با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
احمق! ما مرده‌ایم

دانلود و خرید کتاب احمق! ما مرده‌ایم

۴٫۱ از ۳۳ نظر
۴٫۱ از ۳۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب احمق! ما مرده‌ایم  نوشته  رسول یونان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب احمق! ما مرده‌ایم

«احمق! ما مرده‌ایم» مجموعه‌ای از داستانک‌های رسول یونان(-۱۳۴۸)، نویسنده ایرانی است. در یکی از داستانک‌های این کتاب به نام «نوبت» می‌خوانیم: ـ روز و شب نشسته داره می‌لمبونه! چیزی برای ما باقی نمی‌ذاره. اگه حرفی هم بهش بزنی دنیا رو به هم می‌ریزه. این‌طوری ادامه بده، ما از گشنگی می‌میریم! لاشخور جوان بعد از گفتن این جمله‌ها به چشم‌های لاشخور پیر زل زد. او حرف‌های لاشخور جوان را زیاد جدی نگرفت و درحالی‌که از روی شاخه می‌پرید، گفت: ـ بذار بخوره! چاق‌وچله شه! ما شیرهای زیادی را خورده‌ایم او را هم خواهیم خورد!

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
رضا
۱۳۹۵/۱۱/۰۵

بالاخره نفهمیدبم خوبه یانه نظرها چقدر متفاوته!

Fateme
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

این کتاب یکی از بهترین کتاب از نظر من هست . داستان های این کتاب بسیار مفهومی هستند و برای فراگرفتن منظور نویسنده باید بسیار تأمل کرد .

کاربر ۲۴۷۴۵۹۲
۱۳۹۹/۱۰/۲۳

کتاب خوبی بود از خوندنش لذت بردم توی سبک کوتاه نویسی و مضمون هر داستان نویسنده به بهترین شکل بیانشون کرده 👍👍

ziba
۱۳۹۵/۱۱/۱۲

واقعا عالیه بعد از چند روز اولین کتاب خوبی بود که خوندم

صالحین
۱۳۹۵/۱۱/۱۷

برای دوستانی که در مورد محتوای کتاب سوال دارن: کتاب شامل چند داستان کوتاهه که هر کدوم حدود یک پاراگرافه. محور داستانها هم جبری بودن امور، یاس و پوچی زندگی است.

پگاه
۱۳۹۵/۱۱/۲۱

به نظرم کتاب خوبی بود هر چند گاهی تو ذوق آدم می زد ولی همین بود که به کتاب بها داده بود وبه همین خاطر مستحق 5 ستاره هست.

Mohammad hosein
۱۳۹۷/۰۷/۰۱

جالب بود ولی 1500 تومن نمی ارزید خدایی

Asman Abi
۱۳۹۸/۱۱/۲۵

فقط فضای بیشتر داستانک ها یه کم سیاهه وگرنه برام خیلی جذاب بود و نثر ایشون بسیار عالیه

سجاد شیری
۱۳۹۹/۰۸/۰۴

نوشتن حکمت های خلاصه در قالب داستانک های موجز، یا به معنای دیگر : نوشتن داستانک با مضامین پندآموز، مشکل ترین نوع نوشتن است. نویسنده به طور شگفت آوری، به بیان داستان هایی پرداخته که کمترین کلمات و در عین

- بیشتر
رقیه شاهمرادی
۱۳۹۹/۰۹/۰۶

خیلی کتاب جذابی بود... مطالب عمیق زیبایی رو در خودش نهفته بود

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۴)
باران آلبوم را ورق زد و به جوانی خود رسید. به درختی تکیه داده و ژست گرفته بود. پشت سرش در گوشه‌ا‌ی از آسمان، تکه ابری سیاه دیده می‌شد. ناگهان ابر شروع کرد به بزر‌گ‌شدن و لحظاتی بعد باران تمام صورت‌اش را خیس کرد... آلبوم را و زندگی‌اش را خیس کرد... آن روز، روز عجیبی بود. فقط در خانه‌ی پیرمرد باران باریده بود.
ROHAM
باران آلبوم را ورق زد و به جوانی خود رسید. به درختی تکیه داده و ژست گرفته بود. پشت سرش در گوشه‌ا‌ی از آسمان، تکه ابری سیاه دیده می‌شد. ناگهان ابر شروع کرد به بزر‌گ‌شدن و لحظاتی بعد باران تمام صورت‌اش را خیس کرد... آلبوم را و زندگی‌اش را خیس کرد... آن روز، روز عجیبی بود. فقط در خانه‌ی پیرمرد باران باریده بود.
علیرضا حساس
بد شانس در یک مزایده‌ی استثنایی برنده شده بود. خوش‌حال بود. ترجیح‌ داد سیگاری روشن‌کند و‌کمی قدم بزند. وقتی سیگارش را بر لب گذاشت، دستی جلو آمد و آن‌را روشن‌کرد. مرد تشکر‌کرد و به راه خود ادامه داد. کمی جلوتر، ماشینی که ترمزش بریده بود، در پیاده‌رو او را زیر‌گرفت. مرگ فندک‌اش را درون جیب‌اش گذاشت و سوت‌زنان از آن‌جا دور شد.
تو آدم خوبی هستی
من نمی‌توانم باور‌کنم. فکر می‌کنم همه‌اش خواب می‌بینم. آخر چه‌طور ممکن است؟ مگر می‌شود از دیوارها عبور کرد، یا از آب گذشت و خیس نشد؟! ما تمام این کارها را کردیم، حتی از کوه پرت شدیم و خراشی بر نداشتیم. ـ احمق! ما مرده‌ایم.
Radicall
اسم‌اش را گذاشته بودند تانیل، یعنی شناخته شو! اما وقتی بزرگ شد برای خودش ماسک خرید تا هیچ‌گاه شناسایی نشود. با این‌همه پدر و مادرش به آرزوی خود رسیدند. او در شهر معروف شد، اما نه با اسم تانیل. روزنامه‌ها و تلویزیون‌ها به او دزد ماسک‌دار لقب داده بودند.
Radicall
آخرین ترور پس از آن‌که آخرین ترورش را انجام داد، تصمیم‌گرفت بقیه‌ی عمرش را با شرافت زندگی‌کند، اما وقتی خواست ماسک‌اش را درآورد با مشکل روبه‌رو شد. ماسک برای همیشه به صورت‌اش چسبیده بود.
تو آدم خوبی هستی
آلبوم را ورق زد و به جوانی خود رسید. به درختی تکیه داده و ژست گرفته بود. پشت سرش در گوشه‌ا‌ی از آسمان، تکه ابری سیاه دیده می‌شد. ناگهان ابر شروع کرد به بزر‌گ‌شدن و لحظاتی بعد باران تمام صورت‌اش را خیس کرد... آلبوم را و زندگی‌اش را خیس کرد... آن روز، روز عجیبی بود. فقط در خانه‌ی پیرمرد باران باریده بود.
R
مرد دوست نداشت خانه را ترک کند، اما باید از آن‌جا می‌رفت. اهل خانه او را در جعبه‌ای چوبی‌گذاشتند و به دو مرد تنومند سپردند تا از آن‌جا دورش‌کنند. او می‌خواست فریاد بکشد و از بی‌مهری آن‌ها گلایه‌کند، اما نمی‌توانست. هرچه زور می‌زد صدای‌اش در نمی‌آمد. مرد مرده بود و نمی‌دانست.
zeynab
آخرین ترور پس از آن‌که آخرین ترورش را انجام داد، تصمیم‌گرفت بقیه‌ی عمرش را با شرافت زندگی‌کند، اما وقتی خواست ماسک‌اش را درآورد با مشکل روبه‌رو شد. ماسک برای همیشه به صورت‌اش چسبیده بود.
Fateme
آخرین ترور پس از آن‌که آخرین ترورش را انجام داد، تصمیم‌گرفت بقیه‌ی عمرش را با شرافت زندگی‌کند، اما وقتی خواست ماسک‌اش را درآورد با مشکل روبه‌رو شد. ماسک برای همیشه به صورت‌اش چسبیده بود.
Fateme

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۱ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۰/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۸۷۶۵-۳۲-۸
تعداد صفحات۳۱صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۱۰/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۸۷۶۵-۳۲-۸