معرفی و دانلود کتاب دختری با هزاران زخم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دختری با هزاران زخم

کتاب دختری با هزاران زخم

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۴۰ رأی)
انتشارات: 
نشر داهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دختری با هزاران زخم

کتاب دختری با هزاران زخم نوشتهٔ کیتلین گلاسکو و ترجمهٔ پگاه فرهنگ مهر است. نشر داهی این رمان معاصر را برای نوجوانان منتشر کرده است. این اثر نامزد جایزهٔ «لینکلن» در سال ۲۰۱۹ و نامزد جایزهٔ «آملیا الیزابت والدن» در سال ۲۰۱۷ میلادی بوده است.

درباره کتاب دختری با هزاران زخم

کتاب دختری با هزاران زخم (Girl in pieces) برابر با یک رمان معاصر برای نوجوانان است که سه بخش دارد؛ «من هرگز نمی‌توانم در این بدن برنده باشم»، «در این دنیای بیکران هر کاری خواهم کرد» و «من نمی‌توانم خودم باشم». این رمان شما را زیر پوست جامعه می‌برد؛ جایی که فقر، اعتیاد، دزدی و... در جریان است و قاچاق‌فروشی شغلی عادی است. داستان چیست؟ «چارلی» تنها یک آرزو دارد؛ زندگی جدید. او دیگر نمی‌خواهد موادفروش و کارتن‌خواب باشد، اما انگار زخم‌های روی تنش نمی‌گذارند از گذشتهٔ تلخش بگریزد و قرار است بار خطاهایش را به دوش بکشد. مکان داستان آسایشگاه نوجوانان بزهکار است؛ جایی که کیتلین گلاسکو (Kathleen Glasgow) قرار است ما را با دخترانی که هر کدام به‌نوعی با آسیب‌های اجتماعی گوناگون درگیر هستند، به‌ویژه چارلی آشنا کند.

جمله زیبا از دختری با هزاران زخم

خواندن کتاب دختری با هزاران زخم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به نوجوانان دوستدار ادبیات داستانی معاصر و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب دختری با هزاران زخم

«حالا صدای یک زن و یک مرد می‌آید و شب دارد خیلی سریع سپری می‌شود. انگار که دارم روی آب دریا موج می‌خورم، بالای سرم تماماً سیاه است. دورتادورم سیاه است. درونم سیاه است.

زن می‌گوید: «خودم می‌کشمش.»

مرد می‌خندد، اما نه به شکلی بی‌رحمانه. «یعنی انتظار چنین چیزی رو نداشتیم؟»

زن می‌گوید: «مطمئناً انتظار یک نوجوان لعنتی رو روی صندلی عقب نداشتیم. خدای من، هله هوله برای خوردن لازم داریم، خیلی هم زیاد.»

***

دریای اطرافم می‌لرزد. صدا دورتر و دورتر می‌شود و بعد برای مدتی طولانی هیچ نیست. دوباره دریا می‌لرزد و چیزی پایم را می‌گیرد. دوست دارم فریاد بکشم، اما نمی‌توانم. دهانم پر از سنگ‌های خیس است، درست مثل قبل، خیلی خیلی قبل‌تر، قبل از کریلی. سنگ‌های داخل دهانم دوباره برگشتند.مرد می‌گوید: «هنوز هم خیلی گیج و منگه، اما پانسمان‌هاش مشکلی ندارن. البته چند روزی راه‌رفتن براش خیلی سخت خواهد بود.»

زن می‌گوید: «عوضی، تو تمام چیپس‌ها رو خوردی؟»

مرد می‌گوید: «حرف‌هایی که در مورد دوستش می‌زد رو شنیدی، چی می‌گفت؟ اینکه دوستش سبزیه، یا همچین چیزی.» صدای زن غمگین است. «مجبور شدم گوش‌هام رو بگیرم.» دیگر گوش نمی‌کنم.

***

آن زن و مرد دوباره من را رها کردند. باران روی دریا می‌زند. باید بروم دستشویی.

باید بروم دستشویی. هیچ‌کس جواب نمی‌دهد، چون این کلمات را بلند بر زبان نیاوردم.

با دست دورواطرافم را می‌گردم و دردی آشنا در بازویم حس می‌کنم. صندلی پشتیِ یک ماشین هستم، برجستگی‌هایِ چرم مصنوعی آن را زیر ناخن‌هایم احساس می‌کنم. نوری مربعی و البته خاموش در پارچهٔ سقف قرار دارد. خودم را بالا می‌کشم و دوباره پلک می‌زنم. باید برم دستشویی. تنها چیزی که از شیشهٔ ماشین می‌بینم سیاهیِ سایه‌های درختان است.

محتاطانه به‌سمت در ماشین می‌روم. لبم را گاز می‌گیرم تا ناله نکنم و در را باز می‌کنم و کشیدگی و گرمای دست‌هایم که پاره‌پاره شده‌اند و سوزش عجیبی را در معده‌ام احساس می‌کنم.‌ پایم را بیرون گذاشته و کمی به جلو خم می‌شوم تا بایستم. همین که انگشتانم به زمین می‌رسند، رعد و برق کفِ پاهایم را می‌شکافد.

به جلو می‌افتم و دهان و بینی‌ام محکم به خاکِ سفت زیر پایم برخورد می‌کنند. ناله‌ای می‌کنم، خاک را به درون ریه‌ام می‌کشم و احساس می‌کنم دارم خفه می‌شوم.

دستانی بدنم را می‌چرخانند، خاک و سنگ را از مقابل چشم‌ها و دهانم کنار می‌زنند. پلک می‌زنم.

صورتِ چروکیده و آفتاب‌خوردهٔ لاینوس است و آن پوزخندِ مسخرهٔ تَنِر. از صورت‌هایشان معلوم است دودوتاچهارتا کردند و همه‌چیز را می‌دانند.

خاک را از دهانم بیرون می‌ریزم. باید بروم دستشویی. دستانم را تکان می‌دهم و روی قسمتی از بدنم می‌زنم تا بدانند منظورم چیست.

هر دو شروع می‌کنند به خندیدن. «خیلی دردناک خواهد بود.» تَنِر پوزخندی می‌زند.

لاینوس سطل را زیر پایم هول می‌دهد و پاهایم را از هم باز می‌کند.‌ نشیمنگاه‌ام را روی قسمتی از صندلی عقب گذاشتم. لاینوس یک جفت شلوار ورزشیِ زشت را از پایم درمی‌آورد. نگاهی به ران‌هایم می‌اندازد و بعد هم با شگفتی به خودم نگاه می‌کند.‌ همیشه همین‌طور است. از کجا باید می‌دانست چنین زخم‌هایی وجود دارند؟ او فکر می‌کرد زخم‌ها فقط روی بازوهایم هستند. می‌گوید: «وای دختر!» و دیگر هیچ. آهی می‌کشد.

به‌خاطر شلوار عذرخواهی می‌کند؛ وقتی او و تَنِر دنبالم آمدند این اولین چیزی بوده که از داخل کوله‌پشتی بیرون کشیده. می‌گوید اول نمی‌دانسته هکتور و مانی و لئونارد داشتند چه‌کار می‌کردند. بنابراین عصبانی شده، آن‌ها را کنار کشیده و کمی سرشان داد و فریاد کرده. لاینوس زن قدرتمندی است.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دختری با هزاران زخم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدختری با هزاران زخم
عنوان انگلیسیGirl in pieces
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهکیتلین گلاسکو
مترجمپگاه فرهنگ مهر
انتشاراتنشر داهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۳/۱۱/۱۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۵۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۹۱۶۸۶۵۳
تعداد صفحه‌ها۴۸۰ صفحه
قیمت کتاب۱۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ستاره‌ی مرگ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۸

اولین بار که اسم این کتاب رو دیدم، ازش خوشم نیومد و من رو یاد کلیشه‌ها انداخت. که باعث می‌شد خوندنش رو هی عقب بندازم. اما بالاخره با کمی اکراه شروعش کردم. و حالا خوشحالم بابتش. "دختری با هزاران زخم" داستان...بیشتر

۰
Ghazal
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۷

خیلی قشنگ بود🙂

۰
whale
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۴

به نظرم کتاب ارزش یک بار خوندن رو داره ( ممکنه به کوچولو نظرم حاوی اسپویل باشه )درمورد دخترانی هست که از طریق آسیب زدن به خودشون دنبال آرامش هستن یا به عبارتی گذشت از شرایط سخت زندگی و باید...بیشتر

۰
Dr.arezoo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

داستان راجب دختریه که با مشکلات زیادی در زندگیش درحال جنگه و قلب و روح و بدن زخمی داره . داستانش جالب و اموزنده بود یاد میده که در حال فروپاشی هم باید صبر کرد و دنبال راهی گشت که...بیشتر

۰
کاربر 9532153
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۴

به نظر من که کتاب خیلی خوبی بود

۰
eliot
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۶

خب این کتاب ادمو به خودش جذب میکنه جوری که نمیتونی زمین بزاریش! اما دوست هم نداری تندتند بخونی ک زود تموم شه دلت میخاد یجوری عمیق بخونیش تا بهتر و بیشتر به دل و جونت بشینه! من که خیلی...بیشتر

۰
عباس خانوم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

تا یه جایی از کتاب متوجه سیر کاملش نشدم.... اما از یه جایی به بعد کاملا انگار داشتم جای شخصیت اصلی زندکی میکردم و تک تک دردهاش رو احساس میکردم ازون کتابایی عه که «برای» نوجوون ها نیست بلکه «درباره ی»...بیشتر

۰
مهسا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۳

من این کتاب رو خیلی دوست داشتم، خوندنش خالی از لطف نیست. برعکس اسمش شرایط سخت رو در کنار تاب‌آوری میذاره!

