دانلود و خرید کتاب کتاب دزد ترجمه فاطمه جابیک
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کتاب دزد

کتاب کتاب دزد

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۹از ۷۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب کتاب دزد

داستان کتاب دزد نوشتهٔ مارکوس زوساک و ترجمهٔ فاطمه جابیک است و انتشارات میلکان آن را منتشر کرده است. کتاب دزد داستان دختری است که در سردی و خشونتِ دوران جنگ، به دنیای کتاب‌ها پناه می‌برد.

درباره داستان کتاب دزد

کتاب دزد از زبان کسی یا چیزی روایت‌ می‌شود که خواننده در انتهای داستان پی به ماهیت آن می‌برد. بنابراین شروع آن حسابی جذاب است و در انتها وقتی خواننده می‌فهمد راوی چه کسی بوده غافلگیر می‌شود. قهرمان داستان دختری نوجوان به نام لیزل است. داستان در زمان جنگ جهانی می‌گذرد و مادر لیزل را به دلیل اینکه کمونیست است به اردوگاه کار اجباری فرستاده‌اند. خانواده‌ای سرپرستی لیزل را به عهده می‌گیرند. پدرخواندهٔ لیزل شیفته‌ٔ کتاب‌هاست و لیزل نیز از این طریق با دنیای کتاب‌ها آشنا می‌شود. اما او روش جالبی برای رسیدن به کتاب‌ها دارد: کتاب دزدی.

بااینکه کلیت داستان غم‌انگیز و در دوران نکبت و سیاهی جنگ می‌گذرد، اما نویسنده در جای‌جای داستان از قراردادن لحظات طنزآمیز و خنده‌دار دریغ نکرده است.

خواندن داستان کتاب دزد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای نوجوانان نوشته شده است اما قطعا بزرگسالان نیز با آن ارتباط برقرار می‌کنند. ازآنجایی‌که این کتاب خشونت جنگ و دشمنی و تعصب را نشان می‌دهد، خواندن آن برای هر انسانی واجب است.

بخشی از داستان کتاب دزد

«قطعاً قرار بود اتفاق بزرگی در خانهٔ شمارهٔ ۳۳ خیابان هیمل رخ بدهد که لیزل فعلاً هیچ اطلاعی از آن نداشت. شاید انسان‌ها بیش‌ازحد از این عبارت استفاده می‌کنند، اما حقیقت این بود که دختر فعلاً کارهای مهم‌تری داشت:

یک کتاب دزدیده بود.

کسی متوجه کارش شده بود.

کتاب‌دزد هم واکنش مناسبی نشان داد.

هر دقیقه و هر ساعت نگرانی و شک او بیشتر می‌شد. ارتکاب جرم چنین بلایی سر آدم‌ها می‌آورد. به‌خصوص وقتی بچه هستند. انواع مختلف گیرافتادن‌ها را جلوی چشم‌شان تصور می‌کنند. مثلاً کسی ناگهان سر راهشان ظاهر شود یا ناگهان معلم‌های مدرسه متوجه همهٔ خطاهایی می‌شوند که در تمام عمرشان مرتکب شده‌اند. هر بار صدایی می‌آید و یا دری به هم می‌خورد، تصور می‌کنند که الان پلیس جلوی در ظاهر می‌شود.

برای لیزل همین کژپنداری‌های بیمارگونه بدترین تنبیه بود. همین‌طور نگرانی از این‌که دوباره باید لباس‌های خانهٔ شهردار را برساند. شکی نداشت و حتماً شما هم می‌دانید که وقتی زمان کار رسید، لیزل حتی به خانهٔ خیابان گرانده نگاه هم نکرد. لباس‌های خانهٔ هلنا اشمیت را به دست آرتروززده‌اش رساند و لباس‌های واینگارتنرهای گربه‌دوست را تحویل گرفت، ولی به خانهٔ هاینز هرمن بورگرمایستر و همسرش السا نگاه هم نکرد.

یک ترجمهٔ سریع دیگر بورگرمایستر = شهردار

بار اول فقط گفت فراموش کرده به آن خانه سر بزند. واضح است که بهانهٔ مسخره‌ای بود. خانه درست بالای یک تپه بود که به همهٔ شهر اشراف داشت و فراموش‌کردنش ممکن نبود. وقتی دوباره رفت و دست خالی برگشت، به‌دروغ گفت که کسی خانه نبود.

ماما با تردید گفت: «هیچ‌کی خونه نبود؟» همین تردید باعث شد هوس ملاقه‌به‌دست‌گرفتن کند. ملاقه را در هوا تکان داد و به لیزل گفت: «همین الان برو اون‌جا و اگه این‌بار هم دست خالی برگشتی، دیگه نیا خونه.»

«واقعاً؟»

این سؤالی بود که رودی با شنیدن گفته‌های ماما از لیزل پرسید و بعد گفت: «می‌خوای با هم فرار کنیم؟»

«از گشنگی می‌میریم.»

«من که همین حالا هم گشنه‌ام!» هردو خندیدند.»

