
کتاب سایه های جادو (کتاب چهارم؛ رشته های شکننده قدرت)
معرفی کتاب سایه های جادو (کتاب چهارم؛ رشته های شکننده قدرت)
کتاب سایه های جادو (کتاب چهارم؛ رشته های شکننده قدرت) با عنوان اصلی The fragile threads of power نوشتهٔ ویکتوریا شواب و ترجمهٔ محمد جوادی است. انتشارات کتابسرای تندیس این رمان را برای نوجوانان منتشر کرده است. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سایه های جادو (کتاب چهارم؛ رشته های شکننده قدرت)
کتاب سایه های جادو (کتاب چهارم؛ رشته های شکننده قدرت) یک رمان برای نوجوانان است. «رشتههای شکنندهٔ قدرت»، چهارمین جلد از مجموعهٔ «سایههای جادو»، در ۱۲ بخش روایت میشود و به پیچیدگیهای دنیای چندگانه لندن میپردازد. لندن خاکستری، که زمانی از جادو تهی بود، اکنون در حال شکوفایی است، اما میراث جادوییاش به فراموشی سپرده شده است. لندن سرخ، تحت حکومت خاندان مارش، قدرتمند و پررونق به حیات خود ادامه میدهد. لندن سفید، غرق در خشونت و خونریزی، در آستانه فروپاشی قرار دارد. دریچههای میان این شهرها، که زمانی باز بودند، اکنون محکم بسته شدهاند. کاسیکا، ملکهی جوان لندن سفید، رؤیاهایی از هالند میبیند و از طریق او، به تاریکیهای گذشتهی جهان پی میبرد. او ناخواسته قدم در مسیری خطرناک و ممنوعه میگذارد. ری مارش، در لندن سرخ، سایهی شورش را بر تاج و تخت خود احساس میکند. دلایلا بارد، قهرمان سرکش، بار دیگر فراخوانده میشود و تس، با قدرتهای منحصر به فردش، برای جلوگیری از فروپاشی جهان وارد صحنه میشود. این جلد، با تمرکز بر روابط پیچیده و قدرتهای در حال تحول، مخاطب را به سفری پرهیجان در دنیای جادویی لندن دعوت میکند.
خواندن کتاب سایه های جادو (کتاب چهارم؛ رشته های شکننده قدرت) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به همهٔ نوجوانان پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب سایه های جادو (کتاب چهارم؛ رشته های شکننده قدرت)
«تسالی آنجا وسط قاب نقرهای ایستاد. بعد قاب ناپدید شد و او تنها ایستاد، دیگر در مغازهٔ پدرش نبود بلکه در خیابانی در شهری شلوغ بود که آن را نمیشناخت. سعی کرد اطرافش را نگاه کند اما قبل از اینکه کامل متوجه شود، خیابان و ساختمانهای اطرافش شروع کردند به جدا شدن از هم و به هزاران رشته تبدیل شدند. حرکت کرد و رشتهها در پاسخ حرکت کردند، با حالتی مواج دور و بعد به داخل کشیده شدند.
دستش را دراز کرد و آن را از بین آنها عبور داد، انگار تارهای چنگ بودند. و واقعاً آواز خواندند. با رنگ میخواندند. با نور میخواندند. میتوانست قدرت هر یک از آنها را حس کند. این پتانسیل. انگشتانش را پیچ داد و آنها باز شدند، کشیده شدند و آمدند، بین دستانش جمع شدند. به پایین و فاصلهٔ بین کف دستان از هم بازش نگاه کرد، رشتهها حلقه زدند، سریعتر و تنگتر، تا اینکه به اشکالی بدل شدند.
آنجا بین دستانش یک جعبه، یک پرنده، یک تیغه بود. آنجا یک خانه، یک برج، یک قصر، یک جاده بود. آنجا شهری فروریخته بود که همچون قلعهای شنی در حال از هم پاشیدن بود. آنجا مرد مردهای همچون عروسک خیمهشببازی بلند شد و دوباره جان گرفت. آنجا رودخانهٔ نور از کنارههایش سرریز کرد و جهانی را در خود غرق کرد. بعد از این آخری، رشتهها فوران کردند و از مرز دستانش گذشتند، دور او حلقه زدند تا اینکه او در قابی دیگر قرار گرفت. نه، قاب نبود. درگاه بود.»
حجم
۶۳۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۷۲۰ صفحه
حجم
۶۳۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۷۲۰ صفحه