۰
کاربر 5514488
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

عالی بود کیتلین گلاسکو کلا کتاب های فوق العاده ای داره

۰
کاربر 12032945
۱۴۰۵/۰۲/۲۷

من از اون آدمایی ام که حوصله کتاب خوندن ندارم اصلا مگر این که خیلی برام جذاب باشه اونایی که کتابو خونده بهم بگن بهتره بگیرم یا نه

۰
N
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۶

عالی بود در مورد دختری بود که به خاطر آزار و اذیت دیگران ، خودش را زخمی می‌کرد و تا مدتی در تیمارستان بستری بود بعد ها مرخص شد و یاد گرفت به خودش آسیب نزنه و با کسی که...بیشتر

۰
کاربر 2988592
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

من خیلی از خوندنش لذت بردم

۰
baran hosseini-asl
۱۴۰۵/۰۱/۱۶

نقص یا gap داستانی زیاد داشت اگه سخت پسند هستید براتون خوب نیست ولی اگه زیاد کتاب می خونید ژانرش خاص عه تکراری نیست برای همین می تونه حاوی مطالب جالبی باشه مثل اسایشگاه های روانی یا دوره های درمانی از...بیشتر

۰
Mdmnri09
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

فوق العاده بود. فوق‌العاده. یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم. به نظرم به بهترین شکل ممکن زندگی دختر ساده ای که سختی کشیده رو به نمایش گذاشت...

۰
کاربر 8925147
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

عالیه

۰

بریده‌هایی از کتاب

Gloria
۵۰
چه احساسی دارد که هر روز، هر روز آن‌قدر تنها باشید که احساس کنید چالهٔ سیاهی که در وجودتان است دارد شما را می‌بلعد.
غمگین، تنها:(
۱۴
من تمام حرف‌هایم را می‌خورم. قلبم بیش‌ازحد از آن‌ها پر شده بود.
fereshteh
۱۲
داستان‌هایشان دارند آن‌ها را زنده‌زنده می‌خورند و زیروبمشان را برملا کرده‌اند. نمی‌توانند جلوی دهان خود را بگیرند. من تمام حرف‌هایم را می‌خورم. قلبم بیش‌ازحد از آن‌ها پر شده بود.
کاربر ۱۰۴۴۹۰۶۳
۱۰
به این خاطر دست‌هایم را می‌بُرم که نمی‌توانم بار این دنیا را به دوش بکشم. دنیا به اقیانوسی تبدیل می‌شود، اقیانوس من را در برمی‌گیرد. صدای آب کرکننده است. آب، قلبم را در خود غرق می‌کند و وحشتی به بزرگیِ سیاره‌ها وجودم را فرامی‌گیرد. باید خودم را خالی کنم. باید بیشتر در این دنیا به خودم آسیب برسانم و بعد خودم را تسلی بدهم.
کاربر ۱۰۴۴۹۰۶۳
۶
آسیب‌رسوندن به خودتون باعث می‌شه احساس بهتری داشته باشین. اینکه با درد و رنج دادن به خودتون به‌نوعی از درد و رنج رها می‌شین.
کاربر ۱۰۴۴۹۰۶۳
۵
زخم‌ها مثل سد هستند و من مثل یک سگ آبی، که قسمت‌های جدیدی از این سد را حفاری می‌کند و روی سدهای قبلی را می‌پوشاند.
moon_25
۴
تک‌تکمان از درون و بیرون نابود می‌شویم.
sheyda
۴
آدم‌ها بخشی از وجود تو یعنی ظاهرت را می‌بینند اما یک وجه درونی هم داری و از آن هم نهفته‌تر یک وجه آسیب‌دیده در وجود ماست؛ موجودی برهنه و خاموش که به نور عادت ندارد. من هم این وجه را دارم و حالا اینجا دارم آن را می‌بینم؛ وجه پنهانِ رایلی.
moon_25
۲
سر هر وعدهٔ غذا گریه می‌کند، در اتاقش گریه می‌کند
moon_25
۲
سر هر وعدهٔ غذا گریه می‌کند، در اتاقش گریه می‌کند