کتاب سایه های میان ما تریشیا لونسلر + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سایه های میان ما

کتاب سایه های میان ما

انتشارات:نشر داهی
امتیاز
۳.۶از ۶۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب سایه های میان ما

کتاب سایه های میان ما نوشتهٔ تریشیا لونسلر و ترجمهٔ نهال سهیلی فر است. نشر داهی این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این رمان برای نوجوانان نوشته شده است.

درباره کتاب سایه های میان ما

کتاب سایه های میان ما (The shadows between us) که ۳۰ فصل دارد، برابر با  یک داستان فانتزی، عاشقانه و هیجان‌انگیز با جهانی جادویی برای نوجوانان است. این داستان ترکیبی از ژانر فانتزی و معمایی محسوب می‌شود و داستان دختری جوان و جاه‌طلب به نام «الساندرا» را روایت می‌کند. او برای تصاحب پادشاهی، بازی خطرناک اما عاشقانه‌ای را با پادشاه سایه‌ها شروع می‌کند. هیچ‌کس میزان قدرت پادشاه سایه‌ای که به‌تازگی تاج‌گذاری شده را نمی‌داند. برخی می‌گویند او می‌تواند به سایه‌هایی که در اطراف او حضور دارند، دستور دهد تا دستورات او را انجام دهند. برخی دیگر می‌گویند با او صحبت می‌کنند و افکار دشمنانش را زمزمه می‌کنند. صرف‌نظر از این موضوعات، الساندرا می‌داند که لیاقتش چیست؛ بنابراین تمام تلاش خود را برای به دست آوردن آنچه لیاقتش را دارد، انجام می‌دهد.

خواندن کتاب سایه های میان ما را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به همهٔ نوجوانان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب سایه های میان ما

«به‌محض اینکه دانستم کالایاس امن است، طبیبی دارد به او رسیدگی می‌کند و دسته‌ای از نگهبانان مراقبش هستند، رفتم. می‌دانستم که اگر دوباره قدرتش را بازیابد من را می‌فرستد که بروم. مگر اینکه تصمیم بگیرد مرا بکشد.

من او را نجات دادم، اما بازهم یک‌جوری مثل همیشه احساس بدبختی می‌کنم.

شاید حق با زرواس بود. بهتر است قبل‌از مرگ بدانم او مال من است تا اینکه با دیگری باشد.

به بالشم مشت می‌زنم، آن را زیر قفسهٔ سینه‌ام می‌گذارم، دستانم را دورش می‌پیچم و چانه‌ام را روی لبهٔ نرم آن فرومی‌برم.

رودا به من اجازه داده تا هروقت که می‌خواهم در ملکش بمانم. او با گالن در مسافرخانه‌ای خارج از شهر، به دور از غیبت‌ها و کسانی که او را می‌شناسند، اقامت دارد.

سعی می‌کنم به‌خاطر فرار عاشقانه‌شان دمغ نشوم. چطور می‌توانم حسودی کنم وقتی‌که در ملک با شکوه دوشس اقامت دارم؟

تنها هستم.

طرد شده‌ام.

مردی که عاشقش هستم من را تهدید به مرگ کرده.

مردی که عاشقش بودم.

نمی‌توانم پس‌از کاری که کرد همچنان به او اهمیت بدهم. یک هفته از زمانی‌که من را از کاخ بیرون انداخت می‌گذرد؛ از موقعی که در اتاق نشیمن نبرد تن‌به‌تن کرد. یک هفته که تا صبح دیروقت یا بعدازظهر خوابیده‌ام. یک هفته که تمام جواهراتی که کالایاس به من داده را فروختم تا کیف پولم را پر کنم. یک هفته‌ای که در سالن‌های بزرگ این ملک گشت‌وگذار کردم و به زمین‌هایش رفته‌ام (البته به‌جز باغ‌ها). هر بعدازظهر اسب‌سواری می‌کنم. از غذاهای خوشمزه‌ای که آشپز فوق‌العادهٔ رودا برایم آماده می‌کند می‌خوردم و سعی می‌کنم که تصمیم بگیرم قدم بعدی‌ام چیست.

دیگر لازم نیست ازدواج کنم. من به‌اندازهٔ کافی پول دارم و می‌توانم در ملکی به مدت نامحدود اقامت کنم.

لازم نیست نقشه‌ای بکشم. و به‌نظرم درحال‌حاضر دیگر تمایلی به مردها ندارم.

هستیا برایم نامه نوشته و پرسیده که می‌تواند به من سربزند یا نه. دعوت‌نامهٔ عروسی هم فرستاده است.»

نظرات کاربران

شاهزاده پریان
۱۴۰۴/۱۲/۰۱

عالییی بود ✨️❤️

کاربر 9885928
۱۴۰۴/۰۸/۰۷

خیلی خوبههه

book lover
۱۴۰۴/۰۷/۰۷

محشره بخونیدشش

کاربر 10428559
۱۴۰۴/۱۲/۱۷

ارزش گذاشتن وقت را دارد قسمت های از کتاب لوس و کلیشه ای هست اما فضای کلی و حس معمایی آمیخته در کتاب آن به اندازه وقت گذاشتن با ارزش میکند

S.S
۱۴۰۴/۱۲/۱۴

به شدت سلیقه ای هست من که عاشقش شدم

leili
۱۴۰۴/۱۲/۰۳

کل کتاب رو تو یک ساعت تموم کردم ،احساس کردم نوشته های یه دختربچه ۱۲ساله اس که عاشق کارتون های فانتزی بوده و گفته حالا یه کتابی هم بنویسم همین قدر ضعیف و سطحی.

athena roshan
۱۴۰۵/۰۲/۰۶

اگر میخواید یک شخصیت، خود بزرگ بین، پر از عقده، دارای کمبود توجه و نیازمند شدید به نمایش و مهم جلوه دادن خود به هر طریق رو بشناسید، میتونید این کتاب رو بخونید و شخصیت اصلی خانوم رو درک کنید

- بیشتر
کاربر ۶۲۶۴۳۹۱
۱۴۰۴/۱۲/۲۴

اصلا محتوای مناسبی نداره.خوندنش وقت تلف کردنه

hani🪷
۱۴۰۴/۱۲/۱۲

برخلاف بسیاری از دوستان من این کتابو پسندیدم البته اینکه اولین و تنها کتاب فانتزی بود که میخوندم بی تاثیر نبود ولی میتونست داستان خلاقانه تر پیش بره

kimia
۱۴۰۴/۱۰/۲۰

من نسخه چاپی این کتاب رو خوندم ترجمش خوب بود اما راجب داستان کتاب نمیتونم این حرف رو بزنم داستان بشدت بی محتوایی داشت من خودم طرفدار کتاب های رومنتزی هستم ولی خب این بدترین کتابی بود که خوندم نصف کتاب

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

نیم ساعت دیگه می‌یام دنبالت.» بعد توی دیوار ناپدید می‌شوود. پشت سرش داد می‌زنم: «معلومه اصلاً خبر نداری چقدر طول می‌کشه تا یه خانم آماده بشه!»
کاربر ۷۱۳۰۳۲۸
می‌پرسم: «تا حالا عاشق شدی؟» می‌گوید: «نه، هیچ‌وقت. چه‌جوریه؟» «افتضاح.»
s.
«و من باید ازت بترسم؟» «هیچ‌وقت.»
s.
یک‌دفعه احساس می‌کنم که دیگر به شال پیچیده‌شده دور شانه‌هایم نیازی ندارم. خیلی احساس گرما و سبک‌بالی می‌کنم. یک زمان، پسر دیگری بود که همین احساس را به من می‌داد. کسی که مرا کامل می‌کرد، می‌دید و بهم عشق می‌ورزید. اکنون حشرات زیر خاک با گوشت او ضیافتی برپا کرده‌اند.
amitys
«عاشقشی؟» پیش خودم فکر می‌کنم معلوم است که نه. من کارهای بچگانه‌ای مثل عاشق‌شدن انجام نمی‌دهم. عشق از من یک قاتل ساخت. برای مدتی من را در هم شکست. باید دوباره خودم را از نو می‌ساختم.
s.
«شیطون کوچولوی من. همه باید ازت حساب ببرن، مگه نه؟ اوه، بگو که باهام ازدواج می‌کنی الساندرا!»
نادیا
فقط دوست‌ها هستند که یکدیگر را با نام کوچک صدا می‌کنند.
shakiba9013
از کسی که هستی نترس. هرچی دلت می‌خواد بگو. هرطوری که دوست داری باش. سعی نکن کس دیگه‌ای باشی.
☆♡princess taranom♡☆
«می‌شه یه وقتی برام بزنی؟» «از موسیقی خوشت می‌یاد؟» «فکر کنم اگه تو بزنی خوشم می‌یاد.»
Hasti
«من با ذهنم می‌جنگم نه با سلاح.
☆♡princess taranom♡☆

حجم

۳۰۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۳۲ صفحه

حجم

۳۰۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۳۲ صفحه

قیمت:
۹۹,۰۰۰
تومان