کتاب رومئو و ژولیت لوییس بردت + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب رومئو و ژولیت

کتاب رومئو و ژولیت

نویسنده:لوییس بردت
انتشارات:انتشارات هوما
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب رومئو و ژولیت

کتاب رومئو و ژولیت نوشته لوییس بردت و ترجمه شیما طیبی جزایری از سوی انتشارات هوما منتشر شده است. این کتاب اثری است که با هدف آشنایی کودکان و نوجوانان با آثار ویلیام شکسپیر نوشته شده است. این کتاب شامل زندگی‌نامه‌ای کوتاه از شکسپیر و بازنویسی ساده‌شده‌ی نمایش‌نامه‌ی معروف رومئو و ژولیت است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب رومئو و ژولیت

کتاب رومئو و ژولیت (داستان‌های سرگرم‌کننده شکسپیر!) با نگاهی ویژه به مخاطبان کودک و نوجوان تلاش کرده است دنیای شکسپیر را با زبانی ساده و قابل‌لمس به نسل جوان معرفی کند. لوییس بردت، نویسنده‌ی کتاب، در سال ۱۹۹۸ این مجموعه را برای دانش‌آموزان کلاس دوم و سوم ابتدایی نوشت و کودکان را به مشارکت فعال در بازآفرینی و اجرای داستان‌ها دعوت کرد. بخش نخست کتاب زندگی‌نامه‌ی شکسپیر را از زبان کودکان روایت می‌کند و حتی اشتباهات املایی و زبان محاوره‌ای آن‌ها را حفظ کرده است تا فضای کودکانه و صمیمی اثر تقویت شود. 

بخش دوم بازنویسی داستان رومئو و ژولیت است که با الهام از اجراهای دانش‌آموزان و برداشت‌های خلاقانه‌ی آن‌ها شکل گرفته است. این کتاب نه‌تنها برای کودکان و نوجوانان، بلکه برای بزرگسالانی که به‌دنبال روایتی ساده و متفاوت از آثار شکسپیر هستند نیز می‌تواند مفید باشد. در سراسر کتاب یادداشت‌ها و توضیحاتی از مترجم و کودکان به چشم می‌خورد که تجربه‌ی مواجهه با این نمایش‌نامه را برای خواننده ملموس‌تر می‌کند.

خلاصه داستان رومئو و ژولیت

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان رومئو و ژولیت در شهر ورونا رخ می‌دهد؛ جایی که دو خانواده‌ی بزرگ و دشمن، کاپولت‌ها و مونتاگوها، سال‌ها است با یکدیگر در ستیز هستند. در میانه‌ی این دشمنی رومئو از خاندان مونتاگو و ژولیت از خاندان کاپولت به‌طور اتفاقی در یک مهمانی با هم آشنا می‌شوند و عشقی عمیق میانشان شکل می‌گیرد. با وجود مخالفت خانواده‌ها و فضای پرتنش شهر آن‌ها تصمیم می‌گیرند پنهانی ازدواج کنند، اما سلسله‌ای از سوءتفاهم‌ها، دوئل‌ها و تصمیم‌های شتاب‌زده سرنوشت این دو عاشق را به سمت تراژدی سوق می‌دهد. 

روایت کتاب با زبان ساده و از نگاه کودکان بر احساسات، تردیدها و امیدهای شخصیت‌ها تمرکز دارد و تلاش می‌کند پیچیدگی‌های داستان اصلی را به زبانی قابل‌درک برای نوجوانان بازگو کند. در کنار روایت اصلی بخش‌هایی از برداشت‌ها و نوشته‌های کودکان درباره‌ی شخصیت‌ها و وقایع داستان نیز آمده است که به فضای کتاب رنگ‌وبویی تازه می‌بخشد.

چرا باید کتاب رومئو و ژولیت را خواند؟

این کتاب با بازنویسی ساده و روایت کودکانه فرصتی فراهم می‌کند تا مخاطبان کم‌سن‌تر با یکی از مشهورترین تراژدی‌های ادبیات جهان آشنا شوند. حضور نوشته‌ها و برداشت‌های کودکان در کنار داستان اصلی تجربه‌ای متفاوت و چندلایه از خواندن رومئو و ژولیت ارائه می‌دهد. کتاب به مخاطب کمک می‌کند تا مفاهیمی مانند عشق، دشمنی، خانواده و انتخاب را در بستری ملموس‌تر و نزدیک‌تر به دنیای نوجوانان و کودکان تجربه کند.

خواندن کتاب رومئو و ژولیت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب برای کودکان و نوجوانانی مناسب است که به داستان‌های عاشقانه و ماجراجویانه علاقه دارند یا می‌خواهند با آثار کلاسیک ادبیات جهان آشنا شوند؛ همچنین برای آموزگاران و والدینی که به‌دنبال راهی برای معرفی شکسپیر به نسل جوان هستند، گزینه‌ای کاربردی است. بزرگسالانی که به‌دنبال روایتی ساده و متفاوت از رومئو و ژولیت هستند نیز می‌توانند از این کتاب بهره ببرند.

بخشی از کتاب رومئو و ژولیت

«داستانی دارم از روزگاران دور آن قدیم قدیم‌ها؛ قصه‌ای از کینه و نفرت. تلخ و غمگین. ورونای زیبا جایی است که داستان ما در آن اتفاق می‌افتد. جنگ و دعوا، خشونت و وحشی‌گری دیگر عادی شده بود؛ بس که هر روز با آن مواجه می‌شدند. دوتا از خانواده‌های بزرگ شهر درگیر این دعواها بودند. در آتش نفرت هم‌دیگر می‌سوختند و هیچ کدام حاضر نبود دست دوستی به سوی دیگری دراز و آشتی کند. یکی از خانواده‌ها کاپولت بود و دیگری مونتاگو. حتی یک نفر در بین اعضای این خانواده‌ها پیدا نمی‌شد که نظرش را عوض کند و از در آشتی درآید. هیچ کس نمی‌دانست که دعوای‌شان بر سر چیست، ولی همه از دست هم عصبانی بودند. حتی کودکان و خویشاوندان دو خانواده؛ اصلاً این دعوای قدیمی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود. حتی خدمت‌کارهای‌شان هم با هم سر جنگ داشتند. خلاصه، مدت‌ها بود که آسایش و آرامش از ورونا رخت بربسته بود. تابستان آن سال در آن گرمای کشنده باز هم بین مونتاگوها و کاپولت‌ها جنگ درگرفته بود. باز هم این آتش زیر خاکستر داشت شعله‌ور می‌شد و زخم قدیمی سر باز می‌کرد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است