معرفی و دانلود کتاب شب لیسبون + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب شب لیسبون

کتاب شب لیسبون

نوع کتاب
۴.۶(از ۵ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شب لیسبون

کتاب شب لیسبون نوشتهٔ اریش ماریا رمارک و ترجمهٔ محمدامین کاردان است. انتشارات علمی و فرهنگی این رمان آلمانی را منتشر کرده است.

درباره کتاب شب لیسبون

کتاب شب لیسبون (Die Nacht von Lissabon) در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. اریش ماریا رمارک در این رمان وضعیت دو پناهندهٔ آلمانی در ماه های آغازین جنگ جهانی دوم را روایت کرده است. یکی از پناهندگان داستان خود را در طول یک شب در لیسبون در سال ۱۹۴۲ نقل می‌کند. داستان او داستانی عاشقانه است و اتفاقاتی همچون دستگیری و فرار در آن وجود دارد. اریش ماریا رمارک خود یک پناهنده آلمانی بود، اما این رمان تخیلی است و تا حدی با الهام از تجربهٔ دوست رمارک نوشته شده است. او در این اثر بینشی از زندگی پناهندگان در اروپا در روزهای اولیه جنگ ارائه داده است. داستان این رمان آلمانی در ماه‌های نخست جنگ جهانی دوم می‌گذرد. 

خواندن کتاب شب لیسبون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی آلمان و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره اریش ماریا رمارک

اریش ماریا رمارک در ۲۲ ژوئن ۱۸۹۸ در آلمان به دنیا آمد. او نویسندهٔ مشهور آلمانی بود. عمدهٔ شهرت اریش ماریا رمارک، به‌خاطر نوشتن رمان ضدّجنگ «در جبهه غرب خبری نیست» (یا «در غرب خبری نیست») است. این اثر باعث شد که رژیم نازی کتاب او را توقیف کند و تابعیتش هم لغو شد. رمارک خود تنها ۶ هفته در خط مقدم جبهه در جنگ جهانی اول حضور داشت، اما این مدت زمان کافی بود که پس از جنگ دیگر نتواند به زندگی معمولی بازگردد و از افسردگی، دلهره و ترس رنج ببرد. رمارک در ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۰ در ۷۲سالگی و در سوئیس چشم از دنیا فروبست.

بخشی از کتاب شب لیسبون

«شب عجیبی را گذراندیم. صداها اندک‌اندک خاموش شدند. دو زن ناامید، از گریه دست برداشتند و فقط گاه‌وبیگاه، ناگهان چند لحظه بیدار می‌شدند و گریۀ کوتاهی سرمی‌دادند و سپس مجدداً در خواب غوطه‌ور می‌شدند. گویی ابر انبوهی آنان را خفه کرده است. هلن سرش را به شانۀ من گذاشته و خوابیده بود. بازویش را در اطراف گردنم حلقه کرده بود و گاه کلمات عاشقانه در گوشم زمزمه می‌کرد و گاه، مانند کودکان ناله از سینه برمی‌کشید. کلمات عاشقانه‌ای که او می‌گفت، از آن‌ها بود که انسان روزها بر زبان نمی‌راند و حتی در طول زندگی روزمره، شب‌ها هم به ندرت از میان دو لب خارج می‌شود. کلماتی بود که الهام‌بخش مذلت بود. فریاد تن بود که هجران را نمی‌پذیرفت. فریاد پوست و خون بود که شورش می‌کردند. نالۀ موجودی بود که از موجود دیگر جدایش می‌کردند. نالۀ آگاهی به این بود که یکی از ما از آنجا خواهد رفت. ناله از ترس و مرگ بود که گویی دست‌های مرا گرفته‌اند و ما را هدایت می‌کنند.

بعد سرش روی سینۀ من لغزید و از روی بدنم به زانوها رسید. سرش را در میان دو دست خود گرفتم. در نور شمع به چهرۀ او نگریستم که نفس می‌کشید. صدای مردهایی را شنیدم که بلند می‌شدند و کورکورانه و آهسته راه می‌رفتند تا از روی تپه‌های زغال‌سنگ بگذرند. نور ضعیف شمع می‌لرزید و سایه‌ها در اطراف ما بزرگ می‌شدند. سرداب به جنگلی افسانه‌ای تبدیل می‌شد که جادوگران بی‌شماری در آن در حال شکار پلنگی بودند، پلنگی که ناپیدا بود. زیرا قیافه و هیکل هلن را به خود گرفته بود.

