
کتاب آن جا که باد کوبد
سفرنامه و عکسهای باکو به همراه سفرنامه الکساندر دوما در محرم قفقاز
معرفی کتاب آن جا که باد کوبد
کتاب آن جا که باد کوبد نوشته معصومه صفاییراد است. کتاب آن جا که باد کوبد سفرنامه و عکسهای باکو نویسنده است که همزمان با محرم ماه است. نویسنده سفر را با آثار سفرنامهنویسان دوره قاجار مقایسه کرده است.
درباره کتاب آن جا که باد کوبد
ماجرای روایت سفری ده روزه به باکو پایتخت جمهوری آذربایجان است. این کتاب روایتی جذاب و روان است که شما را با خود همراه می کند و به قلب آذربایجان میبرد جایی که در محرم در آن سختتر برگزار میشود زیرا حکومت سختگیر است. این کتاب روایت آداب و رسوم و فرهنگ و عادتهای مردم این منطقه است و ما با نویسنده و نویسندگان دوره قاجار همراه میشویم تا مردم این کشور را بشناسیم.
خواندن کتاب آن جا که باد کوبد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام علاقهمندان به سفرنامه تاریخی پیشنهاد میکنیم
بخشی از کتاب آن جا که باد کوبد
لحظهٔ عبور از مرز داشتم به اسکار وایلد فکر میکردم که موقع ورود به آمریکا از او پرسیدند چیزی برای اعتراف داری و او گفت نبوغم! سرخوش به جواب وایلد بودم که خانم پلیس مأمور مرز که چشمانش نشان میداد این موقع شب بدخوابش کردهایم، نگاهی به سر و وضع من کرد و گفت:
نهیه آذربایجانا گلیرسن؟
نگاهم رفت به دامن پایش و دستی که دور خودش بغل کرده بود از لرزش سرما. راننده اتوبوس که با سبیلهای از بنا گوش در رفته همزمان نقش مترجم را هم ایفا میکرد و هرچندلحظه یکبار تذکر میداد خدای نکرده از آن برنامهها در بساطمان نداشته باشیم، گفت:
میگه برای چی به آذربایجان سفر میکنی؟
انتظار سوال درباره نبوغم را داشتم ولی این یکی را نه! مگر بقیه برای چی سفر میکردند؟ سر برگرداندم و به بقیه اتوبوس نگاه کردم. چند قدم پیش که مهر خروج از ایران به پاسپورتشان نشسته بود، طبق آیینی نانوشته سریع تغییر شکل و لباس داده بودند که هدف سفر را برای خانم پلیس روشن میکرد. برای من اما گویا ناخوانا بود و مخدوش. تنها چیزی که آن لحظه به ذهن و زبانم رسید، این بود:
برای دیدن دوستم.
گذاشت بگذرم و حواسم تا آخر پی این بود که این سوال را از کس دیگری هم میپرسد که نپرسید. از اینکه محتویات کیفم را جلوی همه روی میز پخش و پلا کرده دمغم ولی راستش با نگاه چپچپی که به خاطر حجابم دارند، جرئت اعتراض ندارم. بیرون محوطه کنترل پاسپورت چشمم که به تابلوی حیدر علیاف خندان میافتد، مطمئن میشوم که دیگر از مرز جستم؛ اینجا جمهوری آذربایجان است!
ویزای آذربایجان واقعاً آسان ویزا است که من در اولین تجربه تنها ویزا گرفتن راحت از پسش برمیآیم. ایمیل ویزا که میآید یعنی همه چیز جدی شده. فاصلهٔ تهران-باکو با پرواز یک ساعت و نیم است و با اتوبوس طبق چیزی که میگفتند اگر هشت شب از تهران راه میافتادم، ده صبح روز بعد باکو بودم. خب هر آدم عاقلی گزینهٔ یک ساعت و نیم را انتخاب میکند مضاف بر اینکه جیبهایش هم با عقلش همراهی کند که متأسفانه من از این همراهی دوستانه محروم بودم! برای آخرین روز ماه ذی الحجه بلیط اتوبوس گرفتم که اول محرم باکو باشم. مشکل اینجا بود که کسی از آدمی که میخواست به باکو سفر کند انتظار نماز خواندن نداشت! من دقیقاً در روز شروع سفرم خاله شدم و مستقیم از بخش نوزادان بیمارستان سوار اتوبوس قم-تهران شدم و نفر آخر به پای اتوبوس باکو رسیدم که تازه نماز هم میخواستم بخوانم!
