کتاب سه بار خوش شانسی شیلا ترنیج + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سه بار خوش شانسی

کتاب سه بار خوش شانسی

نویسنده:شیلا ترنیج
انتشارات:نشر افق
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب سه بار خوش شانسی

کتاب سه بار خوش‌شانسی نوشته‌ی شیلا ترنیج با ترجمه‌ی مرجان مهدی‌پور، اثری است که نشر افق آن را منتشر کرده است. این رمان نوجوان، داستانی پرماجرا و سرشار از طنز و احساس را در شهری کوچک به نام توپلو لندینگ روایت می‌کند. شخصیت اصلی داستان، دختری به نام موزز لوبی (مو) است که در کنار دوستان و خانواده‌ی غیرمعمولش، با چالش‌های زندگی، رازهای گذشته و اتفاقات غیرمنتظره‌ای روبه‌رو می‌شود. روایت کتاب با نگاهی کنجکاو و زبانی سرزنده، دغدغه‌های نوجوانی، جست‌وجوی هویت و روابط انسانی را در بستری از رمز و راز و شوخی‌های ظریف به تصویر می‌کشد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب سه بار خوش شانسی

کتاب سه بار خوش‌شانسی نوشته‌ی شیلا ترنیج، داستانی نوجوانانه است که در شهری کوچک و صمیمی به نام توپلو لندینگ جریان دارد. فضای داستان، ترکیبی از زندگی روزمره، روابط خانوادگی و دوستی‌های عمیق را با ماجراهای رمزآلود و طنزآمیز در هم می‌آمیزد. شخصیت اصلی، مو، دختری یازده‌ساله است که گذشته‌ای پررمزوراز دارد و در جست‌وجوی هویت و مادر گمشده‌اش است. او در کنار کلنل و خانم لانا، که نقش خانواده را برایش ایفا می‌کنند، و دوست صمیمی‌اش دیل، با اتفاقات غیرمنتظره‌ای مانند ورود یک کارآگاه، گم‌شدن قایق و ماجرای قتل روبه‌رو می‌شود. ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت اول‌شخص و نگاه تیزبین و شوخ‌طبع مو شکل گرفته است. داستان با ریتمی پویا، شخصیت‌پردازی دقیق و فضاسازی ملموس، دغدغه‌های نوجوانی، حس تعلق، جست‌وجوی ریشه‌ها و معنای خانواده را در بستری از ماجراهای معمایی و طنزآمیز دنبال می‌کند. سه بار خوش‌شانسی با بهره‌گیری از عناصر معمایی و روابط انسانی، تصویری زنده از زندگی در یک شهر کوچک و چالش‌های بزرگ شدن را ارائه می‌دهد.

خلاصه کتاب سه بار خوش شانسی

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان سه بار خوش‌شانسی با ورود دردسر به توپلو لندینگ آغاز می‌شود؛ جایی که مو، دختری یازده‌ساله، در کنار دوستش دیل و خانواده‌ی غیرمعمولش زندگی می‌کند. مو که گذشته‌ای مبهم دارد و در کودکی طی یک توفان سهمگین به شهر آمده، همواره در جست‌وجوی مادر واقعی‌اش است و دفترچه‌ای برای ثبت سرنخ‌ها و خاطراتش دارد. زندگی آرام شهر با ورود یک کارآگاه به نام جو استار و خبر قتل مردی به نام دولف اندروز دگرگون می‌شود. همزمان، قایق آقای جسی گم می‌شود و ماجرای مژدگانی برای پیدا کردن آن، مو و دیل را وارد ماجراهای تازه‌ای می‌کند. در این میان، کلنل و خانم لانا، که نقش والدین را برای مو دارند، هرکدام رازهایی در گذشته‌ی خود پنهان کرده‌اند. مو با کنجکاوی و جسارت، در کنار دیل و با کمک دوستانش، تلاش می‌کند هم راز قتل را کشف کند و هم سرنخی از مادرش بیابد. روایت داستان با طنز، شوخ‌طبعی و نگاه دقیق به روابط انسانی، دغدغه‌های نوجوانی، حس تعلق و جست‌وجوی هویت را در دل ماجراهای معمایی و روزمره‌ی شهر کوچک به تصویر می‌کشد.

