کتاب مرگ و زندگی اروین د. یالوم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مرگ و زندگی

کتاب مرگ و زندگی

معرفی کتاب مرگ و زندگی

کتاب مرگ و زندگی؛ عشق، فقدان و آن‌چه در پایان مهم است نوشتهٔ اروین د. یالوم و مریلین یالوم و ترجمهٔ افشین چایچی نصرتی است و انتشارات اندیشه احسان آن را منتشر کرده است. این کتاب خاطرات زیبا، حزن‌انگیز و روحیه‌بخش، داستانی عاشقانه از زوجی با موفقیتی باورنکردنی است که تقریباً یک نفر شده بودند و دستاوردهایشان در مجموع بسیار بیشتر از اجزای تشکیل‌دهندهٔ آن است. این کتاب به شما الهام می‌بخشد و شاید نگاهتان به زندگی را تغییر دهد.

مرگ و زندگی هم یادآوری شیرین و هم مسیر اکتشاف است. دو استاد دانشگاه، نویسنده و شریک ابدی با پیری، سستی و مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند. آن‌ها در مواجههٔ واقع‌بینانه با تزلزل زندگی، به درک عمیق‌تری از ارزشمندی آن می‌رسند

درباره کتاب مرگ و زندگی

بیش از نیم قرن است که اروین یالوم، روان‌پزشک سرشناس، دنیا را با داستان‌هایی مملو از خرد، بینش و طنز خود دربارهٔ روان انسان حیرت‌زده کرده است. حالا او با صداقت و شجاعتی خیره‌کننده، دشوارترین تجربهٔ زندگی‌اش را با ما در میان می‌گذارد: فقدان همسر و یار همیشگی‌اش از زمان نوجوانی. اروین و مریلین که شریک دائمی هم از جمله در نگارش مشترک این کتاب هستند، تصویری به‌یادماندنی از سوگواری (وحشت، درد، انکار و پذیرش توام با اکراه) نشان می‌دهند. ولی ارمغان آن برای ما بسیار فراتر از داستانی عمیق از فقدان دائمی است و داستانی فراموش‌نشدنی و فوق‌العاده زیبا از عشق جاودان محسوب می‌شود. من تا سال‌ها دربارهٔ آن فکر خواهم کرد».

مریلین و اروین به قدری واضح می‌نویسند که خواننده احساس می‌کند آن دوره را در کنار آن‌ها زندگی کرده‌است. عمیقاً تحت تأثیر تواضع اروین قرار می‌گیرند، آنجا که اعتراف می‌کند که ما واقعاً آمادگی مواجههٔ بزرگ با مرگ یا از دست‌رفتن عزیزانمان را نداریم، هرچقدر هم که از نزدیک شاهد این وقایع به عنوان افراد متخصص باشیم. این کتابی روشنگرانه و شفاف است که به بررسی زیبای دلگرمی حاصل از زندگی خوب می‌پردازد و روزنهٔ امیدی برای همهٔ افراد داغدیده است و البته نشان می‌دهد چگونه ما انسان‌ها، که فناپذیر هستیم، یاد می‌گیریم با همین حقیقت در مورد خودمان کنار بیاییم.

مرگ و زندگی بسیار فراتر از یک کتاب است. داستان عشقی خستگی‌ناپذیر است. متنی است که گذشته و آینده را زیر و رو می‌کند. این کتاب در برخورد با درد غیرقابل‌تحمل جدایی و حسرتِ رام‌نشدنی فقدان- بدون توسل به ترفندهای بیش از حد رایج مبتنی تزویر و طمطراق- ظریف، صریح و انتقادپذیر عمل می‌کند. هر فردی از چند بار خواندن این کتاب ملموس و هوشمندانه سود می‌برد، هم در مواجهه با مرگ هم‌زمان با نزدیک شدن به پایان عمر و هم شاید، مهم‌تر از آن، سوگی که در نتیجهٔ مرگ عزیزانمان بر دلمان می‌نشیند. 

