
کتاب هوش هیجانی کوچینگ
معرفی کتاب هوش هیجانی کوچینگ
کتاب هوش هیجانی کوچینگ (هوش هیجانی در کوچینگ؛ بهبود عملکرد برای رهبران، کوچها و افراد) نوشتهی استفان نیل، لیزا اسپنسرارنل و لیز ویلسون است که صالح مختاری و نازنین ذریه آن را به فارسی ترجمه کردهاند و نشر اندیشه احسان آن را منتشر کرده است. این کتاب بر نقطهی تلاقی دو حوزهی مهم تمرکز کرده است: هوش هیجانی و کوچینگ. نویسندگان ابتدا نشان میدهند که چرا احساسات، نگرشها و عادات پنهان، زیربنای عملکرد فردی و سازمانی هستند و سپس توضیح میدهند که کوچینگ چگونه میتواند این لایههای درونی را فعال و متحول کند. ساختار کتاب از مقدمهها، پیشگفتارها و یک داستان تمثیلی (باغبان خوشحال) شروع میشود و بعد در فصلهای پیدرپی، مفاهیم پایهی هوش هیجانی، چیستی کوچینگ، اهمیت هوش هیجانی در کوچینگ، توسعهی هوش هیجانی فردی، مهارتهای اصلی کوچینگ، جریان تبدیل ارزشها به عمل، مدلها و جعبهابزار کوچینگ و در نهایت اخلاق و بهترین روشها در کوچینگ را دنبال میکند. در کنار متن اصلی، مصاحبههایی با چهرههایی مانند سر جان ویتمور و پاتریک ویلیامز، مطالعات موردی سازمانی، فعالیتهای تمرینی و پرسشهای بازتابی آمده است تا خواننده بتواند مفاهیم را در زندگی و کار خود بهکار بگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هوش هیجانی کوچینگ
کتاب هوش هیجانی کوچینگ با تمرکز بر پیوند میان هوش هیجانی و کوچینگ، تلاش کرده است نشان دهد که چرا بدون کار روی لایههای درونی، کوچینگ به یک فرایند مکانیکی و کماثر تبدیل میشود. استفان نیل، لیزا اسپنسرارنل و لیز ویلسون در مقدمه توضیح دادهاند که این اثر برای مدیران منابع انسانی، رهبران و مدیران سازمانی، کوچها، مدرسان، مشاوران و هر فرد علاقهمند به توسعهی فردی نوشته شده است. کتاب با پیشگفتارهایی از سر جان ویتمور و پاتریک ویلیامز آغاز میشود که در آنها بر جداییناپذیر بودن هوش هیجانی و کوچینگ، نقش اخلاق و ارزشها در محیط کار و اهمیت آموزش درست کوچها تأکید شده است. سپس نویسندگان در بخش «درباره این کتاب» روشن میکنند که هدف، ترکیب «رویکرد کوچینگ» با ارزیابیهای هوش هیجانی است تا حلقهی مفقودهی بین نظریه و عمل پر شود و تغییرات رفتاری پایدار شکل بگیرد. کتاب هوش هیجانی کوچینگ در ۸ فصل اصلی و چند پیوست تنظیم شده است. در فصل اول با عنوان «هوش هیجانی چیست؟» مفاهیم پایهای مانند نقش احساسات در عملکرد، مدل سهگانهی مغز (مغز خزنده، مغز لیمبیک، نئوکورتکس)، ربایش هیجانی، نقش نگرشها در مثلث فکر–احساس–عمل و دو جنبهی اصلی هوش هیجانی (درونفردی و میانفردی) توضیح داده شده است. در همین فصل، ابزارهای سنجش هوش هیجانی و مقیاسهایی مانند عزتنفس، احترام به دیگران، تابآوری هیجانی، قدرت شخصی، هدفگرایی، انعطافپذیری، مدیریت تعارض و وابستگی متقابل معرفی شدهاند. فصل دوم با عنوان «کوچینگ چیست؟» با دو سناریوی داستانی (شروع تازه و مشکل در فروش) مرز کوچینگ را از آموزش و منتورینگ جدا میکند و نشان میدهد کوچینگ زمانی معنا دارد که فرد دانش پایه را دارد اما برای فعالکردن پتانسیل خود به گفتوگوی عمیق و پرسشمحور نیازمند است. در فصل سوم، اهمیت هوش هیجانی در کوچینگ و اینکه بدون خودآگاهی و خودمدیریتیِ کوچ، فرایند کوچینگ به بنبست میرسد، بررسی شده است. در ادامهی کتاب هوش هیجانی کوچینگ، فصل چهار به «توسعه هوش هیجانی شما» اختصاص دارد و شامل فعالیتهای گامبهگام برای افزایش عزتنفس، احترام به دیگران، شناسایی الگوهای «حس خوب»، طراحی برنامهی بهبود