معرفی و دانلود کتاب قصر سنگی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب قصر سنگیsubscriptionAvailable

کتاب قصر سنگی

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
انتشارات: 
نشر افق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قصر سنگی

کتاب قصر سنگی نوشتهٔ شنون هیل و ترجمهٔ نسرین وکیلی و پارسا مهین پور است. نشر افق این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این رمان برای نوجوانان نوشته شده و دومین جلد از مجموعهٔ «آکادمی شاهزاده‌خانم‌ها» است.

درباره کتاب قصر سنگی

کتاب قصر سنگی (princess Academy: palace of stone) که برای نوجوانان نوشته شده، حاوی رمانی است که ۲۴ فصل دارد. آیا ممکن است سفر به پایتخت، زندگی «میری» را برای همیشه تغییر دهد؟ میری بر سر یک چندراهی عجیب قرار گرفته و باید بین وفاداری به شاهزاده‌خانم و دوست‌های جدیدش و همین‌طور عشقی قدیم و دوستی جدید دست به انتخاب بزند. اکنون او باید همهٔ مهارت‌ها و درس‌های تیزبینی و شجاعتی را که در آکادمی شاهزاده‌خانم‌ها فرا گرفته به کار ببندد تا بتواند بهترین راه را انتخاب کند. شنون هیل بیش از ۲۰ رمان برای نوجوانان نوشته که بیشترشان در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفته است. رمان «قصر سنگی» جلد دوم از مجموعهٔ «آکادمی شاهزاده‌خانم‌ها» است که برندهٔ مدال افتخار نیوبری شده است.

خواندن کتاب قصر سنگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به همهٔ نوجوانان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب قصر سنگی

«دختران نازنین آه می‌کشند

پسران جوان دلتنگی می‌کنند

سرزمینش معنایی بلند می‌یابد

چکش ضربه می‌زند

روشنایی روز به‌سرعت می‌گذرد

سرزمینش بر او درود می‌فرستد

طولی نکشید که افراد گارد سلطنتی پی بردند که اغفال شده و پست‌هاشان را ترک کرده بودند. سرنگهبان خائنی گروه‌هایی را به نقاط مختلفی در همه جای شهر فرستاده بود تا آشوب‌هایی را که قرار نبود هرگز رخ بدهد، سرکوب کنند. آن‌ها بعد از ساعتی برگشتند و همهٔ مهاجمان را از قصر راندند و خاندان سلطنتی را از پناهگاه آزاد کردند. نقشهٔ کشتن بریتا و جرقه زدن انقلاب شکست خورده بود.

میری حال و هوای محفل‌های سیاسی شهر را خاکستری مجسم می‌کرد. از خودش می‌پرسید چند نفر از آن دانشجوهای پرحرارت و سخنران‌ها در رویارویی با بریتا، خودشان توانایی کشیدن ماشه را به روی او داشتند.

میری در درمانگاهِ دربار کنار پیدر بود. پزشک جراحت‌ها را بخیه زد و از حال او راضی بود، ولی با نزدیک‌تر شدن صبح نشانهٔ تب در او دیده شد.

پزشک گفت: «عفونی شده. یا خودبه‌خود خوب می‌شه یا اصلاً خوب نمی‌شه.»

پزشک از همه به‌جز اِسا ـ به عنوان خواهر پیدر و دستیار خودش ـ خواست اتاق را ترک کنند.

میری خسته‌تر از آن بود که خوابش ببرد. قدم‌زنان بیرون رفت و ذهنش چنان غرق دعا کردن بود که لحظه‌ای به نظرش رسید دعاها به پرنده‌های سفید تبدیل شده و سوار بر نسیم به پرواز درآمده بودند.

اما نه پرنده، بلکه اعلامیه‌ها بودند که همه جا را می‌پوشاندند و با باد بلند می‌شدند. میری چند تایی را گرفت و بخش‌هایی را خواند. تقریباً بیشتر آن‌ها عمل بریتا را در محوطهٔ جلوی قصر بازگو کرده بودند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قصر سنگی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقصر سنگی
عنوان انگلیسیprincess Academy: palace of stone
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهشنون هیل
مترجمنسرین وکیلی، پارسا مهین پور
انتشاراتنشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۲/۱۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۸.۰۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۳۵۳۴۳۲۲
تعداد صفحه‌ها۳۳۶ صفحه
قیمت کتاب۲۳۴۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه آکادمی شاهزاده خانم‌ها

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

T
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۵

کتاب خیلی خوبی بود با میری به آسلند سفر کردم و به کاخ ملکه رفتم.....

۰
کاربر ۱۰۸۴۵۶۵۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

خیلی الی

۰
N.R
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۹

من نسخه چاپی این کتاب رو خوندم و واقعا دوس داشتم این بار هم میری بین دوراهی هایی قرار می گیرد که .... دوس ندارم داستان رو اسپویل کنم به همین خاطر فقط می گم باید در زندگی قوی باشی تا...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

saman
۳
«نیش زنبور را کم مپندار، اگر قلبی را هدف گرفت.»
saman
۳
ـــ این درسته که همهٔ زندگیمون تحتِ تسلط مردی باشه که همهٔ هنرش این بوده که از یه ملکه زاده شده؟
باران
۱
«من کشوری می‌خوام که همه، بدون توجه به اینکه پدر و مادرشون کیه، فرصت موفقیت داشته باشن.»
saman
۱
بعضی‌ها می‌گویند ارزش آدم‌ها به کاری است که انجام می‌دهند نه به زادگاهشان. من می‌گویم ارزش من به هر دو تای این‌هاست.
saman
۱
«این فقط یه نشونه از مردانگیه. ما جنگجویان به این زخم‌ها می‌گیم نشون مردانگی.»
saman
۱
«همه هم مدام می‌گن تاریخ این رو ثابت کرده، تاریخ اون رو ثابت کرده. اما انگار مردم فقط اون بخش از تاریخ رو که موافق نظر خودشونه می‌بینن و از بقیهٔ تاریخ چشم می‌پوشن.»
باران
۰
آیا تغییرات ناشناخته‌ای که در راه است، خوب است؟
باران
۰
«من می‌خوام بدون ترس از حبس و اعدام، آزادانه حرفم رو بزنم. می‌خوام کشورم امکانات مساوی برای همه داشته باشه، نه اینکه که نجیب‌زاده‌ها ثروتمندتر بشن و فقرا فقیرتر.»
باران
۰
فریاد جمعیت فریاد شادی شد. فریاد می‌زدند، مشت‌هاشان را تکان می‌دادند و هم‌صدا آن کلام قدرتمند را تکرار می‌کردند. میری دلش نمی‌خواست آن دقایق به پایان برسد. احساس می‌کرد قدش بلند شده و قوی است، گویی او و جمعیت می‌توانستند با هم مانند غولی حرکت کنند، هر مانعی را از بین ببرند و دنیا را از نو بسازند.
باران
۰
از خودش پرسید آیا برای ورود به کتابخانه، مانند ورود به کلیسا باید ادای احترام کند؟