معرفی و دانلود کتاب رگ سرخی به تن بوم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب رگ سرخی به تن بوم
off
٪۴۰

کتاب رگ سرخی به تن بوم

نوع کتاب
۴.۷(از ۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ملیحه صباغیان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رگ سرخی به تن بوم

ملیحه صباغیان، نویسنده است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: « نگاه سهراب خیره مانده به روبه‌رو. به پشت سر من. قد راست کردم. برگشتم. دهان گشودم. پشت پلکم، کوبیدن گرفت. ستونی از نور فروپاشید. صفحه‌ای روشن و سفید رنگ، انگار که بومی خام و کار نکرده پیش چشمم قد کشید. پلک‌ها را به هم فشردم، طرحی از چشم‌های کامران، همان که اول بار، روی کاغذ آورده بودم، در متن صفحه نقش بست. رگ سرخی به تن بوم دوید و آن میان، نقش چشم‌های کامران برجسته شد. بُعد پیدا کرد. جان گرفت و صاحب نگاه شد. نگاهی گرم. نگاهی مهربان».

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رگ سرخی به تن بوم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:رگ سرخی به تن بوم
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:ملیحه صباغیان
انتشارات:گروه انتشاراتی ققنوس
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۸/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۴۸ مگابایت
شابک:-۹۷۸-۹۶۴-۳۱۱-۸۴۶-۴
تعداد صفحه‌ها:۳۱۲ صفحه
قیمت کتاب:۱۲۶۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

zeynab
۱۳۹۵/۱۱/۲۸

اسم کتاب جالب است و حتی عکسش و خود این باعث می شود که خواننده جذب شود

۰

بریده‌هایی از کتاب

n re
۱
زندگی موهبتی است بزرگ. بیایید در لحظه لحظه‌های آن، گل خنده بر لب بنشانیم و دست‌هایمان را با گرمای محبت پر بار کنیم.
n re
۱
نگاهمان در هم گره خورد. چیزی ته چشمش درخشید. روی برگرداندم، اما دو نقطه فروزان در ذهنم باقی ماند. نفهمیدم واژه‌ها کجا پر کشیدند. چه شد صدا میان گلویم شکست!
n re
۱
کاش می‌شد به عقب برگشت و سال‌هایی از عمر را دوباره و به شکلی دیگر زندگی کرد، یا دورشان ریخت، لااقل بهشان فکر نکرد.
n re
۱
دلم می‌خواست افکارم را مثل رختی از تن در بیاورم و گوشه‌ای بیاویزم،
n re
۱
انگار برگشته بودم به دوران کودکی. خوشی‌های ساده. خوشی‌های دم دست. احساس می‌کردم، فاصله میان من و عکس‌های روی دیوار برداشته شده است. همقد شده‌ایم. همبازی. به روی هم می‌خندیم.
n re
۰
چه عهدها که آدم با خودش می‌بندد و در لحظات ضروری فراموش می‌کند. چه ناملایمات و سختی‌هایی که به جرقه‌ای ترک برمی‌دارد و تکه تکه می‌شود و افسونی تازه از آن میان سر برمی‌آورد.
n re
۰
«آخه کی می‌خواین بفهمین، اینم یه جور اسارته که آدم مجبور باشه محض خاطر این و اون، بی‌خیالی نشون بده و دائم عین خل‌ها بخنده!»
n re
۰
بعضی‌ها واقعا درگیرن. مسئله دارن. بعضی‌ها واسه خودشون مسئله می‌سازن. قید و بند می‌تراشن.