگردانند. در طول این سفر، سوزومه با آدمهای تازهای مثل چیکا در باغهای نارنگی آشنا میشود، با خالهاش دروغ میگوید و از خانه دورتر میشود، و کمکم درمییابد که این درها و رؤیاها، به گذشتهی خودش و شبی گمشده در کودکیاش گره خوردهاند.
چرا باید کتاب سوزومه را بخوانیم؟
سوزومه از دل یک موقعیت آشنا شروع میشود: نوجوانی در شهری کوچک، مدرسه، صبحانهی ساده، دوستان و خالهای که جای مادر را گرفته است. اما همین زندگی روزمره، ناگهان با درهایی به جهانی دیگر، گربهای سخنگو و صندلیای زنده تلاقی پیدا میکند. این ترکیب، کتاب را به اثری تبدیل کرده است که هم حس سفر و ماجراجویی دارد، هم لایهای عاطفی و تلخوشیرین دربارهی فقدان، خاطره و ترسهای جمعی. در هر فصل، مکان تازهای معرفی میشود؛ از دهکدهی متروکهی چشمهی آبگرم تا بندرهای شیکوکو و باغهای نارنگی، و هر مکان، گذشتهی خودش را دارد که هنگام بستن در، در قالب صداها و تکهگفتوگوهای دور شنیده میشود. این نگاه، ویرانهها و جاهای فراموششده را به صحنههایی زنده و پر از ردِ زندگی تبدیل کرده است. در عین حال، رابطهی سوزومه و سوتا، که یکی انسان و دیگری صندلی سهپایه است، لحنی همزمان خندهدار و جدی به داستان میدهد؛ از دویدن صندلی در خیابان و عکسهایش در شبکههای اجتماعی با هشتگ صندلی_دونده، تا گفتوگوهای شبانهشان روی عرشهی کشتی دربارهی «مهرومومکنندهها» و «ایزدان این سرزمین». کتاب بهتدریج نشان میدهد که بستن درها فقط یک کار جادویی نیست، بلکه نوعی مواجهه با گذشتهی مکانها و آدمهاست؛ با صداهای خانوادههایی که دیگر آنجا نیستند و امیدهایی که نیمهکاره ماندهاند. برای کسانی که به داستانهای جادهای، سفر با قطار و کشتی، و روایتهایی که میان رؤیا و واقعیت حرکت میکنند علاقه دارند، این کتاب تجربهای سرشار از تصویر و حس فراهم کرده است. همچنین برای خوانندگانی که دوست دارند در دل یک ماجرا، هم تعلیق و خطر را دنبال کنند و هم تغییرات درونی شخصیت اصلی را، مسیر رشد سوزومه از دختری مردد تا کسی که خود را در برابر «درها» مسئول میبیند، جذاب است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای ماجراجویانه، سفر، فانتزی شهری و روایتهایی با حالوهوای احساسی و تصویری علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که از فضاهای ژاپنی، شهرهای ساحلی، قطارها و جادهها لذت میبرند و دوست دارند داستانی دربارهی مواجهه با فقدان، زلزله و خاطره را در قالب روایتی پرتحرک دنبال کنند.
بخشی از کتاب سوزومه
«بالاخره به خانهای میرسم و از پنجره به داخل نگاه میکنم. تمام خانههای این منطقه زیر گیاهان مدفون شدهاند. بیشتر پنجرهها شکستهاند و پردههای ژندهشان در باد نجوا میکنند. علفهای هرز داخل خانه متراکمترند، اما به طرز عجیبی، ظروف، صفحهکلیدها، کتابهای درسی و باقی وسایلی که همهجا پخشوپلا شدهاند، کاملاً نو به نظر میرسند. فریاد میزنم: «مامان!» اما صدایم خشدار و گرفته است، انگار رمقی برایش نمانده. گلویم را صاف میکنم و دوباره فریاد میزنم: «مامان!» دیوارهای پیچکپوش فریادم را چنان میبلعند که انگار هیچ صدایی از من درنیامده است. نمیدانم به چند خانه سرک میکشم، چقدر روی علفها راه میروم، چند بار مادرم را صدا میزنم. کسی جوابی نمیدهد؛ سروکلهٔ کسی پیدا نمیشود. حتی حیوانی هم نمیبینم. فریادهایم در میان علفهای هرز، خانههای مخروبه، ماشینها رویهمانباشته و قایقهای ماهیگیری گیرافتاده روی پشتبامها، بی هیچ پژواکی محو میشوند. هرچقدر هم که پیش میروم، فقط ویرانه میبینم. دوباره اشک میریزم و حس ناامیدی شدیدی وجودم را میگیرد. «مامان! مامان کجایی؟!» هقهقکنان راه میروم. نفسمهایم سفید میشوند. موقع بازدم، دهانم از بخار نفسهایم خنک میشود و نوک گوشهایم بیشتر یخ میکند. انگشتهای دستم با گِل سیاهی که زیر ناخنهایم جمع شده و انگشتهای کوچک و گرد پاهایم داخل کفشهای بندچسبیام از شدت سرما درد گرفتهاند. بااینحال، گلو و قلب و پشت کرهٔ چشمهایم بدجور داغ شدهاند، انگار که بیماریای فقط این قسمتهای بدنم را مبتلا کرده باشد. وقتی دوباره به آسمان نگاه میکنم، خورشید پشت ابرها فرورفته و جهان در پس پردهای شفاف و لیموییرنگ پنهان شده است. بالای سرم، هنوز هم ستارهها درخشش عجیبی دارند. خسته از راه رفتن و گریه کردن، در میان علفها چمباتمه میزنم. همینطور که درون کاپشنم کز میکنم، باد به پشتم میوزد و کمکم گرمای بدنم را میدزدد و درعوض درماندگی برایم به جا میگذارد. بدن کوچکم سنگینتر میشود، انگار که درونم را با گِل پر کرده باشند. اما این تازه اولشه.»
حجم
۲۱۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه
حجم
۲۱۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه