جملات زیبای کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم | طاقچه
تصویر جلد کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

بریده‌هایی از کتاب پدرهایی که از کتابخانه به امانت گرفتم

نویسنده:دنیس ولهن
امتیاز
۴.۶از ۵ رأی
۴٫۶
(۵)
واقعيت اين بود که او دلش براي پدر واقعي‌اش تنگ شده بود. او بود که اهميت چيزهايي مثل درِ کمد، شوخي‌هاي خانوادگي و کابوس را مي‌فهميد.
ZohreAalipour
«راستش بعضي وقت‌ها آرزو مي‌کنم کاشکي آدم مي‌تونست پدرش رو انتخاب کنه. مثه وقتي که کتاب‌هاي کتابخونه رو عوض مي‌کنيم. کاشکي يه کتابخونه پر از پدر وجود داشت.»
ZohreAalipour
پدرش گفت: «اون‌جا کمي تنها بودم، راستش خيلي هم بچه‌هايي که من رو امانت مي‌گرفتند دوست نداشتم.» جوزف حرف پدرش را تأييد کرد: «من هم پدرهايي رو که به امانت مي‌گرفتم خيلي دوست نداشتم.»
ZohreAalipour

حجم

۱٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۳۸۴

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

حجم

۱٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۳۸۴

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان