دانلود و خرید کتاب بارکش دیوانه ها کارلوس لیسکانو ترجمه قاسم صنعوی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بارکش دیوانه ها

کتاب بارکش دیوانه ها

معرفی کتاب بارکش دیوانه ها

کتاب بارکش دیوانه ها نوشتهٔ کارلوس لیسکانو و ترجمهٔ قاسم صنعوی است. انتشارات هوما این مجموعه داستان کوتاه، واقعی و اروگوئه‌ای را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب بارکش دیوانه ها

کتاب بارکش دیوانه ها جایزهٔ بهترین روایت را نصیب کارلوس لیسکانو کرده است. این نویسنده، تجربیات خودش از زندان و شکنجه را در این اثر روایت کرده است. او یک مخالف سیاسی بود که توسط رژیم نظامی اروگوئه زندانی و شکنجه شد. کتاب حاضر شامل داستان‌های کوتاه و قدرتمندی است که بینش منحصربه‌فردی را درمورد وضعیت بد جسمی و روانی زندانی و همچنین طرز فکر شکنجه‌گران ارائه می‌دهد. کارلوس لیسکانو از این وحشت جان سالم به در برد تا به نویسنده‌ای بااستعداد و مشهورترین رمان‌نویس اروگوئه تبدیل شود. گفته شده است که این اثر، شهادت نامهٔ لیسکانو و تأملی دربارهٔ انسان و اشتهای خاموش نشدنی او برای زندگی است. این اثر را درخواستی برای حق کرامت انسانی و بیش از این دانسته‌اند. این کتاب ۳ بخش دارد؛ «دو خاکستردان در یک ماشین»، «خویشتن و پیکرش» و «نشستن به انتظار آنچه روی خواهد داد».

خواندن کتاب بارکش دیوانه ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر اروگوئه و قالب داستان کوتاه واقعی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره کارلوس لیسکانو

کارلوس لیسکانو (Carlos Liscano)، نویسنده‌ای اوروگوئه‌ای است که در سال ۱۹۴۹ در مونته‌بیده‌ئو زاده شد. این رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و نوول‌نویس به جنبش توپاماروها پیوست، در آوریل ۱۹۷۲ بازداشت شد و دادگاه رژیم نظامی او را به ۱۳ سال حبس محکوم کرد.‌ در زندان، شکنجه‌ها، تحقیرها، شرم، روابط عجیبی را که قربانیان و جلادان را به هم پیوند می‌داد، پوچی نظامی را که می‌خواست او را وادار به اعتراف به چیزی کند که زندانی از آن بی‌خبر بود تحمل کرد. او پایداری در همهٔ موارد، دوستی زوال‌ناپذیری که بین یاران تیره‌روز پدید می‌آید و قدرت رهایی‌بخش نوشتن را به چنگ آورد. او در ۱۴ مهٔ ۱۹۸۵ همراه آخرین یاران زندانی‌اش آزاد شد. هنگامی که هنوز در بند بود، شروع به نوشتن کرد. در سال ۱۹۸۶ به سوئد رفت و آنجا همچون یک مترجم، روزنامه‌نگار، معلم زبان اسپانیایی و نویسنده تأمین معاش کرد. در سال ۱۹۹۶ به اوروگوئه برگشت و از آن زمان در مونته‌بیده‌ئو و گاه در بارسلون زندگی کرده است. رشتهٔ تحصیلی او ریاضیات بوده است. این نویسنده از جمله سیماهای برجستهٔ ادبیات اوروگوئه است. برخی از آثار نمایشی او در فرانسه و در جشنواره‌هایی از جمله در فستیوال‌های آوین‌یون و بایون نمایش داده شده‌اند. گزارشگر و داستان‌های دیگر (۲۰۰۵)، جادهٔ آتاک (۲۰۰۵) خانوادهٔ من (۲۰۰۵)، بارکش دیوانه‌ها (۲۰۰۶)، کیفرناپذیری جلادان (۲۰۰۷)، خاطره‌های جنگ اخیر (۲۰۰۷)، نویسنده و دیگری (۲۰۱۰)، کتاب‌خوان بی‌ثبات (۲۰۱۱) از جمله آثار کارلوس لیسکانو است. در آثار او تأثیرپذیری‌هایی از فرانتس کافکا و لوئی فردینان سلین مشاهده می‌شود.

بخشی از کتاب بارکش دیوانه ها

«در جیپ از هیچ‌چیز حرف زده نمی‌شود. با حرکت دادن ابروها موفق می‌شوم چشم‌بندم را تکان دهم. می‌بینم کجا هستیم، خیابان را می‌شناسم. رفته‌رفته به این فکر می‌کنم که خودم را از جیپ پایین بیندازم. اما نه برای اینکه خودم را به کشتن بدهم، نه، بلکه برای اینکه فرار کنم. اگر از جیپ در حال حرکت بپرم، ممکن است به پشت بیفتم و پشت‌سرم به زمین بخورد. باید در هوا چرخی بزنم تا روی بتون نیفتم. هر سرباز مسلح به یک کارابین ام.۲ است. سلاح خودکار است، مسلح است، و به‌احتمال خیلی قوی به‌ضامن هم نیست. طی مدتی که بخواهم تعادلم را از نو به‌دست بیاورم و شروع به دویدن کنم، آن‌ها وقت دارند شلیک کنند. هوا روشن می‌شود. احتمال اینکه تیرشان به خطا برود تقریباً صفر است. و اگر تیرشان به خطا برود من به کجا بروم؟ هیچ جایی برای رفتن ندارم، نمی‌دانم چه کسی توقیف شده. طی مدتی که فکر می‌کنم به مرکز می‌رسیم. برای امتحان کردن خیلی دیر شده.

بعدها، وقتی در عین بیداری به رؤیای فرارهای ممکن فرومی‌روم، این فرصت مساعد را چون یگانه راه فراری که داشته‌ام درنظر مجسم خواهم کرد. با خودم خواهم گفت که اگر آن کار را کرده بودم، شاید نجات پیدا می‌کردم، سربازها مدتی را به تیراندازی می‌گذراندند، من می‌گریختم و شاید آن‌ها هرگز پیدایم نمی‌کردند. ممکن هم بود که در آن بامداد بمیرم. شاید مردن بهتر از زندانی بودن بود؟ نه. ولی تصویرها با فاصله‌های چندماهه برمی‌گردند، رؤیای زندانی: گریختن، دویدن، دویدن در دشتی عظیم، سپید، بی‌حدومرز، بی‌مانع. در انتهایش روشنایی شفق است یا فلق. هرگز موفق نمی‌شوم به‌درستی بدانم آیا خورشید غروب می‌کند یا سر می‌زند. می‌دوم، می‌دوم. ناگهان شروع به راه رفتن، جستجو می‌کنم. راهی وجود ندارد، به هر سو که بخواهم می‌توانم بروم، هوس پاهایم را دنبال می‌کنم، راه رفتن، راه رفتن بی‌پایان. آزادی است، آزادی مطلوب، امکان تصمیم‌گیری، انتخاب کردن، اقدام کردن، اقدام نکردن، دست برداشتن از اقدام.»

h.sh
۱۴۰۳/۰۱/۱۶

کتاب در مورد یه زندانی سیاسه که در مورد 12 سال زندانی بودنش و شکنجه های خودش میگه کتاب دردناکیه ولی موقع خوندش باعث میشه یه جور دیگه به زندگی خودت فکر کنی. ترجمه هم خوب بود

زیرا آنچه شکنجه‌گر می‌خواهد این است که زندانی نسبت به خودش احساس نفرت کند، به حدی محروم از دفاع باشد که باور کند هیچ ارزشی ندارد و آن‌وقت بستن دهان، دروغ گفتن، مقاومت کردن معنایی ندارد. اگر انسان هیچ ارزشی نداشته باشد، اگر از خودش بدش بیاید، در زیر شکنجه از چه‌چیز می‌تواند دفاع کند؟ نه حتی از خاطرات آینده.
haniy Kia
ولی نمی‌توان از پیکر خواست که در برابر درد مقاومت کند و درعین‌حال به آن گفت که دلتان را به‌هم می‌زند. آن‌وقت انسان برای این جانور احساس رنج می‌کند. بیزاری برمی‌انگیزد، ولی انسان می‌خواهد دوستش بدارد، زیرا این تمام چیزی است که دارد، زیرا این جزئی از پایداری اوست که به شایستگی انسان بستگی دارد، نوعی شایستگی است.
haniy Kia
من خیلی سال‌ها بعد پیکرم را چون جانوری دوست خواهم دید و درنظر خواهم داشت. باید قدردان نفرتی باشم که روزی، با پی بردن به اینکه آن را تحمل نخواهم کرد ولی تمام چیزی است که دارم، و باید همچنان مراقبش باشم، دوستش داشته باشم، ازش محافظت کنم. دوست داشتن جانوری که عبارت از خود شخص است، برای اینکه همچنان انسانی ماند.
haniy Kia
ولی موسیقی نمی‌تواند متوقف شود، کسان دیگری ظرف‌های پلاستیکی رهاشده را برمی‌دارند و نواختن را دنبال می‌کنند. موسیقی باید ادامه پیدا کند، برای اینکه مرد به پریدن، به سفر کردن، در رقصش، در خوشبختی‌اش ادامه دهد. او خوشبخت است، خوشبخت، این بر چهره‌اش، بر چشم‌های بسته‌اش، بر دست‌هایش، بر پیکر رها شده‌اش دیده می‌شود. ماه‌هاست که او تنهاست، پیکرش گرمای پیکر دوستی را در نزدیکی‌اش احساس نکرده. و او می‌رقصد، پیکرش می‌رقصد، یک ساعت، یک ـ ساعت و نیم.
haniy Kia
آن‌وقت انسان با خودش فکر می‌کند چرا سرباز دست به کاری می‌زند که هیچ‌کس به او دستورش را نداده، حتی شکنجه‌ای به‌منظور جمع کردن اطلاعات نیست، بلکه بدجنسی ساده، بی‌دلیل و بی‌هدفی است. سرباز که نمی‌داند فردی که می‌برد چه کسی است، چه نام دارد، حتی نمی‌داند که آیا براثر اشتباه دستگیر شده یا نه، و شاید یک هفته دیگر آزاد می‌شود، او را فقط برای تفریح به دیوار می‌کوبد، یا کتکش می‌زند.
h.sh

حجم

۱۳۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۲ صفحه

حجم

۱۳۱٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۲ صفحه

قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان