
کتاب فراروش شهروندی
معرفی کتاب فراروش شهروندی
کتاب فراروش شهروندی نوشتهی محسن نیازی، فرشاد گودرزی و سعید غلامی اثری است که بهطور متمرکز به بررسی وضعیت پژوهشهای شهروندی در ایران میپردازد و نشر اندیشه احسان آن را منتشر کرده است. نویسندگان که هر سه پیشینهی دانشگاهی در جامعهشناسی و مطالعات مسائل اجتماعی ایران دارند، در این کتاب تلاش کردهاند با استفاده از رویکرد «فراروش» یا همان مطالعهی نظاممند پژوهشها، تصویری کلی و تحلیلی از آنچه در سالهای اخیر دربارهی شهروندی در ایران نوشته شده ارائه کنند. ساختار اثر از یک مقدمه و دوازده فصل تشکیل شده است؛ از تعریف و تاریخچهی شهروندی و مرور نظریههای کلاسیک و مدرن گرفته تا تحلیل تجربی مقالات علمی، روششناسی پژوهشها، مقیاسها و سنجههای شهروندی، روایی و پایایی ابزارها، روشهای تحقیق، نمونهگیری و در نهایت نتایج و پیشنهادها. تمرکز اصلی کتاب بر این است که نشان دهد در پژوهشهای ایرانی شهروندی چگونه فهم شده، با چه ابزارهایی سنجیده شده و چه خلأها و سوگیریهایی در این بدنهی تحقیقاتی وجود دارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب فراروش شهروندی
کتاب فراروش شهروندی با تمرکز بر کار محسن نیازی، فرشاد گودرزی و سعید غلامی، شهروندی را هم بهعنوان یک مفهوم نظری و هم بهعنوان میدان پژوهشی در ایران دنبال کرده است. فصل اول با پرسش «شهروندی چیست؟» آغاز میشود و تعاریف مختلف شهروندی را از منظر فرهنگ جامعهشناسی، فرهنگ سیاسی و جغرافیای انسانی کنار هم میگذارد. در ادامه، تاریخچهی شهروندی از یونان و روم باستان تا قرون وسطی، رنسانس و عصر مدرن مرور شده و نشان داده شده که چگونه این مفهوم از موقعیتهای نابرابر و بردهداری تا حقوق بشر، دموکراسی و دولت-ملت مدرن تحول یافته است. سپس ابعاد شهروندی در سه سطح «دولتمحور»، «جامعهی مدنیمحور» و «انسانمحور» تشریح شده تا بستر ورود به نظریهها فراهم شود. کتاب فراروش شهروندی در فصل دوم بهطور منظم نظریههای شهروندی را از فلاسفهی کلاسیک تا جامعهشناسان مدرن و متفکران معاصر دستهبندی کرده است؛ از ارسطو، فارابی و هگل تا مارکس، دورکیم و وبر، و بعد به سراغ پارسونز، دارندورف، هابرماس، گیدنز، مارشال، برایان ترنر، مارک اسمیت، کاستلز و کیث فالکس رفته است. در این فصل، برای هر متفکر، نسبت شهروندی با مفاهیمی مانند طبقه، دولت، جامعهی مدنی، حقوق، فضیلت، هویت و محیط زیست توضیح داده شده و نشان داده شده که چگونه از شهروندی صرفاً سیاسی به شهروندی اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و جهانی رسیدهایم. از فصل سوم به بعد، کتاب وارد بخش «فراروشی» میشود: مرور تجربی پژوهشهای شهروندی در ایران بین سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰، تحلیل رشتهی تحصیلی پژوهشگران، جنسیت آنان، استانهای محل انجام پژوهش، نوع نشریات، تعداد نویسندگان، سال انجام پژوهشها و نیز موضوعات جزئیتری مانند شهروندی سازمانی، شهروندی زیستمحیطی، شهروندی رسانهای، شهروندی فعال و… . در فصلهای بعدی، پارادایمهای روششناختی، اهداف پژوهشها، مقیاسها و طیفهای سنجش شهروندی، روایی و پایایی ابزارها، روشهای تحقیق، تکنیکهای گردآوری و تحلیل دادهها، نمونهگیری و در نهایت نتایج و پیشنهادهای کلی این بدنهی پژوهشی بررسی شده است.
