«سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» نوشته زهرا تاجالسلطنه(۱۳۱۵-۱۲۶۱) از شاهزادگان قاجار و دختر ناصرالدین شاه قاجار است. این کتاب همراه با نوشتارهایی پیرامون این کتاب و تاجالسلطنه از مسعود کوهستانینژاد(-۱۳۴۲) است.
این کتاب که به نوعی زندگینامه یا شرح خاطرات این شاهزاده قاجاری است، تصویری از این دوره از تاریخ ایران و دربار حاکم بر آن را ارائه میدهد. در این کتاب همچنین میتوان دیدگاهها و نقطهنظرهای ویژه نگارنده را دید.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
«جهان افروز خانم سری حرکت داده و گفت: «خواهر عزیز فرضاً من با سایر خانمها رفتوآمدی هم کردم از این رفتوآمدها چه نتیجه میتوان گرفت؟ شما که میدانید در محفل ما زنان ایرانی، صحبتهای مفید و نافع کمتر است و غالب گفتوگوها مربوط به خرافات و موضوعاتی است که زبان از شرح آن خجلت دارد بنابراین بالفرض آمدورفتی هم به میان بیاید، جز کسالت روحی و فکری نتیجه نخواهد داشت!
زنهای ایرانی این تربیت اجتماعیه را ندارند و در میان آنها کسی هم به فکر اصلاح احوال اجتماعی زنانه نیست و مردها هم نمیتوانند مصلح جامعه زن باشند زیرا اصلاح، فرع این است که درست و صحیح به عوائد و اخلاق زن آشنا باشند و بدانند مفکوره زن تا چه درجه قابل نشو و نما برای ترک اخلاق ذمیمه و اتخاذ رویه حسنه است. شنیدم یکی از علما که مرجع تقلید فرقۀ ناجیه شیعه است در مسأله علمیه خود کتاب حج و کتاب حیض را ننوشته است و در جواب معترض فرمودهاند: من تا به مکه نروم کتاب حج نمینویسم و چون زن نیستم در باب حیض فتوایی نخواهم داد.
ملاحظه کنید، چقدر انصاف این عالم بزرگ روحانی، قابل تقدیس و تعظیم است. بنابراین خانم عزیزم باید از میان جامعۀ زنها نابغۀ فاضلهای ظهور کند و قبلاً به وسیله تحریرات گرم و معتدل، زمینه تشکیلات اجتماعی محافل را بریزد تا قهراً و تدریجاً وسائل تربیت اجتماعی زنها تدارک شود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
باز فرمودند: چه طور؟ عرض کردم: کار انحطاط معارف ایران در دوره معاصر به پایهای رسیده که نویسندگان نامی همه در زاویه خمول و انزوا خزیده و مشتی نادان کاسب، به نام نشر فضیلت و اخلاق و معرفت، تلفیقاتی چند را که به هیچوجه مناسبت با علم اخلاق ندارد، به طبع رسانیده و در جامعه منتشر کردند
سیّد جواد
۱۲
گفتم: آیا هیچ ملتفت شدید که قبله عالم امروز چقدر شبگیر زده و صبح زود به دربار تشریف بردند؟
گفت: بلی مسلم است که وقایعی رخ داده است اما در میان مردم مملکت ما به قدری اراجیف زیاد شنیده میشود که حقایق از بین میرود. زنها برای این اخلاق اصطلاح خوبی وضع کردهاند (یک کلاغ و چهل کلاغ) .
سیّد جواد
۱۰
عرض کردم: پدر تاجدارا به تازگی به نام معارف و نشر معارف میدانم در وطن ما و پایتخت حضرت ظلاللهی کتبی نشر دادهاند که شاید ضرر آنها برای معارف مملکت کمتر از حریق کتابخانه استخر به دست اسکندرجانی نباشد.
سیّد جواد
۸
ما برخلاف معمول زنانه که به غیبت از سایر خانمها صرف میشود که فلان خانم چه پوشیده و فلان زن چه کرده و فلان دختر عاقبتش به کجا انجامیده، امروز در سر این میز[ صحبت ]غالباً از چگونگی هوا و صنعت خیاطی نوظهور و هنرهای زنانه بود که خانم میزبان از اغلب آنها مطلع بود.
جواد
۸
باید سرپرستهای مردم از مسئولیت و مجازات بیشتر اندیشناک باشند. اینها که به نوامیس مردم اینطور بیاعتنا هستند نسبت بهاموال و نفوس مردم به طریق اولی متعدی و متجاوز خواهند بود. ما میترسیم از این که مظالم آنها روزی اسباب بد دعایی مردم در حق ما بشود.
سیّد جواد
۵
لازم است قبلاً خاطر مبارک را سابقه بدهم که این خانمها فوقالعاده در اعلیحضرت نفوذ دارند و آنچه را که استدعا کنند پذیرفته و مقبول است و تکذیبشان محل اعتبار است. حتی اغلب از رجال و مأمورین طراز اول مملکت با اراده آنها به سرکار آمده و از خدمت خود منفصل میشوند
سیّد جواد
۵
هر چند در بساط خجسته خانم بسیاری از وصلهها و اثاث تجمل، مصنوعی و بدلی بود، اما همان هم تأسف دارد زیرا دو ضرر عمده دارد: یکی آن که وصلههای گرانبهای اصل را منفعل و بیاعتبار میکند و دیگرآن که تقسیمات و تشکیلات حسبی مردم را نیز به هم میزند. من شیوع مفرط تجمل مصنوعی را با نظر لاقیدی نمیتوانم ببینم و تصور میکنم یکی از علل اساسی شیوع این بلای مبرم، اتلاف سرمایۀ عموم باشد و تصور میکنم انگشت اجانب در این کار دخیل باشد.
سیّد جواد
۴
دایه گفت: این بد شد که از صبح نمیآیند، آخر ما آنجا ناهار خوردیم و تکه ایشان را باید پس بدهیم. هر چند عوامفریبی بود؛ اما فوری متوجه شدم گفتم: دایه جان خواهشمندم حرف خیلی زنانه نزنی تکه پس دادن یعنی چه؟ هنوز خیال میکنی به نظرم در ولایت خودت هستی و میخواهی مطابق معمول لقمه را به لقمه جواب بدهی؟
دایه گفت: پس شما خبر ندارید در ولایت ما با اینکه روز عاشوراء همه شله زرد میپزند هیچ کس یک ظرف به فقراء نمیدهد و همه نذری خودشان را در کاسۀ نذری دیگری که برای آنها فرستاده است پر کرده برای آن که به یاد آنها بوده میفرستند هر چند متمول هم باشند.
سیّد جواد
۴
درعصرجهانگیری و اقتدار ایران این قدرها کار بیحساب نبود که هرکس بتواند لقمه زائد برحوصله بردارد و طبقه سوار و خرسوار از هم جدا بودند. من نمیدانم این بساط خانه برانداز تجمل از چه هنگام در ایران رواج شد که باب مغالطه باز شد؟ دیرگاهی است تجمل حقیقی هم چهره خود را باخته و بساط تجمل تصنعی و تقلیدی باز شده است
shahram238
۴
خوشگلی ایرانیپسند عبارت است از چشمهای درشت و بادامی و ابروهای پیوسته که آویزی روی منتهیالیه بینی داشته باشد. اهل قلم و شعر ابروی محرابدار را میپسندند که عامیانه[ به آن ]لنگه به لنگه میگویند.
در رنگ عذار و بشره، سلیقه همه ایرانیها بر سبزهپسندی است و مخصوصاً سفیدپوست خیلی سفید را میگویند مانند شیر برنج و بینمک است. اساس این سلیقه به عقیده من یادگار اختلاط و امتزاج با اعراب و اقتباسی است، نه ذوقی؛
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
وضعیت جامعه، روابط بین درباریان، روابط اعضای خانواده سلطنتی باهمدیگر و همچنین منش و شخصیت ناصرالدین شاه از از زبان یکی دختران وی نقل می شود.📚📚📚
به کسانی که به داستان های واقعی و قدیمی علاقه دارند توصیه میکنم
نمونه راخوندم.جذبم کردکه بخرمش
این کتاب سانسور شدس؟ میدونید چه نشری بدون سانسوره؟
اواسط کتاب درحال مطالعه باشیم امکان دسترسی به فهرست نداریم واین به نظر من خیلی بده
مقدمه بسیار طولانی و غیر مفید یک سوم پایانی داستان به شدت افت میکنه
اونقدر بد بود که نتونستم همشو بخونم