
کتاب پاک ستان
معرفی کتاب پاک ستان
کتاب پاک ستان نوشتهی احسان قائدی وانانی و جمعی از نویسندگان، توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این اثر مجموعهای از هجده روایت میدانی است که به تجربهها و خاطرات زائران و خدّام اربعین از شبهقاره، بهویژه پاکستان، در سیستان و بلوچستان میپردازد. روایتها با قلمهای متنوع و زبانی صمیمی، زندگی، رنجها، آرزوها و امیدهای زائران پاکستانی را در مسیر پرچالش سفر به کربلا و همچنین میزبانی مردم محلی را به تصویر میکشند. کتاب با تمرکز بر مرزهای میرجاوه و ریمدان، نهتنها به مشکلات و سختیهای راه اشاره دارد، بلکه لحظات همدلی، فداکاری و تغییرات اجتماعی را نیز روایت میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پاک ستان
کتاب پاک ستان با گردآوری احسان قائدی وانانی، مجموعهای از روایتهای واقعی و میدانی درباره زائران پاکستانی اربعین است که از مرزهای شرقی ایران عبور میکنند. این کتاب با نگاهی جزئینگر و انسانی، به زندگی زائرانی میپردازد که با وجود مشکلات امنیتی، فقر، گرما و بیمهریها، خود را به مسیر زیارت میرسانند. ساختار کتاب بر پایه روایتهای کوتاه و متنوع از زبان چندین نویسنده شکل گرفته و هر روایت بخشی از تجربههای زائران یا میزبانان ایرانی را بازگو میکند. نویسندگان با تمرکز بر شهرها و روستاهای سیستان و بلوچستان، از محلههای محروم تا موکبهای ساده، تصویری زنده از همدلی و تغییرات اجتماعی ارائه دادهاند. کتاب پاک ستان نهتنها به مشکلات و مصائب زائران میپردازد، بلکه لحظات امید، همدلی و تأثیر حضور زائران بر جامعه میزبان را نیز به تصویر میکشد. این اثر با روایتهایی از زنان و مردان محلی، کودکان، خدّام و حتی زائران سالخورده، تصویری چندوجهی از فرهنگ میزبانی و معنای سفر اربعین در مرزهای شرقی ایران ارائه میدهد.
خلاصه کتاب پاک ستان
کتاب پاک ستان با روایتهایی از مرزهای میرجاوه و ریمدان، به زندگی زائران پاکستانی اربعین میپردازد که با وجود فاصلههای طولانی، مشکلات امنیتی و اقتصادی، خود را به ایران و سپس عراق میرسانند. روایتها از لحظه ورود زائران به خاک ایران آغاز میشود؛ جایی که بسیاری از آنها خاک را میبوسند و ایران را قبله آمال خود میدانند. کتاب به مشکلات عبور از مرز، انتظارهای طولانی زیر آفتاب، کمبود آب و غذا و حتی مرگ و تولد در مرز اشاره دارد. در کنار این سختیها، روایتهایی از میزبانی مردم سیستان و بلوچستان آمده است؛ از محله غلامسرور که با همت اهالیاش به موکب زائران تبدیل شده تا زنانی که با نذر و پسانداز، زائران را به خانههای خود میبرند. روایتهایی از آشپزخانههای ساده، غذاهای نذری، ماجراهای تقسیم ظرف و حتی نذر گوشواره برای دختران زائر، بخشی از فضای کتاب را شکل میدهد. کتاب همچنین به تغییرات اجتماعی در محلهها، همدلی میان میزبان و مهمان، و تأثیر حضور زائران بر زندگی مردم محلی میپردازد. روایتها با زبان صمیمی و جزئینگر، لحظات تلخ و شیرین، امید و دلسوزی، و گاه طنز را در کنار هم قرار دادهاند تا تصویری زنده از سفر اربعین پاکستانیها و میزبانی ایرانیها ارائه دهند.
چرا باید کتاب پاک ستان را بخوانیم؟
کتاب پاک ستان با روایتهای میدانی و زنده، تصویری متفاوت از سفر اربعین و نقش مردم سیستان و بلوچستان در میزبانی زائران پاکستانی ارائه میدهد. این کتاب با کنار هم گذاشتن تجربههای زائران و میزبانان، نهتنها به مشکلات و سختیهای سفر میپردازد، بلکه لحظات همدلی، فداکاری و تغییرات اجتماعی را نیز نشان میدهد. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با فرهنگ میزبانی در مناطق محروم، شناخت دغدغهها و آرزوهای زائران شبهقاره و لمس تأثیرات متقابل این حضور بر جامعه محلی. روایتهای کتاب، همدلی و امید را در دل سختیها برجسته میکند و نگاه تازهای به معنای سفر، مهماننوازی و تغییرات اجتماعی میدهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان روایتهای اجتماعی، پژوهشگران حوزه فرهنگ و دین، فعالان حوزه اربعین، کسانی که دغدغه مهاجرت، مرز و همزیستی فرهنگی دارند و همچنین افرادی که به شناخت زندگی مردم سیستان و بلوچستان و تجربههای زائران پاکستانی علاقهمندند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب پاک ستان
«به مرز که میرسد خودش را روی زمین میاندازد و خاک ایران را غرق بوسه میکند. ردخور ندارد؛ از هر صد تا نودتایشان به خاک ایران برسند این کار را میکنند. وقتی علتش را میپرسی، میگوید: «تو حال مرا درک نمیکنی. خسته شدم از بس خبر مرگ عزیزانم را در انفجارهای تندروها شنیدم! ایران تنها کشوری است که به این فلاکت نیفتاده که هر روز کسی در جایی برایش تصمیم بگیرد.» امریکا برای مردم پاکستان مثل قلدری است که، با مرگ هر عزیزی، کینهاش در دلشان تازهتر میشود. خودشان زورشان نمیرسد، اما هر کس به امریکا بدوبیراه بگوید ذوق میکنند. اساساً در رهایی از ظلم پدید آمدند؛ یعنی ۷۷ سال قبل با ایدهٔ علامه اقبال لاهوری و رهبری محمدعلی جناح خودشان را از هند هزارآیین و فرقه جدا کردند تا پاک بمانند. اسم خودشان را هم گذاشتند «پاکسِتان». ما غالباً از پاکستان آن چیزی را که رسانهها برایمان ساختهاند شنیدهایم. جولان گروهکهای تروریستی، جداییطلبی، کارتلهای مواد مخدّر، قاچاق سوخت و ... اما مردم در پاکستان، بهعنوان دومین کشور پُرجمعیت مسلمان، نهتنها بهشدت عاشق ایراناند، که کشتهمُردهٔ اهلبیتاند؛ سنّی و شیعه هم ندارد. هر شهری برای خود امامبارگاه دارد که ماکت حرم امام حسین (ع) را در آن گذاشتهاند و آنجا را زیارت میکنند.»
حجم
۱۱۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۶۴ صفحه
حجم
۱۱۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۶۴ صفحه