معرفی و دانلود کتاب سقوط + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سقوطsubscriptionAvailable

کتاب سقوط

نوع کتاب
۴.۱(از ۷۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، آناهیتا تدین
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سقوط

«سقوط» اثر نویسنده مشهور فرانسوی آلبر کامو(۱۹۶۰- ۱۹۱۳) داستان زندگی شخصی به اسم ژان باتیست کلمانس است. او در رستورانی با غریبه‌ای هم‌کلام می‌شود و داستان زندگی‌اش را برای وی بازمی‌گوید. ژان باتیست که در گذشته وکیل موفقی بوده است شبی در حال قدم زدن روی پلی که از رودخانه می‌گذشت، از کنار ماجرایی انسانی بی‌تفاوت عبور کرده و همین کار باعث تاثیراتی در زندگی‌ و آینده‌اش می‌شود. 

سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست معاصر، کتاب سقوط را «زیباترین و فهم‌ناشده‌ترین» کتاب کامو خوانده است. 

قسمتی از کتاب را می‌خوانیم: «چند سال پیش،‌ در پاریس وکیل دعاوی بودم، راستش یک وکیل نسبتاً معروف. البته، اسم واقعی‌ام را به شما نگفته‌ام. در یک چیز تبحر داشتم: دعاوی شرافتمندانه. به قول معروف دفاع از یتیم‌ها و بیوه زن‌ها، البته نمی‌دانم چرا این‌طور می‌گویند چراکه بالاخره بیوه‌های فرصت‌طلب و یتیمان درنده‌خو هم پیدا می‌شوند. به هر حال، همین که بوی قربانی شدن متهمی به مشامم می‌رسید، دست به کار می‌شدم. و آن هم چه کاری؟ کولاک می‌کردم! برای کارهایم دل می‌سوزاندم. انگار هر شب با عدالت هم‌آغوش بودم. مطمئنم حتی شما هم، دقت در لحن گفتار، تأثیر کلام، قدرت و حرارت کلمات، و خشم مهار شده‌ی دفاعیه‌هایم را تحسین می‌کردید. از لحاظ ظاهری، طبیعت، خدمت بزرگی به من کرده است، بی برو برگرد رفتار موقرانه به من می‌آید. بعلاوه، دو احساس صادقانه نیز مرا تقویت می‌کردند: رضایت از این‌که در این طرف نرده، در جایگاه وکلا، قرار گرفته‌ام و دیگر احساس تحقیر غریزی که به طور کلی نسبت به قضات در دل داشتم. البته شاید این حس تحقیر، آن قدرها هم غریزی نبود. اکنون دیگر می‌دانم دلایلی برای این حس وجود داشت. اما، از بیرون بیشتر شبیه به تعصب بود. نمی‌توان منکر شد که لااقل در این روزگار، وجود قضات لازم است، قبول دارید؟»

درباره آلبر کامو

آلبر کامو در ۷ نوا مبر ۱۹۱۳سال در خانواده‌ای فقیر در الجزایر متولد شد. آن زمان الجزایر تحت استعمار فرانسه بود. پدرش کارگری فقیر بود و مادرش خدمتکار بود. آن‌ها صاحب دو فرزند به نام «لوسین» و «آلبر» بودند، پدرش در جنگ کشته شد و مسئولیت نگهداری دو بچه بر عهده مادرش افتاده بود. کامو به خاطر خانواده‌اش مدرسه را رها کرد و به کارگری مشغول شد. معلمش به استعداد او پی برد و او را به ادامه تحصیل تشویق کرد، و به او کمک کرد تا بتواند بورسیه تحصیلی شود. با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم است او همواره این برچسب خاص را رد می‌کرد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازه‌بان تیم فوتبال این دانشگاه بود. کامو در بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ و در سن ۴۷ سالگی بر اثر سانحه‌ی تصادف نزدیک سن، در شهر ویل‌بلویل درگذشت.

به عقیده‌ی بسیاری او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و نویسنده رمان بیگانه و مقاله جریان‌ساز افسانه‌ی سیزیف است. کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر آثار مهم ادبی‌اش که به‌صورت واضح به مشکلات وجدان بشری در این عصر پرداخته است برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. آلبر کامو نخستین نویسنده‌ی زاده‌ی قاره‌ی آفریقا است که برنده این جایزه شده است. او دو سال پس از بردن جایزه‌ی نوبل در یک سانحه‌ی تصادف درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. راننده‌ی اتوموبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند. آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.

زمانی که کامو در حادثه‌ی اتومبیل کشته شد، مشغول کار بر روی نسخه‌ی اول رمان تازه‌ای به نام آدم اول بود. به دوستی نوشته بود: «همه‌ی تعهداتم را برای سال ۱۹۶۰ لغو کرده‌ام. این سال، سال رمانم خواهد بود. وقت زیادی می‌برد؛ اما به پایانش خواهم برد.» حادثه‌ی اتومبیل زمانی پیش‌آمد که عازم پاریس بود تا کاری تازه را در زمنیه کارگردانی شروع کند.

بعد از مرگ کامو، همسر و فرزندانش حق تکثیر آثار او را در اختیار گرفتند و دو اثر باقی‌مانده او را منتشر کردند. اولین آن‌ها کتاب مرگ شاد بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام آدم اول بود که سال ۱۹۹۵ منتشر شد. آدم اول یک خودزندگی‌نامه درباره‌ی دوران کودکی نویسنده در الجزایر است.

زندگینامه آلبر کامو را در صفحه این نویسنده می‌توانید بخوانید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سقوط و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سقوط
عنوان انگلیسی:la chute: recit
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:آلبر کامو
مترجم:آناهیتا تدین
انتشارات:نشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۷/۰۵/۲۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۷۴۱۸۰۸
تعداد صفحه‌ها:۱۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۲۵۰۰۰ تومان
برچسب:داستان فرانسوی، بهترین‌های ادبیات داستانی، برنده نوبل
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی سقوط

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۶

(۳-۱۱-[۱۹]) در این رمان، کامو از اون حالت بی تفاوتیی که شخصیت اصلی رمان "بیگانه" داشت خارج میشه، اندیشه ها و جهان بینیش پیچیده تر میشه، و تا حدودی فهمش یه کم دشواره؛ داستان به صورت مونولوگ پیش میره. برداشت ها از...بیشتر

۱
عادل
۱۳۹۷/۱۰/۱۰

یک کتاب پرمغز و پر مفهوم دیگه از آلبر کامو! ترجمه هم حرفی نداره خیلی خوبه... خوندنش پیشنهاد میشه. ولی اگه میخواید کتابای آلبر کامو رو بخونید بهتره اول از همه کتاب «بیگانه» ایشون رو بخونید.

۰
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۳

سقوط کتابی نیست که یک‌بار آن‌را خواند و به قفسۀ گردگرفتۀ یک کتابخانه یا کنج کشوی یک میز عودتش داد. سقوط روزنه‌ای به دنیای ناشناخته و ناهنجار تمامی انسان‌هایی ست که سال‌هاست از نگاه به واقعیت درون خود گریخته‌اند. سقوط...بیشتر

۰
azar
۱۳۹۹/۰۴/۲۷

یه قسمتی از کتاب: وقتی میخواستم از نابینایی که در عبور از خیابان کمکش کرده بودم خداحافظی کنم در پیاده رو به او ادای احترام میکردم ،قطعا وقتی کلاهم را از سر برمیداشتم منظورم به او نبوده است،او نمی توانست این...بیشتر

۲
pooneh
۱۳۹۸/۰۹/۰۶

عالییی بود واقعا کتابی نیست که به یکبار خوندن بشه اکتفا کرد چون در ابتدا مینا و انتها خواننده غافلگیر میشه و خیلی جالب کسی که داره متن رو میخونه یعنی خود مارو به چالش میکشه و کمی ممکنه از...بیشتر

۰
Amir
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۸

خب آلبر کامو کسی نیست ک بخواد بد بنویسه،من این کتابو نخوندم.تو سایت ایرانصدا گوش کردم و ب نظرم کتاب خیلی خوبی بود... این کتاب ب صورت صوتی با محتوای ۱۴۵ دقیقه‌ای(خلاصه شده) و رایگان تو سایت ایرانصدا قرار داره... اگه خواستین...بیشتر

۰
leila
۱۳۹۸/۰۹/۱۹

زیباترین و فهم ناشده ترین کتاب آلبرکامو 👍

۳
MhmD
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۳

"شیرجه‌های نرفته گاهی اوقات کوفتگی‌های عجیبی به‌جا می‌گذارد" چنان که آدم و حوا از بهشت به زمین سقوط کردند،کلمانس وکیل فرانسوی از بلندای محبوبیت و شهرت به پست ترین مکان ممکن سقوط میکند،سقوطی که کامو از آن صحبت میکند نه سقوط...بیشتر

۰
ریسا
۱۳۹۹/۱۰/۰۴

شاید در نگاه اول خواندن کتاب کمی دشوار باشد اما وقتی جلوتر میرویم واقعا کتاب جذابی است و گویی مونولوگ ها کتاب شمارا به اعماق وجود خود میبرد درواقع رفتارهای انسان را بیان می کند که به دلیل ماسکی که...بیشتر

۱
nafis
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۰

کتاب بدی نبود،اما خیلی باید با دقت خونده بشه،از یه جایی به بعد سخت میشد روی متن تمرکز کرد.

۰
yasaman
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۰

کتاب خیلی عجیبیه. در تمام لحظاتی که میخوندمش به این فکر میکردم یکبار کافی نیست، نیازه که دوباره و دوباره شاید تو سن بالاتری باز هم بخونمش و هر بار بهتر و بیشتر درکش کنم . حس میکنم خیلی حرفها...بیشتر

۰
project woman
۱۳۹۸/۰۱/۱۶

به نظرم دوباره باید کتاب را خواند.عبارت سقوط بسیار عالی تشریح شده بود.

۰
802
۱۳۹۸/۱۱/۰۹

مفید، مختصر و پرمغز. فقط آروم و با حوصله بخونید رشته کلام از دستتون در نره.

۰
nafas.h_97
۱۳۹۷/۱۱/۱۵

عالی بود اولین کتاب از کامو بود که میخوندم و واقعا جذب قلمش شدم

۰
Ali Khabbazian Moghaddam
۱۳۹۷/۰۸/۲۰

بسیار عالی و آموزنده است و این هنرمندی آلبر کامو جای بسی تقدیر فراوان دارد و باید احسنت گفت

۰

بریده‌هایی از کتاب

Aysan
۱۳۲
مرگ است که احساسات ما را بیدار می‌کند؟ چقدر دوستانی که تازه ما را ترک کرده‌اند، دوست داریم، مگر نه؟
Aysan
۹۰
پیش‌ترها، خانه‌ام پُر از کتاب‌هایی بود که نصفه خوانده بودم. این کار همان قدر نفرت‌انگیز است که بعضی‌ها یک گوشه از جگرِ بزرگ غاز را گاز می‌زنند و بقیه‌اش را دور می‌اندازند.
مهدی
۷۰
شیرجه‌های نرفته گاهی اوقات کوفتگی‌های عجیبی به‌جا می‌گذارد
کاربر ۸۶۰۹۴۳۴
۵۶
شیرجه‌های نرفته گاهی اوقات کوفتگی‌های عجیبی به‌جا می‌گذارد.
hamid
۵۲
کسی که فکر می‌کرد که از او متنفرم، وقتی می‌دید با لبخندی گرم به او سلام می‌کنم بسیار تعجب می‌کرد. بنابراین بنا به طبیعتش، یا بزرگواری مرا تحسین و یا ترسویی مرا تحقیر می‌کرد بی‌آن‌که فکر کند دلیل من ساده‌تر از این حرف‌ها است: من همه چیز او را، حتی نامش را فراموش کرده بودم.
Mohammad
۴۳
از آن‌جایی‌که احتیاج داشتم دوست بدارم و دوست داشته شوم، فکر می‌کردم که عاشق شده‌ام. به عبارت دیگر خود را به حماقت می‌زدم
Ali Hosseinnejad
۳۸
آدم‌ها در حکم دادن شتاب می‌کنند تا خودشان مورد داوری قرار نگیرند.
Travis
۳۲
شیرجه‌های نرفته گاهی اوقات کوفتگی‌های عجیبی به‌جا می‌گذارد.
مهدی
۲۹
از آن‌جایی‌که احتیاج داشتم دوست بدارم و دوست داشته شوم، فکر می‌کردم که عاشق شده‌ام. به عبارت دیگر خود را به حماقت می‌زدم.
Aysan
۲۵
که خاطراتش نومیدی می‌آورد، یادتان به‌خیر.