نظرات کاربران

الیزابت دارسی
۱۴۰۲/۰۹/۱۱

تیتر کتاب رو که خوندم با خودم گفتم خب شغل آیندم رو پیدا کردم😂 خیلی کتاب جذب کننده ای بود و خیلی دوستش داشتم از دست ندیدش💚

ZNB
۱۴۰۳/۰۷/۰۶

من نسخه‌ی چاپی کتاب از انتشاراتی جز میلکان رو خوندم که ۵۸۷ صفحه داشت و ترجمه‌ی کاملی رو شامل می‌شد. کتاب دزد جزو اولین کتاب‌هایی بود که خوندم و می‌تونم بگم جزو بهترین‌ها! داستان کتاب به اندازه‌ای جالبه که واقعا

- بیشتر
mahsa
۱۴۰۲/۰۴/۰۵

من این کتابو با یه ترجمه دیگه خوندم خیلی ترجمه بدی داشت این نمیدونم چطوره ولی در کل بخونید یکم برگردید به دوران هیتلر خیلی خوبه

yurika stargirl
۱۴۰۲/۰۴/۰۳

خیلی قشنگ و رویایی بود..! غرق در داستانش بودم.. خصوصا که نسخه چاپیش بهتره

nazi_sfy
۱۴۰۳/۰۶/۲۷

همین الان کتاب رو تموم کردم و باید بگم هم عاشق خودش شدم هم نوع بیان اتفاقات از نظر نویسنده، با تشبیهات جالب و طناز. داستان دختری ۹ ساله که از اولش از رنج زندگیش مطلع می‌شیم تا ۱۴ سالگی که

- بیشتر
Mona
۱۴۰۲/۱۲/۰۸

یکی از زیباترین کتاب‌هایی بود که خوندم. با تمام لحظات این کتاب زندگی کردم :) خودتون رو از خوندنش محروم نکنید!

Yasmin
۱۴۰۴/۰۴/۱۲

ایده کتاب به شدت منحصر به فرد است.... مرگ در جنگ جهانی دوم آن هم در کشور آلمان! در یک کلام، کتاب عجیبی بود؛ اینکه جنگ جهانی دوم را در کنار مردمی تجربه کنی که در بینشان افرادی بودند که در اون دوران

- بیشتر
کاربر 8721961
۱۴۰۳/۰۴/۲۴

اصلا با این ترجمه پیشنهاد نمیکنم

lily
۱۴۰۲/۱۱/۲۶

از ترجمه ی خانم فاطمه جابیک راضی بودین؟پیشنهاد میکنین این ترجمه رو؟

کاربر ۵۱۶۰۸۱۳
۱۴۰۲/۰۳/۱۸

فیلم این داستان رو دیدم و دوستش داشتم اما هنوز کتابشو نخوندم ولی با توجه به داستان فیلمی که دیدم پیشنهادش میکنم چون داستان زیبا و آموزنده ای داره...

بریده‌هایی از کتاب

یکی از بزرگ‌ترین مهارت‌های بشر توانایی او در بزرگ‌کردن مسائل و افراط است.
نوا
خوشحالم نکنید. خواهش می‌کنم وجودم را پر نکنید و وادارم نکنید فکر کنم ممکن است همهٔ این‌ها منجر به رخداد خوبی شود. به کبودی‌هایم نگاه کنید. به خراش‌ها نگاه کنید. خراشیدگی درونم را می‌بینید؟ می‌بینید که جلوی چشم‌تان بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود و مرا می‌خورد؟ دیگر نمی‌خواهم امیدوار باشم.
Nargess Ansarivand
آخرین انسان غریبه، صفحهٔ ۳۸ همه‌جای خیابان‌های شهر پر از آدم بود ولی حتی اگر خیابان خالی بود هم غریبه نمی‌توانست تنهاتر از حالا باشد.
nazi_sfy
تنها یک چیز بدتر از پسری است که از تو متنفر است ‫و آن هم پسری است که عاشق توست.
spide 🌙
کلمات و نوشتن یک بار جانش را نجات داده بودند.
کاربر ۸۹۶۰۲۹۵
مردم بی‌بضاعت سعی می‌کنند همیشه در حرکت باشند، انگار جابه‌جاشدن دردی را درمان می‌کند. سعی می‌کنند این حقیقت را نادیده بگیرند که همیشه نسخهٔ جدیدی از همان دردهای قدیمی در انتهای هر سفر انتظارشان را می‌کشد.
فرزانه
تصمیم گرفته بود رنج‌کشیدنش را به پیروزی تبدیل کند. وقتی رنج رهایش نکرد، او تسلیمش شد. آن را با آغوش باز پذیرفت.
زهرآ
و مثل اکثر بدبختی‌ها، همه‌چیز با یک خوشبختی ظاهری شروع شد.
Nargess Ansarivand
اگر امشب او را بکشند، حداقل زنده می‌میرد.
nazi_sfy
اگر امشب او را بکشند، حداقل زنده می‌میرد.
Nargess Ansarivand

حجم

۹۷۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۴۸۰ صفحه

حجم

۹۷۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۴۸۰ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
۵۶,۰۰۰
۶۰%
تومان