دانلود و خرید کتاب رقص کاج ها علی حلاجی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رقص کاج ها

کتاب رقص کاج ها

نویسنده:علی حلاجی
دسته‌بندی:
امتیاز:بدون نظر

معرفی کتاب رقص کاج ها

کتاب رقص کاج ها نوشتهٔ علی حلاجی است. گروه انتشاراتی ققنوس این رمان ایرانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب رقص کاج ها

کتاب رقص کاج ها رمانی ایرانی نوشتهٔ علی حلاجی است. این اثر در ۳۰ فصل به رشتهٔ تحریر درآمده است. راوی رمان اول‌شخص است و داستان از جایی آغاز شده است که راوی به تنهٔ درختان خیره شد و گفت‌وگوهایی ذهنی با خود دارد. ابرها کم‌کم توی آسمان زیاد می‌شوند و هوا را تاریک می‌کنند. آن‌قدر تاریک که صدای پرنده‌ها سپیدِ کمرنگ به نظر می‌رسد. او توی جیبش به جای بلیت چند تا هایکو دارد. بایستی به فکر بلیت می‌بود. شده بود مثل رهروی دفترچه‌ای جلدسبز؛ دفترچه‌ای جلدسبز با طرح قویی برجسته. این گفت‌وگوی ذهنی به کجا ختم خواهد شد؟ چه ماجراهایی پیش روی راوی است؟ این رمان را بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب رقص کاج ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر فارسی و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب رقص کاج ها

«صبح روز بعد آخرین تمرین گروه نمایش قبل از اجرا در دانشگاه بود.

اجرای روز قبل مقبول افتاده بود و حسام هم خیلی‌خوب از پسش برآمده بود. امروز نوبت من بود.

بایستی خودم را به آمفی می‌رساندم و چیزی را که توی سرم بود عملی می‌کردم. چیزی که توی سرم بود گاهی به نظرم احمقانه می‌رسید اما مهم نبود. می‌دانستم که این فکرها کار را خراب می‌کند. هرچند احمقانه به نظر می‌رسید، مهم نبود. چیزی بود که توی سرم بود و بایستی عملی می‌کردمش.

وقتی به آمفی رسیدم، تمرین شروع شده بود. نشستم روی یکی از صندلی‌های آخر سالن و با چشم‌هایم دنبال آبی گشتم. نشسته بود روی یکی از صندلی‌های ردیف جلو و با کمی فاصله عماد و سامان هم در همان ردیف کنار هم نشسته بودند. این‌بار به جای آبی خیره شدم به سامان. به هر حرکتی که می‌کرد. به هر حرفی که می‌زد. داستانِ مردها به همین سادگی بود. شروع کردن و تمام کردن. گاهی چیزهای دیگری هم بود. گاهی نفرت هم بود. اما گاهی نفرت دروغ بود. دروغی که به محبت زیاد نسبت می‌دادند. این فکرها بی‌فایده بود. تصمیم گرفتم دیگر فکر نکنم. دفترچه جلدسبزه را از جیبم درآوردم:

آن‌گاه که موسی به شاگردش گفت:

دست از طلب ندارم تا به مجمع‌البحرین برسم، اگرچه روزگارانی دراز را پشت سر گذارم.

و چون به مجمع میان دو دریا رسیدند، ماهی‌شان را از یاد بردند، و آن ماهی نیز راهش را در دریا پیش گرفته بود.

چون از آن‌جا گذشتند، موسی به شاگردش گفت:

خوراکمان را بیاور که از این سفر خسته و مانده شده‌ایم.

گفت: به یاد داری آن‌گاه را که کنار آن سنگ آرام گرفتیم، من ماهی را از یاد بردم و شیطان از یاد من برد که آن را برای شما بگویم، و ماهی ــ با شگفتی ــ راهش را در دریا پیش گرفت.

گفت: این همان است که ما در پی‌اش بودیم.

پس نشانِ گام‌های خویش را پی گرفتند و بازگشتند.

سوره کهف دوست عزیز، من «آن‌گاهم». آن‌گاه که موسی به شاگردش گفت.

آن‌گاه که موسی به شاگردش گفت. آن‌گاه. یعنی وقتی موسی خواست. من هم می‌خواستم. من هم در ابتدای یک خواستن بودم.

«شما این‌جا چی‌کار می‌کنین؟» »

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۷۱٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

حجم

۷۱٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
تومان