کتاب شب لیسبون اریش ماریا رمارک + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شب لیسبون

کتاب شب لیسبون

معرفی کتاب شب لیسبون

کتاب شب لیسبون (The Night in Lisbon) نوشته اریش ماریا رمارک روایتی است از فرار، تبعید، عشق و ترس در سایه‌ی جنگ جهانی دوم. داستان درباره‌ی مردی فراری است که در حین پرسه‌زدن در اسکله‌ای در لیسبون ناگهان با مردی ناشناس روبه‌رو می‌شود. ناشناس می‌گوید در ازای بلیت کشتی فقط یک چیز از او می‌خواهد؛ این‌که شب را کنارش بماند تا داستان زندگی‌اش را برای او تعریف کند. از دل این گفت‌وگوی طولانی در کافه‌ها، بارها و خیابان‌های لیسبون، گذشته‌ی پر از تعقیب، اردوگاه، عبور مخفیانه از مرزها و عشقِ سرسختانه‌ی او به یک زن لایه‌به‌لایه آشکار می‌شود. محمدامین کاردان این داستان را برای نشر امیرکبیر ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب شب لیسبون

کتاب شب لیسبون با تمرکز بر یک شب در بندر لیسبون، داستانی چندلایه از زندگی مهاجران آلمانی در دوران جنگ جهانی دوم روایت کرده است. اریش ماریا رمارک در این کتاب، از زبان راوی بی‌نامی که خود فراری است، ما را با مردی به نام شوارتز آشنا می‌کند؛ مردی که دو بلیت کشتی به امریکا دارد و دیگر قصد استفاده از آن‌ها را ندارد. گفت‌وگوی این دو در اسکله، کافه‌ها، بارها و خیابان‌های لیسبون، بهانه‌ای می‌شود تا شوارتز سرگذشت خود را بازگو کند: از اردوگاه‌های مهاجرین در فرانسه تا تصمیم جنون‌آمیزش برای بازگشت به آلمان. 

کتاب شب لیسبون در فصل‌های پی‌درپی، این سفر پرخطر را دنبال کرده است؛ از عبور شبانه از رود رن و مرز اتریش، سوارشدن به قطارها در میان افراد اس. آ و اس. اس، تا ورود به شهرهای مونیخ، مونستر و اوزنابروک. در این مسیر، رمارک فضای خفقان‌زده‌ی رایش، تبلیغات کرکننده، بلندگوهای میدان‌ها، کلیساهای پر از مؤمنان خسته و ترس دائمی از پلیس و لو رفتن را با جزئیات فراوان نشان داده است. ساختار کتاب بر پایه‌ی گفت‌وگوی طولانی شوارتز و راوی در یک شب بنا شده و در خلال آن، فصل‌ها بین اکنونِ لیسبون و گذشته‌ی فرانسه، سوییس و آلمان در رفت‌وآمد است. از خلال این رفت‌وبرگشت‌ها، تصویر گسترده‌ای از سرنوشت مهاجران، بی‌اعتباری گذرنامه‌ها، ترس از تنهایی، و تلاش برای حفظ عشق و کرامت انسانی در میانه‌ی جنگ شکل گرفته است.

خلاصه داستان شب لیسبون

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

در شب لیسبون، رمارک داستان را از لحظه‌ای آغاز کرده است که راوی، مهاجر آلمانیِ بی‌پول و بی‌ویزا، در اسکله‌ی لیسبون به کشتی مسافربری خیره شده که فردا شب به امریکا می‌رود؛ آخرین کشتی، آخرین امید. او و زنی به نام روت، نه ویزای امریکا دارند و نه پول کافی برای سفر. راوی همان روز در کازینوی استوریل، آخرین شانس خود را در قمار امتحان کرده و تمام پول‌هایش را باخته. در همین حال، مردی ناشناس به او نزدیک می‌شود؛ مردی کوتاه‌قد که خود را شوارتز می‌نامد. شوارتز دو بلیت برای همین کشتی دارد و می‌گوید دیگر به آن‌ها احتیاجی ندارد. شرط او برای بخشیدن بلیت‌ها فقط یک چیز است: این‌که راوی امشب را با او بگذراند و به داستان زندگی‌اش گوش بدهد تا از تنهایی نجات پیدا کند. شوارتز و راوی به باری مشرف به بندر و سپس به کلوپ روسی جار می‌روند. در آن‌جا، شوارتز شروع به بازگویی گذشته می‌کند. 

او از اردوگاه‌های مهاجرین در فرانسه و بازی بی‌رحمانه‌ی پلیس سوییس و فرانسه در پس‌فرستادن مهاجران در مرز می‌گوید؛ از این‌که چگونه یک پاسپورت اتریشی به نام شوارتز، همراه با چند تابلو نقاشی، از مردی مُرده به او به ارث رسیده و او با دستکاری عکس و تاریخ تولد، هویت تازه‌ای برای خود ساخته است. در ادامه، شوارتز از وسوسه‌ی بازگشت به آلمان می‌گوید؛ وسوسه‌ای که با رؤیای دیدن همسر سابقش، هلن، آغاز شده است. او با پاسپورت تازه، ابتدا به سوییس می‌رود تا اعتبار هویت جدیدش را بیازماید، در زوریخ به کافه گریف و اداره‌ی پست رستانت سر می‌زند، توسط پلیس بازداشت و بازجویی می‌شود و سرانجام با توصیه‌ای آزاد می‌شود. سپس شبانه از مرز، از کنار رود رن، شناکنان عبور می‌کند و خود را به اتریش و بعد به داخل آلمان می‌رساند...

