معرفی و دانلود کتاب روزی که رهایم کردی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب روزی که رهایم کردیsubscriptionAvailable

کتاب روزی که رهایم کردی

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۳۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
النا فرانته، شیرین معتمدی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب روزی که رهایم کردی

کتاب روزی که رهایم کردی نوشتهٔ النا فرانته و ترجمهٔ شیرین معتمدی است و نشر نون آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب روزی که رهایم کردی

روزی که رهایم کردی روایت تلخ طردشدگی زنی است که می‌تواند شبیه هریک از ما باشد. زن که با شوک ناگهانی رفتن مرد مواجه شده، متوجه می‌شود که چقدر موجود ضعیفی بوده و چطور حتی از پس بازکردن یک قفل نیز نتوانسته بود برآید. کتاب با زبانی ساده و از زبان اول‌شخص با رویکردی روان‌شناسانه نوشته شده است. 

مونولوگ‌های این زن در قسمت‌هایی از کتاب بسیار رنج‌آور و آنقدر ملموس است که خواننده ممکن است حس کند دارد برای خودش دل می‌سوزاند.

نویسندهٔ این کتاب به‌خوبی توانسته زنی را به تصویر بکشد که سال‌ها خودش را نادیده گرفته و حالا به همین دلیل، تبدیل به یک زن معمولی شده که نه‌تنها از رویاهایش فاصله گرفته بلکه مورد سرزنش فرزندانش نیز هست. نکتهٔ جالب توجه این است که او از دوران کودکی‌اش، زن همسایه‌ای را به خاطر دارد که همسرش او را ترک کرده و آن زن تبدیل به موجودی بیچاره شده بود که حتی اسمش را از خاطر برده بود. در تمام آن دوران، دخترک با خود عهد می‌بندد که شبیه آن زن نشود. اما حالا ما داستان‌ روزهای تلخ همان دخترک را می‌خوانیم که بزرگ شده و درست شبیه همان زن شده است؛ کسی که به نوشتن علاقه داشت؛ اما به‌خاطر بودن کنار همسرش، از این علاقه صرف نظر کرد و آنقدر درگیر روزمرگی شد که همسرش او را نخواست.

خواندن کتاب روزی که رهایم کردی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های خارجی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از النا فرانته

«النا فرانته نام مستعار نویسنده‌ای ایتالیایی است که در ناپل به دنیا آمده و هیچ‌کس از هویت واقعی‌اش مطلع نیست، چراکه او اعتقاد دارد: «هر کتابی فقط تا وقتی نوشته شود به نویسنده نیاز دارد.» بر اساس تحقیقات مارکو سانتاگا، رمان‌نویس، روان‌شناس و استاد دانشگاه پیزا، این نام مستعار باید متعلق به مارچلا مارمو، استاد ناپلی دانشگاه پیزا، باشد که در سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۶ در این دانشگاه مشغول به کار بوده اما مارمو و ناشر آثار فرانته این ادعا را رد کرده‌اند. کتاب‌های او به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است. نام النا فرانته در سال ۲۰۱۶ در فهرست ۱۰۰ شخصیت تأثیرگذار در مجلهٔ تایم آمده است.

او نزدیک به ده کتاب نوشته که چهارگانهٔ ناپلی‌ها مشهورترین آن‌ها است. از دو رمان او اقتباس سینمایی شده (ازجمله، روزی که رهایم کردی)؛ فرانته برای این کتاب جزو نامزدهای نهایی جایزهٔ ویارجو (Premio Viareggio ــ از جوایز ادبی معتبر ایتالیا) بوده است. او همچنین نامزد جایزهٔ بوکر و برندهٔ مدال طلای جایزهٔ IPPY Independent Publisher Book Award، جایزهٔ ناشر مستقل نیز شده است.»

بخشی از کتاب روزی که رهایم کردی

«یک هفته گذشت و شوهرم نه‌تنها سر تصمیمش ماند، بلکه با نوعی منطق بی‌رحمانه مجدداً تأکیدش کرد.

اوایل، روزی یک بار به خانه می‌آمد، همیشه سر یک ساعت، حدود چهار بعدازظهر. خودش را با دو تا بچه مشغول می‌کرد، با جانی حرف می‌زد، با ایلاریا بازی می‌کرد، گاهی سه تایی بیرون می‌رفتند، همراه اُتو سگ گرگی‌مان، سگی آرام و بی‌سروصدا، او را به پارک می‌بردند تا پی تکه‌چوبی یا توپ تنیس بدود.

من وانمود می‌کردم تو آشپزخانه مشغولم، اما با تشویش منتظر بودم تا ماریو سراغم بیاید و برایم روشن کند چه قصدی دارد، آیا آشفتگی‌ای را که در ذهنش کشف کرده بود حل کرده است یا نه. دیر یا زود می‌آمد، اما با اکراه، با بی‌قراری‌ای که هر بار آشکارتر می‌شد، در برابرش مقاومت می‌کردم، بر اساس استراتژی‌ای که طی شب‌ها چشم روی هم نگذاشتن به ذهنم رسیده بود، صحنه‌آرایی آسایش زندگی خانگی، صداهای ملموس، ملایمتی نمایشی و حتی به همراه چند شوخی شاد. ماریو به‌مخالفت سر تکان می‌داد، می‌گفت من خیلی خوبم. جلو می‌رفتم، بغلش می‌کردم، می‌خواستم ببوسمش. عقب می‌کشید. آمده بود ــ تأکید کرد ــ تا فقط با من حرف بزند: می‌خواست به من بفهماند پانزده سال با چه آدمی زندگی کرده بودم. برای همین، برایم از خاطرات بی‌رحمانهٔ کودکی، چیزهای وحشتناکی از نوجوانی، از خلافکاری‌های آزاردهندهٔ سال‌های اول جوانی‌اش تعریف می‌کرد. می‌خواست فقط از خودش بد بگوید، و هر طوری جوابش را می‌دادم تا مانع این شیدایی خود ـ تحقیر کردن بشوم قانع نمی‌شد، می‌خواست به هر قیمتی او را طوری ببینم که می‌گفت هست: یک آدم به‌دردنخور، فاقد ادراک واقعی، میان‌مایه، حتی بی‌هدف در کارش.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب روزی که رهایم کردی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابروزی که رهایم کردی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهالنا فرانته
مترجمشیرین معتمدی
انتشاراتنشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۱۰/۱۷
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۲۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۱۴۱۸۷۸
تعداد صفحه‌ها۲۴۰ صفحه
قیمت کتاب۹۹۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه منظومه داستان ترجمه
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی روزی که رهایم کردی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مهرناز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۳

یکی از بهترین کتاب‌هایی که در مورد شکست عشقی خوندم. کل کتاب از ذهن یک نفر روایت می‌شه، زنی که شوهرش بهش خیانت کرده و با دو تا بچه رهاش کرده، حالا این زن که خودشو، زندگی‌شو و در واقع همه...بیشتر

۱
elayorg
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۴

-ترجمه خوب بود، -موضوع کتاب هم خوب بود؛ولی نویسنده نتونسته بود خوب ادامه بده. -بنظرم جدا شدن از همسر و کسی که خیلی دوسش داری ممکنه خیلی دردناک و غیر قابل باور باشه ولی عکس العمل های الگا بنظرم خیلی...بیشتر

۰
الیزابت دارسی
۱۴۰۲/۰۹/۱۳

این کتاب رو اتفاقی یکی بهم تو خیابون داد و الان دام میخواد طرف رو پیدا کنم و کلی ازش تشکر کنم وقتی که میخوندمش از این دنیا جدا شدم با اینکه داستانش ساده و کمی هم تکراری بود یه چیزی...بیشتر

۰
taramosavi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۶

واقعیت این هست که به نظر من یک مادر در سخت ترین شرایط زندگی هم در برابر بچه ها سعی میکند قدرتمند و قوی جلوه کند، در بخش‌های زیادی نسبت به نوشخوارهای فکری اغراق شده توسط شخصیت اصلی و رفتارهایی...بیشتر

۰
°•sara_hp•°
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۱۹

موضوع کتابو دوست داشتم. شروعش خیلی قشنگ بود پایانشم خوب بود فقط اواسط کتاب خسته کننده بود من دوست داشتم از تغییرات روحی و چیزی که حس کرده،چیزایی که روشن کننده ی راهشه بیشتر بگه که نگفت.

۰
Sam1993
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۸

عالی بود در کل آثار این نویسنده خوبن من ک طرفدارش هستم

۰
لیلا فراهانی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۵

ب نظرم ی جاهایی اغراق شده بود ک من اینو نمیپسندیدم

۰
mahshid
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

من تقریبا تا دو سوم کتاب خوندم تا اواسطش خوب بود از ی جا به بعد خیلییی مبالغه میکنه و تکرار مکررات میشه در کل برا ی بار خوندن در صورتی که تجربه ی شبیه بهش رو داشته باشین بد...بیشتر

۰
par
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

وسط کتاب جایی که زن به شدت منفعلانه رفتار میکنه و همش از موقعیت به شدت حساسی توش قرار گرفته حواسش پرت میشه ، به شدت کلافه و عصبانی میشم . نویسنده نهایت شکستن و غرق شدن در غم رو...بیشتر

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۷

پیشنهاد میکنم حتما بخونید،داستان زنی که همسرش بعد از سالها زندگی مشترک بدون هیچ توضیحی ترکش میکنه وباعث میشه زن دچار فروپاشی ذهنی بشه،چالشهایی که براش بوجود میاد بشدت قابل لمس توصیف شده،اینکه جدایی به این سبک چقدر میتونه مخرب...بیشتر

۰
ققنوس
۱۴۰۳/۰۷/۲۱

یکی از آزاردهنده ترین کتابهایی بود که خوندم،نسبت به موضوع کتاب که درمورد فروپاشی روانی زنی بود که شوهرش ترکش کرده ،بیش از حد تاریک بود

۰
Atena
۱۴۰۲/۰۴/۰۵

انگار هیچکس به اندازه این نویسنده نمیتونه احساسات و افکار درونی زن هارو انقدر قشنگ بیان کنه . خیلی خاصه واقعا متقاوت و تاثیرگذار حتی چندش ترین و بی شرمانه ترین افکار و حالات رو بیان میکنه و غم انگیز ترین...بیشتر

۰
masomeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۸

خیلی تلخ بود،احساسات یه شکست عشقی به وضوح توصیف کرده بود

۰
soroor
۱۴۰۵/۰۲/۰۹

دوستش داشتم نا اخرین جمله با اشتیاق خوندم با این که بیشتر کتاب حال بد واگویه های الگا با خودش بود اصلا خسته کننده و ازار دهنده نبود

۰
آذر خانم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۳۱

کتاب گیراییه . بخش های جالبش برای من این بود که زن هنوز امیدواره شوهرش برگرده برای همین تمام بار بدبختیش رو پنهان کرد و لباس شیک پوشید و خونه رو تمیز کرد که شاید شوهره خوشش بیاد _اونجا که...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

خورشید
۱۵
فکر می‌کنی تنها مردی است که می‌توانی با او خوش باشی. خدا می‌داند چه فضایل قاطعانه‌ای به او نسبت می‌دهی، و در عوض او فقط نی‌ای است که صدای نادرست بیرون می‌دهد. نمی‌دانی واقعاً کیست، خودش هم نمی‌داند.
میم ___ لام
۱۴
زندگی سبک است، اصلاً نیازی نیست به هیچ‌کس اجازه دهیم آن را برایمان سنگین کند.
میم ___ لام
۱۲
از وقت خودم زده بودم و به او داده بودم تا او تواناتر شود. آرزوهای خودم را کنار گذاشته بودم تا با آرزوهای او همراه شوم. با هر بحران ناامیدی‌اش، بحران‌های خودم را کنار گذاشته بودم تا به او برسم. من در لحظه‌های او گم شده بودم، در ساعت‌هایش، تا او تمرکز داشته باشد. به خانه، غذا، بچه‌ها، به تمام امور کسالت‌بار زندگی روزمره، رسیده بودم، در حالی که او لجوجانه از پلکان وجودِ بی‌مزیت ما بالا رفته بود. و حالا مرا ول کرده بود، همه را با خودش برده بود، همهٔ آن ساعت‌ها، تمام آن انرژی‌ها، تمام خستگی‌هایی را که هدیه داده بود، یکهو برای لذت بردن از ثمره‌هایش با یکی دیگر، غریبه‌ای که برای قبول مسئولیت و پرورش و تبدیل او به چیزی که الان شده حتی انگشتش را هم تکان نداده بود.
Mary gholami
۱۱
این زن‌ها احمق‌اند. زنان تحصیل‌کرده، با موقعیت‌های خوب، در دست مردهای بی‌توجهشان مثل یک تکه اثاث بی‌ارزش می‌شکنند.
NeginJr
۸
"نمی‌توانی مرا اینجا امیدوار رها کنی وقتی درواقع تصمیمت را گرفته‌ای."
زهرایحیی زاده
۷
"چطور بفهمم حواست پرت است؟" "متوجه می‌شوی. یک آدم حواس‌پرت آدمی است که بوها را حس نمی‌کند، کلمه‌ها را نمی‌شنود، هیچی حس نمی‌کند."
Nasim
۷
زن‌ها بدون عشق نور چشمشان را از دست می‌دهند، زن‌ها بدون عشق زنده می‌میرند.
میم ___ لام
۶
هیچی از آدم‌ها نمی‌دانیم، حتی از آن‌ها که همه چیز را باهاشان شریک می‌شویم.
خورشید
۴
کمکش کرده بودم برای امتحان‌های دانشگاه آماده شود، وقتی شهامت حضور در جایی را نداشت، همراهی‌اش کرده بودم، در خیابان‌های شلوغ فوریگروتا ترغیبش کرده بودم، قلبش می‌خواست از سینه بیرون بزند، صدایش را می‌شنیدم، در میان ازدحام دانشجوهای شهر و استان، با صورت رنگ‌پریده‌اش او را در راهروهای دانشگاه پیش می‌راندم. شب‌ها از پی هم بیدار مانده بودم تا مطالب پیچیدهٔ درس‌هایش را تکرار کند. از وقت خودم زده بودم و به او داده بودم تا او تواناتر شود. آرزوهای خودم را کنار گذاشته بودم تا با آرزوهای او همراه شوم. با هر بحران ناامیدی‌اش، بحران‌های خودم را کنار گذاشته بودم تا به او برسم. من در لحظه‌های او گم شده بودم، در ساعت‌هایش، تا او تمرکز داشته باشد.
ghazal
۴
. زنان تحصیل‌کرده، با موقعیت‌های خوب، در دست مردهای بی‌توجهشان مثل یک تکه اثاث بی‌ارزش می‌شکنند.