و کار روی ارزشها است. فصل پنج به «مهارتهای اصلی کوچینگ» میپردازد و فصل شش جریان حرکت از ارزشها به هدف و عمل را دنبال میکند؛ یعنی اینکه چگونه باورها و ارزشهای درونی به رفتارهای روزمره و نتایج کاری تبدیل میشوند. فصل هفت «جعبهابزار کوچینگ و مدلهای کوچینگ» را معرفی میکند و فصل هشت با تمرکز بر «اخلاق و بهترین روشها در کوچینگ» به موضوعاتی مانند کد اخلاقی کوچ با هوش هیجانی، اصول اصلی کوچینگ، چالشهای فراتر از صلاحیت، آگاهی دوگانه، شهود در کوچینگ، نظارت حرفهای و مدل هفتچشمی هاوکینز و شوئت میپردازد. پیوستها شامل مصاحبههای مفصل با سر جان ویتمور، پاتریک ویلیامز و دیگر متخصصان است که در آنها سؤالاتی درباره تفاوت کوچینگ و منتورینگ، نقش ارزشها و نگرشها، ارتباط کوچینگ و عملکرد، و آیندهی حرفهی کوچینگ مطرح شده است. در سراسر کتاب، داستانها، مطالعات موردی سازمانی، تمرینهای بازتابی و پرسشهای سنجش خودکارآمدی، خواننده را به مشارکت فعال در فرایند یادگیری دعوت کرده است.
خلاصه کتاب هوش هیجانی کوچینگ
کتاب هوش هیجانی کوچینگ بر این ایده استوار است که عملکرد انسان تنها با دانش فنی و ضریب هوشی توضیح داده نمیشود و بخش بزرگی از تفاوت عملکرد افراد، از مهارتهای هیجانی و نحوهی مدیریت احساسات، نگرشها و عادات ناشی میشود. نویسندگان با استناد به پژوهشهایی که نشان میدهند تا حدود ۹۰ درصد اثرگذاری عملکرد به مهارتهای هیجانی وابسته است، توضیح میدهند که چرا سازمانها ناگزیرند به «مهارتهای نرم» بهعنوان یکی از ارکان اصلی محیط کار پربار و مقاوم توجه کنند. در فصل اول، مفهوم هوش هیجانی از سطح شعار به سطح ساختار درونی انسان آورده شده است: مدل سهگانهی مغز نشان میدهد که مغز هیجانی (لیمبیک) با شبکهای قویتر از مغز منطقی به بدن و تصمیمها متصل است و اگر این دو در تعارض باشند، مغز هیجانی برنده است. از اینجا، مفهوم ربایش هیجانی، نقش نگرشهای دوران کودکی در شکلدادن به واکنشهای امروز و مثلث فکر–احساس–عمل تشریح میشود. کتاب هوش هیجانی کوچینگ سپس نشان میدهد که هوش هیجانی یک عدد واحد نیست، بلکه ترکیبی از نگرشها، احساسات، افکار و عادات است که میتوان آنها را سنجید و تغییر داد. نویسندگان پنج اصل را مطرح کردهاند: هوش هیجانی مفهومی چندبعدی است، پیشبینیکنندهی عملکرد است، قابل اندازهگیری است، میتواند تغییر کند و توسعهی آن بر همهی حوزههای زندگی اثر میگذارد. برای تغییر پایدار، مدل «دانش، نگرشها، مهارتها و عادات» معرفی شده است؛ یعنی هر تغییری باید همزمان در این چهار لایه اتفاق بیفتد تا از سطح آگاهی گذرا به سطح رفتار ناخودآگاه برسد. مثالهایی مانند «مایک دانشمند» که خود را «غیرخلاق» میداند یا «پاتریشیا» که بهخاطر نیاز به دوستداشتهشدن، بهسرعت درخواست دیگران را میپذیرد، نشان میدهد چگونه باورهای پنهان، احساسات و در نهایت عملکرد را شکل میدهند. در بخش کوچینگ، کتاب هوش هیجانی کوچینگ کوچینگ را بهعنوان فرایندی تعریف کرده است که آگاهی و مسئولیتپذیری را افزایش میدهد و بهجای ارائهی راهحل، فرد را به کشف راهحلهای خود هدایت میکند. تمایز کوچینگ با آموزش و منتورینگ از طریق سناریوهای واقعی نشان داده شده است: در جایی که فرد هنوز دانش پایه را ندارد، آموزش مناسبتر است و زمانی که فرد دانش دارد اما در بهکارگیری آن و عبور از موانع درونی گیر کرده است، کوچینگ معنا پیدا میکند. نویسندگان تأکید کردهاند که کوچ با هوش هیجانی، ابتدا روی خود کار میکند؛ خودآگاهی، خودمدیریتی، احترام به خود و دیگران، آگاهی از دیگران و مدیریت روابط را در خود تقویت میکند و سپس در گفتوگو با مراجع، از پرسشهای عمیق، گوشدادن فعال، بازتابدادن احساسات و کمک به طراحی برنامهی عمل استفاده میکند. در فصلهای میانی، کتاب هوش هیجانی کوچینگ بهصورت عملی وارد توسعهی هوش هیجانی میشود: تمرینهای افزایش عزتنفس، شناسایی الگوهای «حس خوب»، کار روی ارزشها، طراحی برنامهی بهبود و تمرینهای بازتابی برای تبدیل تجربه به یادگیری. مقیاسهایی مانند تابآوری هیجانی، قدرت شخصی، هدفگرایی، انعطافپذیری، ارتباط شخصی، دعوت به اعتماد، مدیریت تعارض، ابراز و کنترل هیجانات و وابستگی متقابل، هم تعریف شدهاند و هم با مثال و فعالیت توضیح داده شدهاند. در بخش پایانی، اخلاق و بهترین روشها در کوچینگ مطرح میشود: کد اخلاقی کوچ با هوش هیجانی، مرزهای حرفهای، اهمیت نظارت (سوپرویژن)، مدل هفتچشمی، آگاهی دوگانه (توجه همزمان به مراجع و خود)، نقش شهود و پرسشهای بازتابی برای ارزیابی جلسات. کتاب در نتیجهگیری بر این نکته تأکید کرده است که توسعهی هوش هیجانی و کوچینگ حرفهای، فرایندی مستمر است که بر خودکارآمدی، کیفیت روابط، فرهنگ سازمانی و در نهایت عملکرد فردی و جمعی اثر میگذارد.
چرا باید کتاب هوش هیجانی کوچینگ را بخوانیم؟
کتاب هوش هیجانی کوچینگ برای کسانی جذاب است که میخواهند بفهمند پشتِ رفتارهای روزمرهی خود و دیگران چه الگوهای هیجانی و نگرشی پنهان است و چگونه میتوان این الگوها را بهصورت آگاهانه تغییر داد. این کتاب بهجای محدودشدن به تعریفهای کلی، ساختار درونی هوش هیجانی را باز میکند؛ از مدل سهگانهی مغز و ربایش هیجانی تا نقش نگرشهای دوران کودکی در شکلگیری مثلث فکر–احساس–عمل. خواننده با این نگاه، میتواند رفتارهای خود را در موقعیتهایی مانند تعارض، فشار کاری، تغییرات سازمانی یا بازخورد گرفتن، دوباره تفسیر کند و راهی برای مدیریت متفاوت آنها پیدا کند. از سوی دیگر، کتاب هوش هیجانی کوچینگ برای کسانی که در نقش کوچ، مدیر، رهبر یا تسهیلگر عمل میکنند، یک چارچوب منسجم برای پیوندزدن هوش هیجانی و کوچینگ فراهم کرده است. تمایز روشن میان کوچینگ، آموزش و منتورینگ، مثالهای واقعی از جلسات کوچینگ، معرفی مهارتهای اصلی کوچینگ و جعبهابزار مدلها، کمک میکند نقش کوچ بهعنوان «کاتالیزور تغییر» ملموس شود. بخش اخلاق و بهترین روشها، همراه با بحث نظارت حرفهای و مدل هفتچشمی، این امکان را میدهد که کوچینگ نهتنها موثر، بلکه مسئولانه و پایدار پیش برود. تمرینها، فعالیتها و پرسشهای بازتابی در فصلهای مختلف، خواننده را از حالت تماشاگر خارج میکند و او را وارد فرایند خودآزمایی و تغییر تدریجی نگرشها و عادات میکند؛ تغییری که نویسندگان نشان دادهاند چگونه میتواند از محیط کار فراتر برود و بر روابط خانوادگی، انتخابهای شخصی و احساس کلی رضایت از زندگی اثر بگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب هوش هیجانی کوچینگ به رهبران و مدیران سازمانی که با تیمها و تغییرات مداوم سروکار دارند، به کوچها و منتورهایی که میخواهند عمق هیجانی کار خود را افزایش دهند، به متخصصان منابع انسانی و توسعهی سازمانی که به فرهنگ سازمانی و عملکرد پایدار توجه دارند، به مشاوران، مدرسان و تسهیلگرانی که با افراد در فرایند رشد کار میکنند و به افرادی که به توسعهی فردی، خودآگاهی، مدیریت احساسات و بهبود روابط کاری و شخصی علاقهمند هستند پیشنهاد میشود.
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۴ صفحه
حجم
۲٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۴ صفحه