
کتاب کافورخانه
۳٫۹
(۹)
خواندن نظراتمعرفی کتاب کافورخانه
«کافورخانه» نخستین رمان زهرا میمندی پاریزی( -۱۳۵۹)، نویسنده ایرانی است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«تازه وقتی ارباب بزرگ عروسش را آنطور بیمهابا و با همان بزک و دوزک به میان مهمانان آورد و با هم برخاستند، تازه آنوقت بود که شور و شوق اهالی چند برابر شد. همه دیدند زنی به زیبایی ماه شب چهارده در میان مجلس حضور داشت. زنی که از لحاظ قد و قامت به بلندی ارباب بزرگ بود و وقتی میخندید همه میتوانستد شکاف بین دندانهایش را ببینند که هر ببینندهای را به سمت ابدیتی شیرین، هدایت میکرد. زنی که هر چه نگاهش میکردند تماشاییتر و دل پذیرتر میشد. آن شب تفنگچیهای ارباب همه را راحت گذاشته بودند، تا بخورند و بیاشامند و پایکوبی کنند و نعره بکشند.
تنها در این میان موسیخان بود که دمقتر و پیرتر از همیشه گوشهای از مجلس نشسته بود و چپق میکشید و ریش قرمزش را با دست میمالید. سمت راستش، نوهاش سمیه هم آرام و سر به زیر نشسته بود و نگاهش جایی میان سنگهای روی زمین را میکاوید. تنها گاهی سرش را بالا میگرفت و از میان نور و رقص و آتش، ارباب بزرگ و عروسش را نگاه میکرد و لبخندی محو صورتش را میپوشاند. خیلی از آسیابادیها میدانستند موسیخان انتظار این را داشته ارباب بزرگ به خواستگاری تنها نوۀ دختری او برود و او را به زنی بگیرد. اما هرگز این انتظار موسیخان برآورده نشد. موسیخان هم به خندههای زیبای نازخاتون نگاه میکرد و در دل به این فکر میکرد چطور ارباب بزرگ نباید نوۀ او را به زنی میگرفت؟ آن دختر پر اطوار شهری چه چیزی بهتر و سرتر از سمیۀ او داشت؟»
کیل کمال (نسخه کامل)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فهیمه سهیلیپناه
رگ سرخی به تن بومملیحه صباغیان
تنباکوها و یاسمهرام بهین
لحظههای انتظارنسرین ثامنی
شلغم میوهی بهشتهعلیمحمد افغانی
پایان خوش ناتمامکاوه میرعباسی
سیب ترشفرشته نوبخت
بافتههای رنجعلیمحمد افغانی
رویاهای گمشدهالهه رضاییزاده
برف سوزیناهید فرامرزی
مربای انجیریعسوب محسنی
تجریشزکریا قائمی
از عشق تا دیوانگی راهی نیستمهرنوش صفایی
درختم دلشوره داردفریده خرَمی
روی جاده نمناکآوا (خدیجه) قاسمی
سوار بر قایق محبتاکرم واحدی
تنیده در هزار توی زمانفیروزه فرجادنیا
شورانگیزامیر برزگر خراسانی
خانه های دوش به دوشآوا (خدیجه) قاسمی

نظرات کاربران
تراوشات یک ذهن مالیخولیای حیف وقتی که برای خواندن چند صفحه اول کتاب گذاشتم