بعد، آخرین نور خاموش شد و فقط تاریکی خفه‌کننده ماند با خُرخرهایی که از آن عبور می‌کردند. نفس هلن را روی دست‌های خود حس می‌کردم. یک بار هم او فریاد ضعیفی کشید که ناشی از وحشت بود. زمزمه کردم: <من اینجا هستم. نترس. چیزی تغییر نکرده.> دوباره خوابید. بر دست من بوسه‌ای زد و زمزمه کرد: <باید بمانی.> در گوشش گفتم: <بله. اگر هم ما را برای مدتی از هم جدا کنند، باز می‌دانم چطور تو را پیدا کنم.> آهی کشید و درحالی‌که به خواب می‌رفت، پرسید: <تو خواهی آمد؟> گفتم: <همیشه، بله همیشه. هرجا باشی پیدایت خواهم کرد.> مانند کودکی که نتوانسته باشند متقاعد و مطمئنش کنند، گفت: <خیلی خب.> و چهره‌اش را که گویی در میان دست‌های من درون یک جام قرار داشت، چرخاند.

من دیگر تکان نمی‌خوردم. ولی به خواب نرفته بودم. گاه‌وبیگاه، لب‌های او انگشتان مرا می‌بوسیدند. یک بار خیال کردم چکیدن قطرۀ اشکی را هم حس کرده‌ام. چیزی نگفتم. تاریک بود. تنفس مرتب او دست‌های مرا نوازش می‌داد. او را بی‌اندازه دوست داشتم. فکر می‌کنم هرگز به اندازۀ آن شب، زغال و کثافت او را دوست نداشته‌ام. من چیزی جز عشق نبودم. من وجود نداشتم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شب لیسبون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:شب لیسبون
عنوان انگلیسی:Die Nacht von Lissabon; Roman
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:اریش ماریا رمارک
مترجم:محمدامین کاردان
انتشارات:انتشارات علمی و فرهنگی
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۵۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۱۲۱۶۴۰۴
تعداد صفحه‌ها:۳۵۲ صفحه
قیمت کتاب:۲۰۰۱۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 5695695
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۳۰

ناتسیونال سوسیالیسم وجنگ کابوس های همیشگی اریش ماریا رمارکه اند که محتوای همه آثارش را تشکیل داده اند واو باسبک ویژه وصراحتی خرد کننده این کابوس های نه شخصی بلکه جهانی را گزارش کرده است و بی دلیل نیست که...بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۶

یک تراژدی عشقی دراوائل جنگ دوم جهانی، قلم نویسنده عالیست داستان بسیارجالبیست، بعداز درجبهه غرب خبری نیست،اریش ماریا رمارک شاهکاری دیگرعلیه جنگ نوشته که بسیار عالیست،بخوانید.

۰

بریده‌هایی از کتاب

/ Atiyeh /
۴
گُه به این جنگ
AS4438
۳
کرمی که پروانه شده، مدتی طول می‌کشد تا قبول کند خورشید وجود دارد و خودش صاحب بال است.>
AS4438
۲
یادم آمد که مذهب عشق به خداوند و هم‌نوع نیز خون‌های زیادی ریخته است. به خاطر آوردم که این مذهب، پس از اینکه زجرکشیدن مؤمنان و وفادارانش پایان یافته بود، خود با استفاده از خرمن آتش و شمشیر و شکنجه، به زجردادن خود پرداخته بود.
AS4438
۲
تصور امکان خودکشی نعمتی است که در ما توهم آزادبودن و آزادی عمل داشتن را به وجود می‌آورد. ما به ندرت به این حقیقت آگاهی داریم.>
AS4438
۲
کینه مانند اسیدی است که روح را می‌خورد، خواه شما از کسی کینه داشته باشید و خواه کسی از شما.
AS4438
۱
ترس مانند ریشخند، ما را از آزادی‌مان محروم می‌سازد. انسان با مسخره‌کردن امور سعی می‌کند آن‌ها را کوچک جلوه دهد...‌.>
AS4438
۱
قدرت تخیل ما انسان‌ها محدود است، وگرنه در موقع جنگ، هرگز کسی داوطلب نمی‌شد.>
AS4438
۱
در عشق، آدم همیشه زیاد می‌پرسد و وقتی برای شنیدن پاسخ اصرار می‌کند، متوجه می‌شود که به آغاز انتها رسیده است.
AS4438
۱
انقلاب‌های ملی کرم‌هایی را رها می‌کند که در زیر سنگ‌های به ظاهر بی‌حرکت می‌لولیده‌اند و بعد، برای مخفی‌داشتن پستی خود، شعارهایی اصیل و نجیب پیدا می‌کند.>
AS4438
۱
آدم در جست‌وجوی آسایش و ایمنی برای موجودی است که دوستش دارد.