به این خاطر دستهایم را میبُرم که نمیتوانم بار این دنیا را به دوش بکشم. دنیا به اقیانوسی تبدیل میشود، اقیانوس من را در برمیگیرد. صدای آب کرکننده است. آب، قلبم را در خود غرق میکند و وحشتی به بزرگیِ سیارهها وجودم را فرامیگیرد. باید خودم را خالی کنم. باید بیشتر در این دنیا به خودم آسیب برسانم و بعد خودم را تسلی بدهم.