معرفی و دانلود کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۷ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم نوشتۀ دنیس ولهن است و انتشارات علمی و فرهنگی آن را منتشر شده است. کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم، دربارۀ پسربچه‌ای به مام جوزف است که از رفتارهای پدرش خسته شده و دوست دارد او جور دیگری باشد.

درباره کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

یافتن بهترین کتاب کودک یکی از مشغله‌های ذهنی والدین محسوب می‌شود؛ چرا که کودکان با کمک کتاب‌های کودکانه می‌توانند به درک و رشد بهتری برسند. زمانی که صبحت از خرید کتاب کودک می‌شود منظور فقط کتاب داستان کودک یا کتاب قصه‌های کودکانه نیست، بلکه این مجموعه کتاب شعر کودک، کتاب علمی کودک و... را هم در برمی‌گیرد که بسیار مهم هستند.

قبل از هر اقدامی باید بدانید برای چه کسانی می‌خواهید کتاب بخرید و بر اساس گروه سنی او اقدام کنید. به‌عنوان‌مثال اگر برای کودکی ۱۰ ساله دنبال کتاب هستید، با جست‌وجوی بهترین کتاب برای کودکانه ۱۰ساله می‌توانید مشکل خود را حل کنید؛ اما فراموش نکنید گروه سنی کتاب‌های کودک بسیار مهم است. در مجموع، کتاب کودک با تصویر بسیار مورد استقبال قرار می‌گیرد؛ چرا که رنگ‌ها کودکان را به خود جذب می‌کنند. در ادامه با این تقسیم‌بندی گروه سنی کودکان آشنا می‌شوید:

گروه الف: سال‌های قبل از دبستان

گروه ب: کلاس‌های اول، دوم و سوم دبستان

گروه ج: کلاس‌های چهارم، پنجم و ششم دبستان

در کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم می‌خوانیم که جوزف از رفتار پدرش خسته شده است. پدر خریدکردن را فراموش می‌کند. غذاهای وحشتناکی می‌پزد و به او در تکالیف مدرسه کمک نمی‌کند. جوزف مجبور است شام مدرسه‌اش را بخورد. جوزف کتابخانه‌ای پیدا می‌کند که پر از انواع پدرهاست و تمامی پدرها، پدرهایی خوب و عالی هستند. آیا او بایستی پدر منظم را به امانت بگیرد و یا پدری ورزشکار و یا پدری باهوش و یا پدری دست‌ودل‌باز؟ جوزف می‌خواهد تمامی آن‌ها را امتحان کند، ولی او کدام یک از آن‌ها را نگه می‌دارد؟ کتاب پدر‌هایی که از کتابخانه به امانت گرفتم قصه‌ای شاد است که می‌تواند تمامی بچه‌هایی را که والدینی بی‌نقص ندارند را خوشحال کند.

خواندن کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای کودکان گروه سنی ب و ج مناسب است.

بخشی از کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

«جوزف در کتابخانه منتظر پدرش بود. روی زمین کتابخانه زانو زده بود و کتاب‌های بزرگی روبه‌رویش بودند. او داشت کتاب تاریخ تصویری فوتبال را ورق می‌زد. صدای بوق ماشینی بلند شد.

همکلاسی‌اش هلن گفت: «پدرته، خیلی هم عجله داره.» جوزف گفت: «او همیشه عجله داره.» و بعد کتاب‌هایش را بست و ادامه داد: «راستش بعضی وقت‌ها آرزو می‌کنم کاشکی آدم می‌تونست پدرش رو انتخاب کنه. مثه وقتی که کتاب‌های کتابخونه رو عوض می‌کنیم. کاشکی یه کتابخونه پر از پدر وجود داشت.»

هلن گفت: «بله، همینطوره، یه کتابخونه پر از پدر وجود داره.»

اما درست در همین لحظه، پدر جوزف به کنار آن‌ها رسید بود...»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم
عنوان در زبان مبدأThe dad library
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهدنیس ولهن
مترجمفرزاد اکبرپور
انتشاراتانتشارات علمی و فرهنگی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۴/۰۳/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۶.۲۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۳۶۲۵۶۶
تعداد صفحه‌ها۸۸ صفحه
قیمت کتاب۱۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

فرفری موی غزل‌ساز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸

پدر جوزف به دلیل مشغله‌ی زیاد، به اندازه‌ی کافی براش وقت نمیذاره. همین امر، باعث میشه که جوزف به پیشنهاد دوستش هلن، توی کتابخونه‌ای عجیب ثبت‌نام کنه و پدر مورد علاقه‌ش رو به امانت بگیره. جوزف پدر باهوش، پدر همه‌کاره...بیشتر

۰
zaribano
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

خیلی جالب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

ZohreAalipour
۱
«راستش بعضي وقت‌ها آرزو مي‌کنم کاشکي آدم مي‌تونست پدرش رو انتخاب کنه. مثه وقتي که کتاب‌هاي کتابخونه رو عوض مي‌کنيم. کاشکي يه کتابخونه پر از پدر وجود داشت.»
ZohreAalipour
۱
واقعيت اين بود که او دلش براي پدر واقعي‌اش تنگ شده بود. او بود که اهميت چيزهايي مثل درِ کمد، شوخي‌هاي خانوادگي و کابوس را مي‌فهميد.
فرفری موی غزل‌ساز
۱
«راستش بعضي وقت‌ها آرزو مي‌کنم کاشکي آدم مي‌تونست پدرش رو انتخاب کنه. مثه وقتي که کتاب‌هاي کتابخونه رو عوض مي‌کنيم. کاشکي يه کتابخونه پر از پدر وجود داشت.»
ZohreAalipour
۰
پدرش گفت: «اون‌جا کمي تنها بودم، راستش خيلي هم بچه‌هايي که من رو امانت مي‌گرفتند دوست نداشتم.» جوزف حرف پدرش را تأييد کرد: «من هم پدرهايي رو که به امانت مي‌گرفتم خيلي دوست نداشتم.»