جملات زیبای کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم | طاقچه
تصویر جلد کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۷ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ZohreAalipour
۱
«راستش بعضي وقت‌ها آرزو مي‌کنم کاشکي آدم مي‌تونست پدرش رو انتخاب کنه. مثه وقتي که کتاب‌هاي کتابخونه رو عوض مي‌کنيم. کاشکي يه کتابخونه پر از پدر وجود داشت.»
ZohreAalipour
۱
واقعيت اين بود که او دلش براي پدر واقعي‌اش تنگ شده بود. او بود که اهميت چيزهايي مثل درِ کمد، شوخي‌هاي خانوادگي و کابوس را مي‌فهميد.
فرفری موی غزل‌ساز
۱
«راستش بعضي وقت‌ها آرزو مي‌کنم کاشکي آدم مي‌تونست پدرش رو انتخاب کنه. مثه وقتي که کتاب‌هاي کتابخونه رو عوض مي‌کنيم. کاشکي يه کتابخونه پر از پدر وجود داشت.»
ZohreAalipour
۰
پدرش گفت: «اون‌جا کمي تنها بودم، راستش خيلي هم بچه‌هايي که من رو امانت مي‌گرفتند دوست نداشتم.» جوزف حرف پدرش را تأييد کرد: «من هم پدرهايي رو که به امانت مي‌گرفتم خيلي دوست نداشتم.»