با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
جایی که عاشق بودیم

دانلود و خرید کتاب جایی که عاشق بودیم

۴٫۲ از ۱۷۵ نظر
۴٫۲ از ۱۷۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب جایی که عاشق بودیم  نوشته  جنیفر نیون  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب جایی که عاشق بودیم

«جایی که عاشق بودیم» نوشته جنیفر نیوِن(-۱۹۶۸)، نویسنده آمریکایی است. این کتاب در سال ۲۰۱۵ به عنوان بهترین رمان جوانان توسط سایت گودریدز و بهترین رمان عاشقانه توسط آمازون و تایم انتخاب شد. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: عوامل حواس‌پرتی زیاد است. سعی می‌کنم فرای سر‌و‌صدا با رایان صحبت کنم، ولی او بیش‌تر حواسش به من است. موفق شده‌ام هفده سال و هشت ماه و دو هفته و یک روز را بدون این‌که پسری بتواند زیادی به من نزدیک شود بگذرانم. به او می‌گویم که عاشق دیدن منظره‌ام و بعد در را با هل باز می‌کنم و بیرون می‌ایستم. ما با ماشین‌ها و فرای آن‌ها، مزارع ذرت احاطه شده‌ایم. هیچ منظره‌ای به‌جز این‌ها نیست. سرم را عقب می‌برم و ناگهان مجذوب ستاره‌ها می‌شوم. رایان دستپاچه پشت سرم می‌آید و من تظاهر می‌کنم که صور فلکی را می‌شناسم. به آن‌ها اشاره می‌کنم و درباره‌ی هر کدام داستانی می‌سازم. فکر می‌کنم که فینچ حالا دارد چه‌کار می‌کند. شاید دارد در جایی گیتار می‌نوازد. شاید با یک دختر است. من یک گشت‌و‌گذار و اگر بخواهیم صادق باشیم، خیلی بیش‌تر از آن به او بدهکارم. نمی‌خواهم فکر کند امروز او را به‌خاطر مثلاً دوستانم دست‌به‌سر کرده‌ام. تصمیم می‌گیرم همین که به خانه رسیدم درباره‌ی محل بعدی‌مان تحقیق کنم. (اصول تحقیق: جذبه‌های غیرمعمول ایندیانا، هر چیزی‌که معمول نباشد در ایندیانا، ایندیانای خاص، ایندیانای عجیب.) باید یک کپی از نقشه هم داشته باشم تا مطمئن شوم چیزی را تکرار نمی‌کنم. رایان دستش را دورم می‌اندازد. به گذشته می‌روم و به جای ایمپالا این جیپ برادر رایان است و به جای رومر و آماندا، الی کراس و النور هستند. ما در همین سینمای فضای باز هستیم و نسخه‌ای از جان سخت را می‌بینیم.»
(:Ne´gar:)
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

👉 خطر لو دادن داستان danger of spoile👈 هیچ وقت از شخصیت های اول کتاب لذت نمی برم هیچ کجای داستان نمیتونم باهاشون همراه بشم اما تئودور فینچ اولین شخصیتی بود که از عمق قلبم و وجودم باهاش تمام کتاب رو

- بیشتر
farez
۱۳۹۶/۱۰/۱۲

شاید بشه گفت ترکیب پسر توی فعلا خوبم و ناطور دشت رو اوردن توی این داستان. شخصیت دختر توی داستان گیرا نبود اما پسره خوب تونسته بود در بیاره تفکرات نویسنده رو.

Marie Rostami
۱۳۹۷/۰۸/۲۷

خیلی وقت بود که با یه کتاب گریه نکرده بودم.همچنان تا لحظه آخر امید داشتم که آخرقصه عوض شه.

Violet
۱۳۹۷/۱۱/۰۴

چقدر اشک ریختم با این کتاب...البته که تاثیر مثبتی هم داره تو جدی گرفتن و توجه کردن به خیلی از اطرافیانمون که با مشکلات روحی شدید دست و پنجه نرم میکنن :( از کنار هر چیزی(حرفی) نباید ساده گذشت.

negar
۱۳۹۸/۰۶/۱۶

داستانی داره که تامدت ها درگیرت می کنه ولی آدموبه فکرفرومی بره کم توجهی ها ونادیده گرفتن های ساده چقدرمی تونه روبعضی ها تاثیربذاره درست مثل فینچ داستان....*&/$

a.m
۱۳۹۷/۱۲/۱۱

عالی فوق العاده غم انگیز قشنگ عمیق دردناک دوست داشتنی،،، خوبارو بزنید رو دیوار،بدا رو هم پاره کنید😉 خیلی عالی بود ،پر از حس های متفاوت،شخصیت فینچ خیلی کامل بود،به نظرم اگه حرکات و جمله های عمیقش بین شخصیتای متفاوت تقسیم

- بیشتر
nwshak
۱۳۹۷/۱۰/۰۱

این کتابو چند ماه پیش خوندم و هنوز فینچ توی ذهنمه! اگه به شخصیت وایلت بیشتر شاخه و برگ داده میشد بهتر بود اما در کل خیلی خوب بود!

NAZANIN
۱۳۹۶/۰۱/۱۵

واقعا کتاب قشنگی بود منی که کتاب های علمی و تخیلی ، هیجان انگیز می خونم و علاقه ی چندانی به عاشقانه ندارم واقعا خوشم اومد 😊

Zohreh Khaghani
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

خیلی غم انگیز بود. شخصیت فینچ خیلی واقعی بود و من رو یه جورایی یاد هولدن کالفیلد از ناتور دشت می نداخت. نویسنده ذهن ناآروم یک نوجوون و مشکلاتش رو خیلی خوب به تصویر می کشه. فکر می کنم بهتر

- بیشتر
سمانه
۱۳۹۹/۰۷/۱۱

خیلی قشنگ بود و‌ امیدوارم هیچکس همچین چیزیو تجربه نکنه باهم مهربون باشیم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۱۵)
احساس می‌کنم که دارم دوباره به درون خودم کشیده می‌شوم.
yas._books
«ذهن من غیرقابل‌توصیف‌ترین ماشینه. همیشه وزوز می‌کنه، زمزمه می‌کنه، پرواز می‌کنه، می‌چرخه، شیرجه می‌زنه و بعد تو گِل دفن می‌شه.
عباس علی یراگدیاد
«من هیچ‌وقت بهترین دوست نداشتم. چطوریه؟» «نمی‌دونم. فکر کنم می‌تونی خودت باشی، حالا اون خودت هر‌چی باشه. بهترین و بدترین جنبه‌ی وجودت. اونا در هر صورت دوسِت دارن. می‌تونی باهاشون دعوا کنی، ولی حتا وقتی از دست‌شون عصبانی هستی، می‌دونی که همچنان دوست باقی می‌مونی.» «شاید لازم باشه یکی از اینا بگیرم.»
zahra
در ستون آخر بخشی برای مجله‌های اینترنتی جدید بی‌نام دارم. روی سه برگه‌ی جداگانه‌ای که با پونز به دیوار چسبانده‌ام نوشته شده است: روشنایی. عشق. زندگی. مطمئن نیستم این‌ها قرار است در چه دسته‌ای قرار بگیرند، طبقه‌بندی شوند، مقاله شوند یا فقط کلماتی گوش‌نوازند.
(:Ne´gar:)
دنیا همه‌چیز را در هم می‌شکند و در‌نهایت انسان‌های قوی در جهانی شکسته باقی می‌مانند. ارنست همینگوی
Hhhhhh
احساس می‌کنم که نمی‌توانم یک‌بار دیگر آن دوران وحشتناک را پشت سر بگذارم...
yas._books
اگر فکر می‌کنید مشکلی هست، آن‌را بیان کنید. شما تنها نیستید. تقصیر شما نیست. کمک آن بیرون است.
Marie Rostami
نوشته شده... قبل از این‌که بمیرم. و زیر این حروف درشت سفید، خط بعد از خط، ستون بعد از ستون نوشته شده، قبل از این‌که بمیرم می‌خواهم---------. جاهای خالی با گچ‌هایی در رنگ‌های متفاوت پر شده است.
F.s
قایق عشق بر صخره‌های زندگی روزمره شکسته است. حسابی نمانده است و دیگر نیازی به شمردن دردهایی که از دیگران کشیده‌ام، ندارم. و یا بدبختی‌ها و توهین‌ها. خوش باشید.
کتابخور
«بالاخره به خانه آمدم! این کشور حقیقی من است!
a.m

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۵۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۹/۲۱
شابک۶۵۱-۹۶۶-۵۱۸۵-۳۵-۹
تعداد صفحات۳۵۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۹/۲۱
شابک۶۵۱-۹۶۶-۵۱۸۵-۳۵-۹