خلاصه کتاب فراروش شهروندی
کتاب فراروش شهروندی ابتدا با طرح این نکته آغاز میشود که شهروندی در چند دههی اخیر به یکی از مفاهیم محوری علوم اجتماعی تبدیل شده و در ایران نیز حجم پژوهشها دربارهی آن بهطور چشمگیری افزایش یافته است. نویسندگان توضیح میدهند که هدف اصلی اثر، نه تولید یک نظریهی تازه دربارهی شهروندی، بلکه بررسی نظاممند پژوهشهای انجامشده در ایران در یک بازهی زمانی مشخص است تا روشن شود این مطالعات چه تصویری از شهروندی ساختهاند، بر چه ابعادی تمرکز کردهاند و از چه روشها و ابزارهایی بهره بردهاند. در فصلهای نظری، کتاب نشان میدهد که شهروندی چگونه از یک موقعیت حقوقی-سیاسی محدود در دولتشهرهای یونان و امپراتوری روم، به مفهومی چندبعدی شامل حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی تبدیل شده است. در این بخش، تمایز میان شهروند و تبعه، و نیز سه بعد «دولتمحور»، «جامعهی مدنیمحور» و «انسانمحور» شهروندی برجسته میشود. سپس دیدگاه فلاسفهای مانند ارسطو (با تأکید بر اعتدال، فضیلت و مشارکت در دادرسی و مناصب)، فارابی (شهروندی حقیقتگرایانه مبتنی بر شریعت و فلسفه) و هگل (رابطهی جامعهی مدنی و دولت بهعنوان روح عینی) مرور میشود. در ادامه، کتاب به نظریههای کلاسیک و مدرن شهروندی میپردازد: مارکس شهروندی لیبرال را در چارچوب سرمایهداری ناکافی میداند و بر پیوند شهروندی با طبقه و مالکیت تأکید کرده است؛ دورکیم شهروندی را نوعی عضویت اجتماعی مدرن و جانشین دین سنتی میبیند؛ وبر شهر را خاستگاه تاریخی حقوق شهروندی و مشارکت در تصمیمگیری معرفی کرده است. سپس پارسونز شهروندی را در چارچوب گذار از جامعهی منزلتی به جامعهی قراردادی و متکی بر عامگرایی و قرارداد تحلیل کرده است؛ دارندورف میان حقوق اولیه (مدنی و سیاسی) و حقوق ثانویه (اجتماعی) تمایز گذاشته است؛ هابرماس بر شهروندی مشارکتی، حوزهی عمومی و آزادی بیان تأکید کرده است؛ گیدنز شهروندی را در پیوند سطوح خرد و کلان و دموکراتیکشدن حوزهی خصوصی میبیند؛ مارشال سهگانهی حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی را صورتبندی کرده است؛ برایان ترنر بر اهمیت حقوق اقتصادی و فرهنگی و پیوند شهروندی با هویت و منابع تأکید کرده است؛ مارک اسمیت مفهوم شهروندی بومشناختی را طرح کرده است؛ کاستلز به رویکردهای حذفی، جذب و تکثرگرا در شهروندی پرداخته است و فالکس بر شهروندی خصوصی و دموکراتیکشدن حوزهی خصوصی تأکید کرده است. بخش فراروشی کتاب، مجموعهای گسترده از مقالات علمی-پژوهشی ایرانی دربارهی شهروندی را در فاصلهی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ فهرست و تحلیل کرده است. این مقالات حوزههایی مانند شهروندی سازمانی، شهروندی زیستمحیطی، شهروندی رسانهای، شهروندی فعال، حقوق شهروندی زنان، آموزش شهروندی، شهروندی در نظام آموزشی، شهروندی در پلیس و نظام عدالت کیفری، رابطهی شهروندی با سرمایهی اجتماعی، دینداری، اخلاق کار، هوش اخلاقی، رهبری، مدیریت شهری، جهانیشدن، رسانههای جمعی و… را پوشش میدهند. نویسندگان نشان دادهاند که بخش عمدهی این پژوهشها در رشتهی علوم اجتماعی و مدیریت، با تمرکز بر استانهایی مانند تهران و اصفهان انجام شده، اغلب چندنویسندهای بوده و بیشتر در نشریات علوم اجتماعی منتشر شده است. در فصلهای روششناختی، کتاب پارادایمهای حاکم بر این پژوهشها را در چهار دستهی اثباتگرایی، انتقادی، تفسیری و پراگماتیستی دستهبندی کرده و به استراتژیهای استقرایی، قیاسی و پسکاوی اشاره کرده است. سپس اهداف پژوهشها، مقیاسها و طیفهای سنجش شهروندی، روایی و پایایی ابزارها، معیارهای مقبولیت در روشهای کمی و کیفی، روشهای تحقیق، تکنیکهای گردآوری دادهها، شیوههای تحلیل دادهها، نمونهگیری، جامعهی آماری و حجم نمونه بررسی شده است. در فصل پایانی، نتایج کلی این بدنهی پژوهشی و پیشنهادهایی برای جهتگیریهای آیندهی مطالعات شهروندی در ایران ارائه شده است؛ از جمله لزوم توجه بیشتر به ابعاد مغفول شهروندی، تنوعبخشی به روشها، پوشش استانها و گروههای کمتر دیدهشده و بازاندیشی در مقیاسها و تعاریف رایج.
چرا باید کتاب فراروش شهروندی را بخوانیم؟
کتاب فراروش شهروندی برای کسانی که میخواهند بدانند در ایران «دقیقاً چه نوع پژوهشی» دربارهی شهروندی انجام شده جذاب است، چون بهجای طرح کلیات، بدنهی واقعی مقالات علمی-پژوهشی را در یک بازهی زمانی مشخص جمعآوری و تحلیل کرده است. این اثر نشان میدهد شهروندی در پژوهشهای ایرانی بیشتر چگونه تعریف شده، چه ابعادی از آن (سازمانی، زیستمحیطی، رسانهای، حقوقی، آموزشی و…) برجسته شده و چه حوزههایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، کتاب با مرور منظم نظریههای کلاسیک و مدرن شهروندی، خواننده را با طیفی از دیدگاهها از ارسطو و فارابی تا هابرماس، گیدنز، مارشال و برایان ترنر آشنا میکند و نسبت هرکدام را با وضعیت امروز شهروندی روشن کرده است. بخش روششناختی کتاب فراروش شهروندی برای دانشجویان و پژوهشگران اهمیت ویژهای دارد، چون نشان میدهد در مطالعات ایرانی چه پارادایمهایی غالب بوده، چه روشهایی بیشتر استفاده شده، مقیاسها و طیفهای سنجش شهروندی چگونه طراحی شده و روایی و پایایی ابزارها چگونه گزارش شده است. این نگاه فراروشی کمک میکند خطاهای تکرارشونده، سوگیریها و خلأهای روششناختی شناسایی شود و پژوهشهای بعدی با دقت بیشتری طراحی شوند. همچنین، تحلیل دموگرافیک پژوهشگران (جنسیت، رشته، استان، نوع نشریه و…) تصویری از جغرافیای علمی شهروندی در ایران ارائه کرده است که برای سیاستگذاری علمی و برنامهریزی آموزشی قابل استفاده است. در کنار اینها، کتاب بهطور ضمنی نشان میدهد که شهروندی در ایران چگونه با مسائلی مانند حقوق زنان، آموزش رسمی، عملکرد نهادهای دولتی، رسانهها، سرمایهی اجتماعی، دینداری، اخلاق حرفهای، مدیریت شهری و محیط زیست گره خورده است. این پیوندها برای کسانی که در حوزههای سیاستگذاری شهری، آموزش، مدیریت سازمانی یا مطالعات فرهنگی کار میکنند، امکان مقایسه و الهامگیری فراهم میکند و مسیرهایی را که تاکنون پیموده شده و مسیرهایی را که هنوز خالی ماندهاند، قابل مشاهده میسازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب فراروش شهروندی به دانشجویان و پژوهشگران علوم اجتماعی، علوم سیاسی، مدیریت، برنامهریزی رفاه و توسعه اجتماعی و مطالعات شهری پیشنهاد میشود که بهدنبال تصویری تحلیلی از وضعیت پژوهشهای شهروندی در ایران هستند. همچنین به طراحان برنامههای درسی، فعالان حوزهی حقوق شهروندی، مدیران شهری، پژوهشگران سیاستگذاری عمومی و کسانی که در نهادهای پژوهشی یا اجرایی با موضوعاتی مانند مشارکت مدنی، حقوق شهروندی، شهروندی سازمانی و شهروندی زیستمحیطی سروکار دارند توصیه میشود، زیرا میتواند به آنها در شناخت خلأها و جهتدهی به مطالعات آینده کمک کند.
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۰ صفحه
حجم
۳٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۰ صفحه