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آن جا که باد کوبد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | آن جا که باد کوبد |
|---|---|
| عنوان دیگر: | سفرنامه و عکسهای باکو به همراه سفرنامه الکساندر دوما در محرم قفقاز |
| موضوع: | سفرنامه |
| نویسنده: | معصومه صفاییراد |
| انتشارات: | انتشارات کتابستان معرفت |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۵۴.۹۵ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۲۲۶۸۳۷۶۸۲ |
| تعداد صفحهها: | ۱۷۶ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۱۵۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بسمالله الرحمن الرحیم سفر ادم را بزرگ میکند و برای کسی که نمیتواند سفر برود، سفرنامه غنیمت است تا با قدمهای نویسنده، جاهایی از شهر را ببیند. بعید میدانم روزی به باکو سفرکنم، اما نوشتههای خانم صفایی مرا تا ان دیار برد...
سفرنامه خیلی خوبی بود!
کتاب چیزای زیادی برای مخاطبش داره؛ هم از این نظر که یک زن محجبه ایرانی تنها به یک کشور دیگه سفر کرده جذابه و هم مرور اتفاقات همراه نویسنده و مواجهه با فرهنگ و تاریخ و مردم آذربایجان.. برای کسایی که...بیشتر
یک دختر جوان مذهبی در ایام محرم به شهر باکو سفر کرده تا مراسم عزاداری را در این شهر رصد کند. به نظر من جبهه گرفتن نسبت به دولت سکولار آذربایجان به وضوح در کتاب دیده میشود و نویسنده از...بیشتر
نویسنده کمی کنجکاوتر از یک توریست معمولی ده روز را در باکو گذرانده و نه چندان با مردم گرم گرفته و نه چندان چشم چرخانده. خواندن کتاب برای کسی که چیزی از باکو نمیداند جالب است حتماً. اما در سطح میماند...بیشتر
کتاب خوبی بود. نویسنده با قلم روان، خاطرات سفر کوتاه خود از باکو را روایت کرده و تجربیات و اطلاعات مطلوبی را به خواننده از کشور آذربایجان ارائه داده است. البته قطعاً و حتماً نگاه و برداشت راوی همانند داستان...بیشتر
روایت جذاب و گیرا بود و آوردن بخش هایی از سفرنامه های قدیمی جالب ترش میکرد...
اگر دوست دارید دنیاتون یکم بزرگتر و دیدتون یکم گستردهتر بشه و از دید یک خانم جوان مذهبی به باکو نگاه کنید و در تجربههاشون با ایشون هم قدم بشید؛ پیشنهاد میکنم حتما این اثر رو بخونید! جالب و روون...بیشتر
برای من که اطلاعاتی از باکو و جمهوری آذربایجان نداشتم کتاب جالبی بود و نکته حائز اهمیت اطلاعات تاریخی نویسنده درباره این کشور و وقایع آن بود.
کتابی که به نظرم با جزئیات خوبی در مورد محرم کشور همسایه مون صحبت کرده و تلاقی سفرنامه و فضای محرم حس خوبی بهم داد.. موفق باشید🌱
بسیار شیرین و دلچسب
من قلم نویسنده را دوست دارم ، سفرنامه با تم مذهبی نوشته شده و یه جورایی بررسی جنبه های مذهبی در سطح جامعه جمهوری آذربایجان هست ...
بسیار عالی بود و خوندنش اوقات بسیار خوشی برای من رقم زد، توصیف آدمها خیابونها، غذاها و اجزای فرهنگ یک کشور دیگه بی رو در بایستی آثار خانم صفایی راد واقعا خوبن
خاطرات خواندم خوب بود
اگر میخواین به صورت خلاصه و روون با مواجهه یه انسان ایرانی با باکو امروزی آشنا بشین، کتاب خیلی خوبیه