ارو یالوم، درمانگر وجودی قهار و نویسندهٔ محبوب و مریلین یالوم، محقق و نویسندهٔ ممتاز. این زوج با شجاعتی بسیار داستان مراقبت عاطفی و اخلاقی از یکدیگر را نوشته‌اند. مرگ و زندگی ماحصل جست‌وجوی یالوم‌ها به دنبال خرد در هنر زندگی و مرگ است که قدمتی به اندازهٔ شغل آن‌ها دارد. این کتاب موجب تحول خواننده می‌شود و خواننده نمی‌تواند خواندن آن را متوقف کند.

خواندن کتاب مرگ و زندگی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

داستان عشق ارو و مریلین که با تراژدی مرگ به پایان می‌رسد، متعلق به شما، من و همهٔ ما است.

بخشی از کتاب مرگ و زندگی

«ژوئن اغلب ماه جشن‌های خانوادگی است. تولد ارو ۱۳ ژوئن است؛ ۲۱ ژوئن روز پدر را داریم و سالگرد ازدواج ما نیز ۲۷ ژوئن است. این ژوئن باید خیلی خاص می‌شد؛ شصت و پنجمین سالگرد ازدواج خود را جشن می‌گرفتیم! این ما را به یک فیلم تاریخی واقعی تبدیل می‌کند، چون آمریکایی‌های خیلی کمی به چنین مرحله‌ای از زندگی می‌رسند. سن ازدواج افراد نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده است؛ البته به شرط آن که اصلاً ازدواج کنند. ما جشن سالگرد مجللی را برای ۲۷ ژوئن برنامه‌ریزی کرده بودیم، ولی تصمیم گرفتیم تا وقتی که حالم احتمالاً «بهتر» شود آن را به تعویق بیندازیم.

ماه قبل به گروه پشتیبانی مخصوص بیماران میلومای چندگانهٔ منطقهٔ خلیج رفتم که در استنفورد برگزار می‌شد و ماحصل آن عزم تازهٔ من برای فعالیت بیشتر در خصوص بیماری‌ام بود. اگرچه شهامت بیماران جوان‌تری را که از اقدامات درمانی شدیدتر، مثل سلول‌های بنیادی و پیوند مغز استخوان، استفاده می‌کنند ستایش می‌کنم، تمایلی به پیمودن این مسیر ندارم. همچنین، نگران استفادهٔ بی‌رویه از دارو و «نسخه‌پیچی یکسان برای همه» هستم که شاید دلیل سکتهٔ مغزی‌ام در فوریه همین بوده است.

ولی این گونه به نظر می‌رسد که شیمی‌درمانی خفیف‌تری که در ماه گذشته دریافت کردم جواب نمی‌دهد و باید دوباره از دوز بالاتری استفاده کنم. از این تغییر می‌ترسم، چون دفعهٔ قبل عوارض جانبی آن خیلی شدید بودند و نمی‌خواهم در اندک عمر باقی‌مانده‌ام درد زیادی را متحمل شوم. فعلاً حاضرم امتحان کنم که آیا بازگشت به سطح دو والکید (یک مرحله کمتر از بالاترین دوز) برای مهار بیماری کافی خواهد بود یا خیر.

این مقطع از زندگی برای ارو هم بسیار دشوار بوده است. روانپزشکی بخشی جدایی‌ناپذیری از هویت او بوده است و او حالا با حقیقت بازنشستگی کلنجار می‌رود. او دلش برای دوران درمانگری خیلی تنگ خواهد شد، ولی مطمئنم ارو راهی برای حفظ هویت حرفه‌ای خود پیدا خواهد کرد. او به ده‌ها ایمیل هر روز پاسخ می‌دهد، هنوز گهگاه مشاوره می‌دهد و برای مخاطبین درمانگری به صورت تصویری از طریق نرم‌افزار زوم سخنرانی می‌کند. مهم‌تر از همه، او همواره در حال نوشتن کتاب است.

من به همین اندازه نگران وضعیت جسمانی او هستم، به‌ویژه عدم تعادلش که استفاده از عصا در خانه و واکر در بیرون را الزامی می‌کند. فکر کردن به احتمال افتادن او و آسیب‌دیدگی شدید در پی آن من را وحشت‌زده می‌کند.

ما زوجی هم‌نوع هستیم، من میلوما دارم و او دچار عارضهٔ قبلی و مشکل تعادل است.

