کتاب اسفندیار رویین تن آتوسا صالحی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اسفندیار رویین تن

کتاب اسفندیار رویین تن

معرفی کتاب اسفندیار رویین تن

کتاب اسفندیار رویین تن (قصه‌های شاهنامه (جلد سوم)) نوشته آتوسا صالحی و تصویرگری نیلوفر میرمحمدی، روایتی تازه از یکی از پرهیجان‌ترین بخش‌های شاهنامه است؛ سرگذشت اسفندیار، پهلوان نامدار ایرانی اما این‌بار از زبان پسرش بهمن. نویسنده در این اثر، ماجراهای آشنای شاهنامه را از زاویه‌ی نگاه بهمن بازآفرینی کرده و بسیاری از رخدادهای بزرگ، مثل گذشتن از هفت‌خان، آزادکردن رویین‌دژ، رهایی خواهران اسفندیار و رویارویی با رستم، در قالب خاطره‌ها و روایت‌های او جان می‌گیرند. نشر افق این کتاب را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب اسفندیار رویین تن

کتاب اسفندیار رویین تن به قلم آتوسا صالحی، بازخوانی مدرن و پرکششی از یکی از تراژیک‌ترین و حماسی‌ترین بخش‌های شاهنامه‌ی فردوسی است. صالحی با وفاداری به بن‌مایه‌های اساطیری، روایت را از نقطه‌ای حساس حبس و انزوای اسفندیار آغاز می‌کند تا مخاطب را بلافاصله با گره‌های عاطفی و سیاسی داستان درگیر کند. در این اثر، اسفندیار تنها جنگجویی رویین‌تن نیست، بلکه شخصیتی است که میان وظیفه در قبال وطن، بی‌مهری پدر (گشتاسب) و سودای دست‌یافتن به تاج‌وتخت، در نوسانی دائمی است.

بخش بزرگی از جذابیت این کتاب در بازآفرینی هفت‌خان اسفندیار نهفته است؛ جایی که نویسنده با زبانی ملموس، نبرد با موجودات شگفت‌انگیز و نیروهای طبیعت را به آزمونی برای اراده‌ی پهلوان بدل می‌سازد. نویسنده تقابل میان نیرنگ گرگسار و خرد پشوتن را در کنار لایه‌های عاطفی دیدار با خواهران اسیر، همای و به‌آفرید، قرار می‌دهد تا داستان از یک حماسه‌ی صرفاً جنگی به درامی انسانی تبدیل شود. کتاب اسفندیار رویین تن تلاش کرده به کالبدشکافی مفهومی بپردازد که فراتر از قدرت بدنی است: رویین‌تنی و آسیب‌پذیری. داستان با نمایش درهم‌تنیدگی غرور اسفندیار و دسیسه‌های گشتاسب، از این می‌گوید که چگونه بزرگ‌ترین پهلوانان نیز در دام تقدیر و بازی‌های قدرت گرفتار می‌شوند.

خلاصه داستان اسفندیار رویین تن

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

در آغاز داستان اسفندیار رویین تن، بهمن و نوش‌آذر در دژی بلند و بسته، در تنهایی و فراموشی روز می‌گذرانند و اسفندیار در بند است. با آمدن جاماسب و پیام گشتاسب، خبر تاختن تورانیان و اسارت زنان و کودکان ایرانی، و به‌ویژه اسیرشدن خواهران اسفندیار و خطر مرگ فرشیدورد، برادر او، اسفندیار از بند رها می‌شود و به میدان جنگ بازمی‌گردد. مرگ فرشیدورد، سوگ و سوگند خون، و سپس پیروزی بر تورانیان، مقدمه‌ای است برای تصمیم بزرگ‌تر: تاختن به‌سوی رویین‌دژ و رهایی خواهران. اسفندیار در سه‌راهی دشوار میان راه امن و طولانی، راه سخت و بی‌آب، و راه هفت‌روزه‌ی پر از جانوران درنده، راه سوم را برمی‌گزیند. 

گرگسار، اسیر تورانی، راهنمای او می‌شود و از هفت‌خان سخن می‌گوید؛ هفت خانی که در هر کدام دشمنی بزرگ در کمین است. در خان اول، گرگ‌های غول‌پیکر با شاخ و دندان‌های چون پیل، در خان دوم شیرانی به بزرگی کوه، در خان سوم اژدهایی آتش‌دم، در خان چهارم زن جادو که گلستان و نور و فریب می‌آفریند، در خان پنجم سیمرغ زورمند، در خان ششم باد سیاه و برف سنگین، و در خان هفتم بیابانی سوزان و دریایی فریبنده در راه است. اسفندیار هر بار با نیایش، نیرنگ جنگی، ارابه‌ی تیغ‌دار، صندوق پولادین، نیزه‌های آهنین و استقامت خود از این خان‌ها می‌گذرد؛ درحالی‌که بهمن از نزدیک شاهد ترس‌ها، تردیدها و ایمان پدر است و گاه خود نیز در مرز ترس و اعتمادبه‌نفس می‌ایستد. پس از پایان هفت‌خان، سپاه به دریا و سپس به پای رویین‌دژ می‌رسد. اسفندیار گرگسار را می‌کشد و با نقشه‌ای تازه، خود را خرّاد بازرگان می‌نامد. درون دژ، راهروهای تو‌در‌تو، برج‌های بلند و تالارهای بی‌پایان، فضای هزارتویی می‌سازند که در آن، اسفندیار باید هم ارجاسب را بفریبد و هم راهی برای رهایی خواهرانش پیدا کند...

چرا باید کتاب اسفندیار رویین تن را بخوانیم؟

کتاب، نبردها و ماجراهای بزرگ را تنها به‌ عنوان صحنه‌های پرهیجان نشان نداده، بلکه آن‌ها را به انتخاب‌های دشوار شخصیت‌ها گره زده است. خواننده در این مسیر، با مفهوم‌هایی مثل وفاداری به سرزمین، بهای پیروزی، سنگینی سوگند، و این پرسش روبه‌رو می‌شود که پهلوانی تنها زور بازو است یا نوعی نگاه به جهان. این زاویه‌ی دید باعث شده تا اسفندیار نه‌تنها به‌عنوان پهلوان، بلکه به‌ عنوان پدری خشمگین، رنجیده، مهربان و گاه ناآرام هم دیده شود. برای کسانی که می‌خواهند با جهان شاهنامه آشنا شوند یا آن را از زاویه‌ای تازه ببینند، این کتاب پلی است میان اسطوره و تجربه‌ی شخصی یک نوجوان در دل حماسه.

خواندن کتاب اسفندیار رویین تن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن اسفندیار رویین تن به نوجوانانی پیشنهاد می‌شود که به قصه‌های شاهنامه، اسطوره‌ها و داستان‌های پهلوانی علاقه‌مندند. برای علاقه‌مندان به ادبیات حماسی ایرانی که می‌خواهند ماجرای هفت‌خان اسفندیار و نبرد او با رستم را در قالب داستانی منسجم و متفاوت بخوانند نیز این کتاب مناسب است.

درباره آتوسا صالحی

آتوسا صالحی (متولد ۱۳۵۱)، شاعر، نویسنده، مترجم و از چهره‌های مؤثر ادبیات کودک و نوجوان معاصر ایران است. او که فعالیت حرفه‌ای خود را از مجله‌ی «سروش نوجوان» آغاز کرده بود، در طول بیش از سه دهه فعالیت حرفه‌ای تلاش کرد میان نگاه مدرن ادبی و میراث کهن فارسی پیوند برقرار کند؛ چنان‌که در مجموعه‌ی ۱۲ جلدی «بازآفرینی قصه‌های شاهنامه» موفق شد اثر حماسی فردوسی را با تغییر زبان و ساختار دراماتیک، به دنیای نوجوانان امروزی وارد کند. صالحی علاوه بر نوشتن داستان‌های تخیلی و واقع‌گرا، ویراستار و دبیر مجموعه‌هایی همچون «رمان‌هایی که باید خواند» هم بود. او در شوراهای نظری کانون پرورش فکری عضو بوده و داوری جوایز چون جایزه‌ی پروین اعتصامی و کتاب سال را بر عهده داشته است. مجموعه‌های فانتزی «ماجراهای نارگل» و «جیرک و جورک»، و رمان «حتی یک دقیقه کافی است» از دیگر آثار او به شمار می‌روند.

بخشی از کتاب اسفندیار رویین تن

«روزها گذشته است. ما تنها مانده‌ایم. همه فراموش‌مان کرده‌اند.

روزها گذشته و صدای پای هیچ اسبی به گوش نرسیده، هیچ سواری از راه نیامده و هیچ مشتی بر در نکوبیده است.

ما در این دژ سنگدل، تنها مانده‌ایم. دژی با دیوارهای بلندی که سر در ابرها فرو برده‌اند. ما را از این دیوارها راه گریزی نیست.

نوش‌آذر می‌گوید: "دیگر فراموش‌مان کرده‌اند برادر!"

می‌گویم: "دلم برای پدر می‌سوزد. ما هنوز در آغاز راهیم؛ اما پدر ما، پهلوانی است بی‌هماورد. هیچ‌کس را تاکنون زهرهٔ ایستادن در برابر او نبوده است. نه، نمی‌توانم امروز دست‌هایش را در بند ببینم. آخر گشتاسب چگونه پدری است؟ پدری که زنجیر بر دست‌های پسرش می‌بندد؛ بر دست‌های پسری که از بند دشمن آزادش کرد. پدر می‌توانست به این بند تن در ندهد. او می‌توانست..."

- می‌توانست؛ اما نمی‌خواست. نمی‌خواست در برابر پدرش بایستد.

به ایوان می‌روم و به آسمان می‌نگرم؛ به ابرها که آزادند و به خورشید که در پشت‌شان زندانی است. می‌گویم: "هوا چقدر دم کرده است. کاش بادی می‌آمد."

نوش‌آذر به ایوان می‌آید. دستم را می‌کشد: "بیا... زودتر بیا بهمن! پیکی تورانی در راه است. چه باید کرد؟"

می‌گویم: "بگو دروازه‌ها را بگشایند. دیر وقتی است که کسی به سوی ما نیامده. بگو دروازه را بگشایند."»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۸۰ صفحه

حجم

۲٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۸۰ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان