
کتاب روان های آزرده
معرفی کتاب روان های آزرده
کتاب روان های آزرده با عنوان اصلی «Les ames grises» نوشتهٔ فیلیپ کلودل و ترجمهٔ پرویز شهدی از فرانسه به پارسی است. انتشارات به سخن این کتاب را منتشر کرده است. اثر حاضر که در دستهٔ ادبیات داستانی قرار میگیرد، یک رمان معاصر و فرانسوی است. این رمان یک راوی اولشخص دارد که به قتل دختری جوان در شهری کوچک و در سال ۱۹۱۷ پرداخته است. راوی یک پلیس است؛ پلیسی بازنشسته که پس از گذشتن ۲۰ سال از این حادثه، میکوشد پروندهٔ قدیم و فراموششده را دوباره به جریان بیندازد. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روان های آزرده اثر فیلیپ کلودل
کتاب «روانهای آزرده» (Grey Souls) که نخستینبار در سال ۲۰۰۳ میلادی و در سال ۱۴۰۳ در ایران منتشر شد، رمانی معاصر و فرانسوی به قلم «فیلیپ کلودل» است. این رمان که یک راوی اولشخص دارد، در باب قتل دختری جوان در شهری کوچک و در سال ۱۹۱۷ میلادی است. کتاب حاضر به بیش از ۲۰ زبان برگردانده شده است؛ همچنین «ایو آنژلو» (Yves Angelo) برای ساخت یک فیلم سینمایی از این اثر داستانی اقتباس کرده است. این رمان را دارای داستانی پیچیده و دراماتیک میدانند که در روزهای سرد و تاریک جنگ جهانی اول رخ میدهد. کتاب حاضر با نگاهی ضدجنگ، بهصورت شاعرانه و دقیق وضعیت انسانها را در روزگار جنگ، یعنی زمانی که اخلاق و اصول انسانی از بین میرود روایت کرده است.
تأثیرات جنگ بر روان انسانها و نحوهٔ واکنش آنها به شرایط مختلف از مهمترین مسائلی است که در این اثر بررسی میشود. ازآنجاکه جنگ بهطور وحشتناکی چهرهٔ زندگی و حقیقت را تغییر میدهد، این کتاب یک سؤال بنیادین را مطرح کرده است؛ آیا حقیقتِ خیر و شر همیشه ثابت است یا اینکه حقیقت در شرایط سخت و بحرانی، خود را بهصورت متفاوتی نشان میدهد؟ این رمان نهتنها به بررسی پیچیدگیهای روانشناختی انسانها میپردازد، بلکه اصول و قوانین اجتماعی و اخلاقی را بازنگری میکند و خواننده را به تأمل در ارزشهای انسانی و تمدن فرا میخواند. رمان «روانهای آزرده» با ویژگیهای داستانی قوی، تصویرسازیهای دقیق و مفاهیم روانشناختی عمیق تجربهای فراموشنشدنی برای ما به ارمغان میآورد. کتاب بهشکلی عمیق و پیچیده فضای بدگمانی و تردید را به نمایش میگذارد؛ فضایی که در آن هر فرد هم مجرم است و هم قربانی.
خلاصه داستان روان های آزرده
قتل دختری کوچک در یک روز سرد در دسامبر ۱۹۱۷ میلادی، بازرسها و مقامات قضایی را وادار به پیگیری یک پروندهٔ جدید میکند. جنگ و فساد همه جا را فرا گرفته است و حقیقت و عدالت بهشکلی پیچیده و تاریک آشکار میشوند. در این شرایط مسئلهای که در نهایت به گرهی پیچیده تبدیل میشود، سرنوشت کسانی است که در تلاش هستند در چنین فضایی زنده بمانند؛ حتی اگر به بهای از دست دادن انسانیت، شرافت و صداقت خود باشد. پلیس بازنشستهٔ این رمان که راوی اثر نیز هست، میکوشد پس از گذشتن ۲۰ سال از آن حادثه، پروندهٔ قدیم و فراموششده را دوباره به جریان بیندازد و با بازسازی واقعه، تصویری از زندگی مردم در سایهٔ جنگ و آسیبهای روانی آن ارائه دهد.
چرا باید کتاب روان های آزرده را بخوانیم؟
مطالعهٔ این رمان میتواند شما را با پیامدهای وخیم جنگ آشناتر کند. این اثر به بررسی تأثیرات جنگ بر روان انسانها پرداخته و تلخی و زوال اجتماعی پس از جنگ را نشان داده است.
کتاب روان های آزرده را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر فرانسه و قالب رمان از زبان یک پلیس بازنشسته پیشنهاد میکنیم.
درباره فیلیپ کلودل
«فیلیپ کلودل» (Philippe Claudel) در سال ۱۹۶۲ به دنیا آمد. او نویسنده، کارگردان و رماننویس قرن بیستم میلادی و اهل فرانسه است. علاوه بر نویسندگی در زمینهٔ تدریس فعالیت میکند و اکنون استاد ادبیات دانشگاه نانسی است. ۱۱ سال در زندان بهعنوان معلم مشغول به کار بود؛ تجربهای که برای کلودل در نگارش داستانهای کوتاه، رمانها و فیلمنامههایش الهامبخش بوده است. چنانکه فیلیپ کلودل گفته، حضور در کنار زندانیان و حشرونشر با آنان باعث شده نظرات سادهانگارانهاش را درمورد مردم، گناهکاری و قضاوت دیگران کنار بگذارد. او معتقد است اگر چنین تجربهای را در زندگی خود نداشت، نوشتن رمانهایی مانند «گزارش برودک» یا «ارواح خاکستری» (یا «روانهای آزرده») و ساختن فیلمهایی مانند «من تو را خیلی دوست داشتم» غیرممکن بود. نمایشنامهٔ «توافقنامه» یکی دیگر از آثار اوست. مهمترین اثر فیلیپ کلودل را رمان «Les Âmes grises» برابر با «ارواح خاکستری» یا «روانهای آزرده» دانستهاند که جایزهٔ پرنس رنودو در فرانسه را برنده شد، برای جایزهٔ گامشوی آمریکا نامزد شد و جایزهٔ مارتین بک سوئد را برد. این نویسنده جایزهٔ پرنس گنکور دو نوول را در سال ۲۰۰۳ و برای رمان «Les petites mécaniques» دریافت کرد و جایزهٔ ۲۰۱۰ «Independent Foreign Fiction Prize» را برای رمان «گزارش برودک» برنده شد. فیلم اول او «I’ve Loved You So Long» جایزهٔ بافتا را برای بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان دریافت کرد؛ همچنین جایزهٔ سزار را برای «بهترین فیلم اول» برای این فیلم برد.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
رمان حاضر جایزهٔ پرنس رنودو را در فرانسه برنده شد، برای جایزهٔ گامشو آمریکایی نامزد شد و جایزهٔ مارتین بک سوئد را نیز برد؛ همچنین برای جایزهٔ گنکور و جایزهٔ فمینا نامزد شد.
نظر افراد یا مجلهها درباره این کتاب چیست؟
«پرویز شهدی»، مترجم این اثر معتقد است که کتاب «روانهای آزرده» دارای دو ویژگی اصلی است که ارزش آن را میسازد. نخست، موضوع داستان است که به بررسی فاجعهای بزرگ، یعنی جنگ جهانی اول میپردازد. دومین ویژگی کتاب، نحوهٔ روایت داستان از زبان راوی (پلیس بازنشسته) است که خود، درگیر یکی از بزرگترین فاجعههای انسانی است، اما به جبهه نرفته و بهجای آن شاهد تغییر در شخصیتها و رفتارهای افراد است. این مترجم گفته است که راوی رمان حاضر با توصیفهای ساده، کوتاه و گاه گزنده، وضعیت کسانی را که در این دوران آشفته زندگی میکنند، شرح میدهد.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب حاضر پیش از این تحتعنوان «جانهای خاکستری» با ترجمهٔ «ایوب مرتضوی باباحیدری» توسط نشر قطره و در سال ۱۳۸۹ منتشر شده است.
بخشی از کتاب روان های آزرده
«هفتهها گذشتهاند، بهار برگشته، هر روز دوبار میروم سر خاک کلمانس. صبح و عصر. با او حرف میزنم. ساعتهای زندگیام را انگار همچنان زنده کنارم نشسته باشد، با همان لحن گفتوشنود همیشگی، لحنی که واژههای عاشقانه در آن به زیب و زیور و رنگ و جلا نیازی ندارند تا مانند سکهٔ نو بدرخشند، برایش تعریف میکنم.
فکر کرده بودم همه چیز را رها کنم، کارم، خانهام و بگذارم بروم، ولی یادم آمد زمین گرد است و طولی نخواهد کشید که به نقطهٔ اولم برگردم، خلاصه کاری احمقانه است. حساب کرده بودم شاید مییرک باعث شود بفرستندم به جاهایی دیگر. به خودم میگفتم میخواهد انتقام بگیرد، برای منتقل کردنم، یا به زانو درآوردنم بهانهای پیدا خواهد کرد. در واقع، آدم بزدلی بودم. تصمیمی را که خودم نمیتوانستم بگیرم، به عهدهٔ دیگران واگذار میکردم. اما مییرک هیچ کاری نکرد، یا در هر صورت کاری که به نتیجهای برسد.
سال ۱۹۱۸ بود، آخرهای جنگ، بویش میآمد. امروز گفتنش یا نوشتنش آسان است، چون میدانم که جنگ در سال ۱۹۱۸ به پایان رسید، ولیدروغ نمیگویم. پایان کار را همه حس میکردند، بههمیندلیل هم فرستادن گروه گروه زخمیها یا مردهها به شهرمان کریه و آزاردهنده بود. شهر کوچکمان همچنان پر بود از معلولها و چهرههای درهم ریخته که زخمهایشان را بهنحوی وصلهپینه کرده بودند. درمانگاه خالی نمیشد، درست مثل هتلهای شکوهمند در سواحل دریا که آدمهای مرفه به همدیگر توصیهشان میکنند. با این تفاوت که در شهر ما، فصل پررونق برای هتلها چهار سال به درازا کشیده بود، بیآنکه وقفهای در آن ایجاد شود. گاهی مادام دوفلر را از دور میدیدم، آنوقت قلبم از جا کنده میشد، انگار میخواست به طرفم بیاید ــ همانطور که آن روز آمده بود ــ و ببردم به بالین کلمانس.»
حجم
۲۰۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۲۰۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه