با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب کتاب غم
۲٫۴
(۸)
خواندن نظراتمعرفی کتاب کتاب غم
«کتاب غم» مجموعه سرودههایی از پوریا عالمی(-۱۳۶۱)، نویسنده معاصر ایرانی است.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
«زن همسایه
دندان غمانگیزیست در ساختمان ما
که کرم دارد
شارژ ماهانه پنجاه هزار تومان است
شارژ موبایل پنج هزار تومان
هیچ کدام شارژ نیستیم جز پدرم که شارژ ساختمان و شارژ موبایل را میپردازد
و زن همسایه که رییس ساختمان است
چاه ساختمان گرفته
غم حیاط را برداشته
غم پارکینگ را برداشته
من در کوچه بازی میکنم
و هر بار که فحش تازهای میدهم مادرم دندانش تیر میکشد»
این شفا برسد به دست مجروحترین رویاها![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سید علی صالحی
باغ تنهایی: یادنامه سهراب سپهریحمید سیاهپوش
آکوردی برای صرف شامرسول یونان
کتاب کوچک معصومیت و امیدسید علی صالحی
پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز استسید علی صالحی
زمستان بلاتکلیف مامحمدعلی سپانلو
نخستین بامدادهای بهارناظم حکمت
کپور در آبهای سیاهسیروس نوذری
سوت زدن در تاریکیشهاب مقربین
در میمون خودم پدر بزرگمبکتاش آبتین
و تو چه می دانی درد یعنی چه؟سلیم باباله اوغلو
کلمات تنم را کبود کرده اندنسرینا رضایی
نوش داروی طرح ژنریکسید حسن حسینی
شعریکاتوررضا احسانپور
دارم میگذارم به زندگیام ادامه دهممحسن مرادی
آن سوی نقطهچینها...عمران صلاحی
شهر آی قصه ـ قسمت اول: دایناماینا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت دوم: هاپ هاپپوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت نهم: کی پشت دره؟پوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت سوم: کرگدنی به نام کرگدنپوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت هشتم: حالا به کی بگم؟پوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت دهم: درخت پشت پنجرهپوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت پنجم: آدام فاضایاپوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت چهارم: گربه شماره ششپوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت هفتم: ماجرای اسم آدمهاپوریا عالمی
شهر آی قصه ـ قسمت ششم: بارون اومد، چیکار کنیم؟پوریا عالمی
حجم
۲۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۴۸ صفحه
حجم
۲۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۴۸ صفحه
قیمت:
۱۰,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
پوریا، درعرصه ی طنزهای کوتاه شوخ طبعست وبذله خو، درشعر اما، تفردغمگنانه ای دارد واندوه گو. این همه تودرتویی حزن، و آن همه رشادت در طنز گیج می کند مرا.
جالب نبود بی معنی بود
قابل درک نبود برام. بیشتر یه سری جملات که ازشون غم و افسردگی رو میشد فهمید.
تصویر شعرها خیلی سیاه بود
حتی هنگام خواندن شعر، منِ مخاطب هم گریهام گرفت. بهقول آن دوستی که در همین صفحه گفته آن طنزهای پوریا و غمِ این شعرها و درست بودن هر دو جزو گیجکنندهترین چیزها در ادبیات معاصر میشد باشد اما راستش دیگر
هیچی از کتاب جذبم نکرد. با اینکه وقتی نگرفت خوندنش اما هیچ چیزی هم با خودش نداشت. کنار هم بمونیم.