کتاب خبرنگار دو دلاری حامد هادیان + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خبرنگار دو دلاری

کتاب خبرنگار دو دلاری

نویسنده:حامد هادیان
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۲از ۹ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب خبرنگار دو دلاری

کتاب خبرنگار دو دلاری نوشتهٔ حامد هادیان و ویراستهٔ محبوبه قاسمی ایمچه است و انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. این کتاب روایت چهل روز سفر به اوکراین در اولین جنگ اروپایی قرن جدید است.

درباره کتاب خبرنگار دو دلاری

کتاب خبرنگار دو دلاری که در قالب سفرنامه نگاشته شده، روایتی از سفر حامد هادیان است که برای ساخت مستند به کشور اوکراین سفر کرده است. این سفر در بحبوحه جنگ اوکراین و روسیه اتفاق می‌افتد و ۴۰ روز به طول می‌انجامد. حامد هادیان که خود نیز خبرنگار است و حوزه تخصصی‌اش بحران است، خود را به اوکراین رسانده تا راوی بخشی مغفول از این جنگ و ویژگی‌های انسانی آن باشد.

او همچنین تلاش کرده است تا چیزهایی را که خبرنگاران از گفتن آن غفلت می‌کنند روایت کند.

خواندن کتاب خبرنگار دو دلاری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به کسانی که می‌خواهند روایت جدیدی از جنگ روسیه و اکراین بخوانند پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب خبرنگار دو دلاری

«ترس چیز عجیبی است. هر قدر بگویی نمی‌ترسم یا ترس را می‌فهمم باز هم جایی هست که بفهمی در مقابلش تسلیمی. امروز غروب، پنجرهٔ اتاق هتل را کمی باز کرده بودم تا کمی هوا داخل بیاید. آفتاب در آسمان سرخ شده بود و آماده می‌شدم به شهر جنگ‌زده خارکف بروم که دو انفجار بزرگ کی‌یف را لرزاند. ترسیدم. ساختمان هتل آن‌قدر بلند بود که جزو اولین گزینه‌های حمله باشد. از پنجرهٔ هتل بیرون را نگاه کردم و در نقطهٔ دوری دودی سفید دیدم. خیلی زود خبر حملهٔ موشکی روس‌ها به کی‌یف منتشر شد. برای اولین بار در روزهای اخیر ترسیدم. انگار حضرت عزرائیل دفتر حضور و غیابش را برداشته و خیلی نزدیک شده باشد. انفجار مهیبی بود که در آن خبرنگار اوکراینی رادیو آزادی، ویرا هیریچ، در ساختمانش کشته شد. می‌توانستم جای او باشم، ولی نبودم و آماده می‌شدم بیشتر به جنگ و روس‌ها نزدیک شوم.

بهزاد زنگ زد که ساعت یازده و نیم صبح خودم را برسانم تا پولم را بگیرم. تا برسم ساعت دوازده شد. پول به گریونی، واحد پول اوکراین، تبدیل و واریز شده بود و به همین دلیل مقداری از آن کم شد. صراف خیلی اذیت کرد. یعنی اگر به همان دلار می‌ریخت، مقدار کمتری پول کم می‌شد. بعد از حل شدن مشکل مالی، رفتیم سراغ پیدا کردن کسی که در سفر همراه من باشد. بهزاد به دوستش زنگ زد که می‌تواند برای ترجمه من را همراهی کند؟ طرف از پشت تلفن فحشی داد که معنایش این بود که مگر دیوانه‌ام بروم زیر بمباران. از جهتی راست می‌گفت. گزینهٔ بعدی را قرار بود حضوری ببینیم. اسمش امیر بود و خودش حوالی شهر ایرپن زندگی می‌کرد. جلوی یک پارک منتظرش بودیم تا بیاید. بهزاد نخ به نخ سیگار می‌کشید. می‌گفت در پارک نمی‌توانیم کباب بپزیم، هر دودی ممکن است امدادگران را به اشتباه بیندازد. اوکراینی‌ها اعلامیه‌هایی مانند این را در کانال‌های تلگرامی اعلام می‌کردند. در هر شهر یک کانال تلگرام عمومی به‌عنوان مرجع خبر شهرها بود. دوست بهزاد، یعنی امیر، بالاخره آمد؛ مردی میان‌سال با لهجهٔ آذری؛ هرچند بعد فهمیدم که اصفهانی است. احوال‌پرسی کردیم و بعد با ماشین بهزاد به پاساژی که هر دو در آن کار می‌کردند رفتیم. اول رفتیم به یک کافهٔ سیار و قهوهٔ امریکانو سفارش دادم و دربارهٔ کار حرف زدیم. با احتیاط از همهٔ چیزهایی گفتم که می‌خواهم و ممکن است پیش بیاید و به هر حال خطر هم دارد. امیر گفت که عشقش همین کارهاست. خیالم راحت شد. امیر از دانشجویان ایرانی بود که در اوکراین ازدواج کرده بود و حالا در یک شرکت پُست خصوصی کار می‌کرد. قرار شد برای روزهای آینده مرخصی بگیرد. همسر و پسرش را بعد از حملهٔ روس‌ها فرستاده بود به یک روستا در غرب اوکراین و خودش در کی‌یف مانده بود تا کار کند. فارسی و روسی‌اش را پشت سر هم قاتی می‌کرد و گاهی فراموش می‌کرد با من روسی حرف می‌زند. به او گفتم می‌خواهم همین امشب به خارکف بروم. گفت که می‌آید. دربارهٔ پول هم به توافق رسیدیم. کمتر از مترجم (فیکسر) های اوکراینی می‌گرفت. حالا با خیال راحت می‌توانستم به خارکف بروم. با اینکه تخصص امیر مترجمی (فیکسری) نبود، می‌توانست من را به مقصد برساند.»