چرا باید کتاب سه بار خوش شانسی را بخوانیم؟

سه بار خوش‌شانسی با ترکیب طنز، رمز و راز و دغدغه‌های نوجوانی، تجربه‌ای متفاوت از رمان‌های نوجوان ارائه می‌دهد. روایت اول‌شخص مو، با صداقتی کودکانه و نگاهی تیزبین، فضای شهر کوچک و شخصیت‌های رنگارنگ آن را زنده می‌کند. کتاب با پرداختن به موضوعاتی مانند جست‌وجوی هویت، معنای خانواده، دوستی و پذیرش تفاوت‌ها، همدلی و کنجکاوی را در دل ماجراهای معمایی و روزمره می‌نشاند. شوخی‌های ظریف، دیالوگ‌های هوشمندانه و فضاسازی ملموس، خواندن این اثر را به تجربه‌ای شیرین و پرکشش تبدیل کرده است. برای کسانی که به داستان‌های معمایی با چاشنی طنز و شخصیت‌پردازی قوی علاقه دارند، این کتاب انتخابی جذاب خواهد بود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به نوجوانان، علاقه‌مندان به داستان‌های معمایی و کسانی که دغدغه‌ی هویت، خانواده و دوستی دارند پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که به دنبال رمانی با فضای شهر کوچک، شخصیت‌های متفاوت و روایت طنزآمیز هستند، توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب سه بار خوش شانسی

«درست هفت دقیقه از ظهر چهارشنبه، سوم ماه ژوئن، گذشته بود که دردسر پا به توپلو لندینگ گذاشت؛ سوار بر شورلت ایمپالای خاکی‌رنگی که برق نشان طلایی‌رنگش را به رخ می‌کشید. هنوز گرد و خاک پشت سرش درست فروکش نکرده بود که ناغافل آقای جسی مُرد و زندگی در توپلو لندینگ زیر و رو شد. تا جایی که می‌دانم هیچ کس انتظارش را نداشت. دست‌کم تا جایی که به من یکی ـ یعنی دوشیزه موزِز لوبی که قرار است برود کلاس ششم ـ مربوط می‌شود، ساعت شش صبح که داشتم از ایوان جلویی خانهٔ دیل سینه‌خیز رد می‌شدم، تنها چیزی که فکرش از سرم نمی‌گذشت دردسر بود. صورتم را به توری شل و ول پنجرهٔ اتاقش فشار دادم و یواشکی گفتم: «آهای دیل!» دیل غلتی زد، زیر ملافه‌اش تقلایی کرد و غرغرکنان گفت: «برو پی کارت.» سگ دورگه‌اش، کویین الیزابت دوم، زیر بوتهٔ گل ادریسیِ لب ایوان تکانی به خود داد. دیل تابستان‌ها پنجرهٔ اتاقش را باز می‌گذاشت و می‌خوابید. خودش می‌گفت برای اینکه دوست دارد صدای قورباغه‌های درختی و جیرجیرک‌ها را بشنود، اما راستش را بخواهید، پدرش آدمی نبود که برای خانه‌شان کولر بخرد. داد زدم: «دیل بیدار شو، مو هستم.» دیل یکهو سر جایش صاف نشست، با چشم‌های آبی گرد و موهای طلایی‌اش که توی هوا سیخ‌سیخی شده بود. به سمت من اشاره کرد و جوری که انگار نفسش درنمی‌آمد گفت: «اجنه.» آهی کشیدم. خانوادهٔ دیل باپتیست‌اند و به این چیزها خیلی اعتقاد دارند. گفتم: «جن نیست. منم. آمده‌ام بگویم کلنل به خانه برگشته و خیال هم ندارد آشپزی کند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۶۱۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۳۴۴ صفحه

حجم

۶۱۱٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۳۴۴ صفحه

قیمت:
۱۷۲,۰۰۰
۱۰۳,۲۰۰
۴۰%
تومان