دو سالمند که آخرین مرحلهٔ زندگی را می‌گذرانند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

هرچقدر در عمرتان کمتر زندگی کرده باشید، اضطراب مرگ شما بیشتر است.
کاربر ۴۳۱۱۷۳۶
اگرچه برخوردم با ناتاشا را با دقت بالا یادم هست، همچنان تلاش می‌کنم که چهرهٔ او را یادآوری کنم، ولی به‌کلی از حافظه‌ام پاک شده است. تا سال‌ها فکر می‌کردم که فرد تنها زمانی واقعاً مرده است که هیچ فرد زنده‌ای قادر به یادآوری چهرهٔ او نباشد. برای من و مریلین این به معنای آن است که ما تا وقتی که کوچک‌ترین نوه‌هایمان زنده هستند همچنان وجود داریم. شاید این بخشی از دلیل ناراحتی من در زمانی باشد که دیگر ن
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
چقدر از چیزهایی که نوشته‌ام و در شرف نوشتن آن‌ها هستم خبر داری؟ با اطمینان کامل، ذهن بالغ، علمی و منطقی من می‌گوید «صفر، هیچ چیز»، در حالی که ذهن کودکم، ذهن شکننده، گریان، گوش‌به‌زنگ و عاطفی‌ام می‌خواهد از زبان تو بشوند: «من همه چیز را می‌دانم ارو عزیزم. من در کنارت و هر لحظه از عمرت را همراهت بوده‌ام
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
تو به توصیهٔ نیچه عمل کردی و در زمان درست مردی!
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
مطمئن هستم که در حال نزدیک شدن به پایان زندگی‌ام هستم و هنوز عجیب است که اضطراب کمی دربارهٔ مرگ دارم (دورهٔ آرامش خاطر عجیبی را تجربه می‌کنم). حالا، هر بار که به مرگ فکر می‌کنم، فکر «پیوستن به مریلین» به من آرامش می‌دهد. شاید نباید فکری را که چنین اثر آرامش‌بخشی دارد زیر سوال ببرم، ولی نمی‌توانم از شک‌گرایی‌ام فرار کنم. بالاخره، پیوستن به مریلین چه معنایی دارد؟
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
جمجمه‌ات. بله، بله، البته که تفکر منطقی به من می‌گوید که من و تو آنجا نخواهیم بود، آنچه که باقی می‌ماند گوشت و استخوانی بی‌حس، بدون روح و در حال فاسد شدن است. با این حال، این ایده، نه واقعیت، به من آرامش می‌دهد. من که مادی‌گرای متعصبی هستم، منطق را کنار می‌گذارم و بدون شرم مجذوب تفکری کاملاً خیالی می‌شوم که اگر من و تو در تابوت یکسانی باشیم، برای همیشه با هم خواهیم بود.
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
البته که این غیرواقعی است. البته که هرگز نمی‌توانم به تو بپیوندم. من و تو دیگر هیچ‌وقت وجود نخواهیم داشت. این خیالی بیش نیست! از وقتی ۱۳ سالم بود، هیچ‌وقت هیچ گونه دیدگاه دینی یا معنوی دربارهٔ زندگی پس از مرگ را جدی نمی‌گرفتم. در عین حال، این که منی که دانشمند و شکاکی سرسخت هستم از فکر پیوستن به همسر مرده‌ام آرامش می‌گیرم خودش نشان‌دهندهٔ تمایل فوق‌العاده قدرتمند ما انسان‌ها به بقا و تنفرمان از فراموشی است. من احترامی تازه‌ای برای قدرت و اثر آرامش‌بخش تفکر جادویی قائلم.
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
مطالعه کرده است. جملات پایانی‌اش: ولی چرا دکتر یالوم آنقدر از مرگ می‌ترسد؟ جسم می‌میرد، ولی هوشیاری مثل رودخانه است و در طول زمان جاری ... وقتی مرگ از راه می‌رسد، وقت خداحافظی با این دنیا، جسم انسانی و خانواده است... ولی این پایان کار نیس
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱

حجم

۸۹۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۶۰ صفحه

حجم

۸۹۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۶۰ صفحه

قیمت:
۸۸,۰۰۰
تومان