«پیدر، من تو رو بیشتر از هر کس دیگهای که تا حالا دیدم دوست دارم. دلم میخواد یه روز زیر یه سقف با تو زندگی کنم. دلم میخواد توی مدرسهٔ مانتاِسکل درس بدم و قصههای ده رو جمعآوری کنم و بعد که به خونه میآم ببینم چی تراشیدی و در مورد روزی که گذروندیم با هم صحبت کنیم. یعنی میخوام با تو ازدواج کنم، پیدر. قول میدم که وفادار باشم، همیشه حقیقت رو به تو بگم و فقط تو رو تو قلبم جا بدم.