نظرات کاربران

کاربر 872979
۱۴۰۲/۱۱/۲۲

یک سفرنامه ساده و معمولی و سطح اطلاعات نویسنده از دنیای سیاست معمولی و دم دستی است

علی محتشمی
۱۴۰۳/۱۲/۲۷

شب،از یک مسافرخانه قدیمی در خارکف به علی پیام دادم؛ صدای بمبها بیشتراز اینکه ترسناک باشد کیج کننده است، شب بود و ظلمات محض با صدای انفجاری مهیب در همان حوالی از خواب پریدم و فکر کردم تو به‌سان انسانی ناتوان

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

ترس چیز عجیبی است. هر قدر بگویی نمی‌ترسم یا ترس را می‌فهمم باز هم جایی هست که بفهمی در مقابلش تسلیمی.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
ولی انگار جنگ‌های واقعی، مثل مرگ جوانان، پیش‌بینی‌ناپذیرند و همه چیز را به قبل و بعد از خودشان تبدیل می‌کنند.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
گاهی آدم فراموش می‌کند و همان چیزی که از آن می‌ترسد سرش می‌آید
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
جنگ‌ها برنده‌ای هم ندارند؛ هرچند بازنده‌های بزرگی دارند: مردمی که نمی‌دانند چرا کشته می‌شوند؟ چرا خانه‌هایشان نابود می‌شود؟ چرا آواره می‌شوند؟ و هزاران پرسش بی‌پاسخ دیگر. جنگ حتی زندگی من را هم، که می‌خواستم به سرزمین اسلاوها بروم، عوض کرد. به قول گروس عبدالملکیان: باید قبول کنیم که هرگز هیچ سربازی زنده از جنگ برنگشته است.
Tuberosa
یک دوست خبرنگارم، که اصالتاً فرانسوی است و به صورت آزاد برای رسانه‌ها کار می‌کند، از اوضاع ترسناک شهرها می‌گفت و اینکه شب‌ها زیر بمباران در پناهگاه‌ها می‌خوابند. پیدا کردن فیکسر هم برایم مسئله‌ای جدی بود. مردم اوکراین اوکراینی حرف می‌زنند و حتی انگلیسی را نمی‌فهمند که دست‌وپاشکسته کارم را پیش ببرم.
Tuberosa
آن‌ها به شما می‌گویند که ما نازی هستیم. اما مردمی که هشت میلیون جان خود را برای شکست نازی‌ها از دست داده‌اند چگونه می‌توانند از نازیسم حمایت کنند؟ چگونه می‌توانم نازی باشم؟ این را به پدربزرگم بگو، که در جنگ دوم جهانی، به‌عنوان پیاده‌نظام شوروی، جنگید و به‌عنوان سرهنگ در اوکراین مستقل مُرد. آن‌ها به شما می‌گویند که ما از فرهنگ روسیه متنفریم. چگونه می‌توان از یک فرهنگ متنفر بود؟ هر فرهنگی؟ همسایه‌ها همیشه فرهنگ یکدیگر را غنی می‌کنند. با این حال، ما بخشی از یک کل نیستیم. شما نمی‌توانید ما را ببلعید. ما متفاوتیم. اما این تفاوت دلیل بر دشمنی نیست. ما می‌خواهیم مسیر خود را تعیین کنیم و تاریخ خود را بسازیم؛ صلح‌آمیز، آرام، و صادقانه.
Tuberosa
به زینبیه رسیدیم. تصوری دربارهٔ حرم نداشتم. عکس‌ها پازل تصویری ناقصی برایم ساخته بودند. از دالان یک بازارچهٔ قدیمی گذشتیم. هنوز گنبد به چشممان نمی‌آمد. از بی‌خوابی شب، انگار زیر آب راه می‌رفتم. صداها و تصاویر به هم می‌ریخت. نزدیک حرم دورمان شلوغ‌تر شد. بالاخره گنبد را دیدم؛ یک گنبد زرد طلایی. خشک شدم. نگاهش کردم. خسته بودم و دل‌فشرده. ولی گریه نداشتم. زیر آب جلو رفتم.
Tuberosa
بدتر از همه این بود که اهالی آنجا دوست نداشتند حرف بزنند. حدس می‌زدم که آن‌ها دلِ خوشی از دولت نداشتند و فکر می‌کردند اگر روس‌ها بیایند، مانند خرسون، با مردم روس‌زبان کاری ندارند.
Tuberosa
بحرانْ مرز بین آدم‌ها را برمی‌دارد.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
اما جنگ‌ها را مردمی می‌فهمند که خانه و کاشانه و جانشان در خطر است. ما فقط از دور می‌ترسیم. حتی خبرنگاران هم اصل ماجرا را نمی‌فهمند، چون آن‌ها هم روزی به خانه‌شان برمی‌گردند.
Tuberosa

حجم

۳٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۲۸ صفحه

حجم

۳٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۲۸ صفحه

قیمت:
۱۴۷,۰۰۰
۷۳,۵۰۰
۵۰%
تومان