چرا باید کتاب شب لیسبون را بخوانیم؟

خواندن شب لیسبون امکان آشنایی با فضای اروپا در آستانه‌ی جنگ و زیر سلطه‌ی رایش را از زاویه‌ی کسانی فراهم کرده است که نه قهرمانان نظامی‌اند و نه سیاستمدار؛ بلکه آدم‌هایی معمولی هستند که ناگهان خود را بی‌وطن، بی‌پناه و در معرض خشونت می‌بینند. رمارک در این کتاب، هم اضطراب عبور از مرز، بازجویی، و زندگی با هویت جعلی را به‌خوبی تصویر کرده و هم لحظه‌های ظریف انسانی را. برای کسانی که به داستان‌هایی درباره‌ی جنگ، تبعید، و عشق در شرایط بحرانی علاقه‌مند هستند، این کتاب می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده و پرجزئیات باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن شب لیسبون به کسانی پیشنهاد می‌شود که به رمان‌های آلمانی، و داستان‌های مرتبط با جنگ جهانی دوم، مهاجرت، تبعید و زندگی زیر سایه‌ی دیکتاتوری علاقه‌مندند.

درباره اریش ماریا رمارک

اریش ماریا رمارک (Erich Maria Remarque) (۱۸۹۸-۱۹۷۰)، نویسنده‌ی جسور و صلح‌طلب آلمانی، و از شاخص‌ترین چهره‌های ادبیات ضدجنگ قرن بیستم بود. او که در نوجوانی طعم جبهه‌های جنگ جهانی اول را چشیده بود، با نگارش رمان «در جبهه‌ی غرب خبری نیست»، تصویری بی‌پرده و عریان از ویرانیِ روح و جسم یک نسل ارائه داد؛ نسلی که به تعبیر او، حتی اگر از گلوله‌ها جان سالم به در برد، توسط جنگ نابود شده بود. این اثر که به نماد ادبیات صلح‌طلبانه در جهان بدل شد، خشم رژیم نازی را آن‌چنان برانگیخت که آثارش را در میدان‌های شهر به آتش کشیدند و او را از حق شهروندی محروم کردند. نگاه رمارک تنها به خط مقدم جبهه‌ها محدود نماند؛ او در آثاری چون «راه بازگشت» و «سه رفیق»، به واکاویِ دشواری‌های بازگشت به زندگی عادی و سایه‌ی سنگین تروما بر روابط انسانی پرداخت. رمان‌های دیگرش همچون «طاق نصرت» و «شب لیسبون» هم راوی سرگردانیِ آوارگان و پناهجویانی است که در جست‌وجوی امنیت، میان مرزها دست‌وپا می‌زدند. «جایزه‌ی صلح اریش ماریا رمارک» به یاد او و برای پاسداشت ادبیات ضدجنگ و حامی کرامت انسانی برپا شد.

بخشی از کتاب شب لیسبون

«خیره به کشتی می‌نگریستم، که در اسکله لنگر انداخته بود و زیر نور تندی تکان می‌خورد. من فقط یک هفته بود که در لیسبون بودم و هنوز کاملاً به چنین نورهای تندی عادت نکرده بودم. در کشورهایی که من آن‌ها را ترک کرده بودم، شهرهای سیاه، مثل معادن زغال‌سنگ، سر بر آسمان افراشته بودند و در میان تاریکی آن‌ها، کمترین نوری ممکن بود مثل طاعون در قرون وسطی خطرناک باشد. من از اروپای قرن بیستم می‌آمدم.

کشتی مسافری بود و آن را بار می‌کردند. می‌دانستم که قرار است فردا شب از بندر خارج شود. قایق‌های کوچکی بین اسکله و مصب رود "تاژ" در حرکت بودند و گوشت و ماهی و سبزی برای مصرف داخل کشتی می‌آوردند. این آذوقه‌ها را کارگران کشتی در زیر نور تندی به کمک طناب و قرقره بالا می‌کشیدند و در داخل کشتی ناپدید می‌ساختند. روی اسکله، کارگران در اطراف چمدان‌هایی که روی واگن‌های کوچک باری نهاده شده بود، در حرکت بودند و جرثقیلی صندوق‌ها و بسته‌های بزرگ را چنان به آسانی بلند می‌کرد و با چنان مهارتی به این‌طرف و آن‌طرف می‌برد که گویی وزنی ندارند.

در آن‌موقع شب، این کشتی شبیه به کشتی نوح در زمان طوفان بود و در واقع هم یک کشتی نوح بود. در آن ایام هر کشتی که اروپا را ترک می‌گفت، یک کشتی نوح بود. امریکا کوه آرارات دیگری بود و آب‌ها هر روز بالاتر می‌آمدند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۰۴٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۲۰۴٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان