
کتاب از اروپا و آمریکای لاتین
معرفی کتاب از اروپا و آمریکای لاتین
کتاب از اروپا و آمریکای لاتین نوشتهٔ گابریل گارسیا مارکز و ترجمهٔ بهمن فرزانه است. گروه انتشاراتی ققنوس این مجموعه مقاله را منتشر کرده است.
درباره کتاب از اروپا و آمریکای لاتین
کتاب از اروپا و آمریکای لاتین مجموعهای است از نوشتهها و مقالات گابریل گارسیا مارکز که از کتابی جامعتر دربارهٔ اروپا و آمریکای لاتین برگزیده شدهاند. مطالب این مجموعه گسترهای از موضوعات گوناگون را در بر میگیرند؛ از ماجرای یک قتل معمایی در رم تا جشنوارهٔ فیلم ونیز، رقابت بین دو ستارهٔ سینمایی ایتالیا (سوفیا لورن و جینا لولوبریجیدا) و خاطرات سفر گارسیا مارکز به مجارستان و روسیه. هر یک از نوشتههای این کتاب شبیه به یک داستان کوتاه مستقل میمانند و به همین دلیل میتوان این اثر را به شکل یک مجموعه داستان در نظر گرفت.
خواندن کتاب از اروپا و آمریکای لاتین را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران مطالعهٔ متون غیرداستانی گابریل گارسیا مارکز پیشنهاد میکنیم.
درباره گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا مارکز، نویسنده برجسته کلمبیایی و برنده نوبل ادبیات، در سال ۱۹۲۷ در آراکاتاکا چشم به جهان گشود. او از همان نوجوانی به شعر و داستان علاقه داشت و بعدها با ورود به روزنامهنگاری مسیر زندگیاش تغییر کرد. مارکز همواره روزنامهنگاری را بنیان اصلی نویسندگی خود میدانست و بسیاری از آثارش از دل تجربههای خبرنگاری شکل گرفت. هرچند نخستین آثارش چندان دیده نشد، اما با انتشار کتاب صد سال تنهایی در سال ۱۹۶۷ به شهرت جهانی رسید. این اثر شاهکار، نمونهای درخشان از رئالیسم جادویی است؛ جریانی که واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. پس از آن، مارکز آثاری چون عشق سالهای وبا، گزارش یک مرگ از پیش اعلام شده و ژنرال در هزارتوی خود را نوشت که هر یک بازتابی از تاریخ و فرهنگ آمریکای لاتین هستند. رمان عشق سالهای وبا بهویژه با روایت عشق دیرپای دو شخصیت اصلی، جایگاهی ویژه در میان خوانندگان یافت. در کنار این آثار، مارکز زندگینامه خودنوشت زیستن برای بازگفتن و گزارشهای مستندی چون گزارش یک آدمربایی را نیز منتشر کرد. او در سال ۲۰۱۴ درگذشت، اما میراث ادبیاش همچنان زنده است.
درباره بهمن فرزانه
بهمن فرزانه در سال ۱۳۱۷ متولد شد. او به زبانهای ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی مسلط بود و بیش از ۵۰ کتاب به فارسی ترجمه کرده است. فرزانه در انتخاب کتاب برای ترجمه دقت زیادی بهکار میبرد و اولین بار او بود که مارکز را به خوانندگان ایرانی معرفی کرد. او سالها در فلورانس و رم زندگی کرد؛ در بهار ۱۳۹۲ به قصد استراحت به ایران بازگشت و اعلام کرد دیگر قصد رفتن به ایتالیا را ندارد. بهمن فرزانه در هفدهم بهمن همان سال و در ۷۵سالگی در تهران درگذشت.
بخشی از کتاب از اروپا و آمریکای لاتین
«بوداپست به مدت ده ماه تبدیل به شهری «ممنوع» شده بود. آخرین هواپیمای غربی که از فرودگاه آنجا پرواز کرده بود (۶ نوامبر ۱۹۵۶) هواپیمایی دو موتوره بود که مجله فرانسوی ماچ از دولت اتریش کرایه کرده بود تا جسد خبرنگار خود را که در جنگ بوداپست کشته شده بود به فرانسه حمل کنند. پس از آن جریان، مجارستان در را به روی جهان بسته بود و فقط اکنون، ده ماه بعد، در را به روی ما گشوده بود. آن هم به سبب میانجیگری جشنواره مسکو که برای ورود هیئتی هجده نفره دعوتی از جانب بوداپست گرفته بود.
دو معمار، یک وکیل دادگستری آلمانی، یک قهرمان شطرنج نروژی و یک روزنامهنگار دیگر به اسم موریس مایر، اهل بلژیک. مردی با سبیلی حناییرنگ و بسیار خوشنود. خیلی هم نوشیدنی مینوشد و دوست دارد لطیفههای لوس تعریف کند. او کار خود را در جنگهای داخلی اسپانیا آغاز کرده بود و در شهر لیژ در دوران اشغال آلمانیها زخمی شده بود. من با هیچ یک از اعضای آن هیئت آشنایی نداشتم. در مرز مجارستان، هنگامی که مقامات گمرکی به مدت سه ساعت مدارک یکایک ما را بازرسی میکردند، یک مترجم همگی ما را در رستوران قطار جمع کرد. ما را به هم معرفی کرد و برای خیر مقدم هم نطق کوتاهی ایراد کرد. بعد هم برنامه پانزده روز بعد را برایمان خواند: دیدار از موزهها، شرکت در جلسات جوانها، نمایشهای ورزشی و بعد هم یک هفته استراحت در دریاچه بالاتون.
موریس مایر از جانب همه اعضای هیئت از این دعوت سپاسگزاری کرد و در عین حال به آنها حالی کرد که مسائل توریستی برای ما چندان جالب توجه نبود. ما میخواستیم چیزهای دیگری را بدانیم. میخواستیم بفهمیم که در مجارستان چه اتفاقی رخ داده بود. آن هم بسیار واضح. بدون آن توضیحات سردرگمکننده سیاسی، بدان نحو میخواستیم بفهمیم که آن کشور در چه حال است. آقای مترجم در جواب گفت که دولت کادار سعی خود را میکند تا ما را راضی کند. این را در ساعت سه بعدازظهر ۴ اوت به ما گفته بود. ساعت ده و نیم شب قطار ما وارد ایستگاه متروک بوداپست شد. چندین نگهبان در انتظارمان بودند قرار بود طی پانزده روز آینده ما را همراهی کنند و همه سعی خود را به کار ببرند تا موفق نشویم از حال و روز آن کشور چیزی سر در بیاوریم.»
حجم
۱۹۲٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه
حجم
۱۹۲٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۰
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه