معرفی و دانلود کتاب ملاقات با مرگ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ملاقات با مرگsubscriptionAvailable

کتاب ملاقات با مرگ

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۲۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ملاقات با مرگ

کتاب ملاقات با مرگ نوشتهٔ آگاتا کریستی و ترجمهٔ رویا سعیدی است و انتشارات شرکت کتاب هرمس آن را منتشر کرده است. این کتاب شما را به معابد سلیمان و ویرانه‌های پترا می‌برد و ماجرایی را برای شما تعریف می‌کند که ارزش هزاران بار خواندن را دارد. شوهر آگاتا کریستی یک باستان‌شناس بود و آگاتا او را در حفاری‌هایش در خاورمیانه همراهی می‌کرد. ملاقات با مرگ حاصل یکی از همین سفرهای آگاتاست.

درباره کتاب ملاقات با مرگ

در میان صخره‌های قرمز مرتفع پترا، مانند یک بودای متورم ترسناک، جسد خانم بوینتون افتاده است. یک سوراخ کوچک روی مچ دست او تنها نشانهٔ تزریق مادهٔ خطرناکی است که او را کشته است.

هرکول پوآرو در حالی که تنها ۲۴ ساعت برای حل این معما فرصت داشت، تصادفاً سخنی  را که در اورشلیم شنیده بود به یاد آورد: «می‌فهمی، او باید کشته شود!» خانم بوینتون در واقع منفورترین زنی بود که او تا به حال دیده بود.

خواندن کتاب ملاقات با مرگ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران رمان‌های جنایی و شخصیت هرکول پوآرو پیشنهاد می‌کنیم.

درباره آگاتا کریستی

آگاتا کریستی، زادۀ ۱۸۹۰ و درگذشتۀ ۱۹۷۶، نویسندۀ انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. کریستی اولین نویسنده‌ای است که کتاب‌هایش بیشترین ترجمه را به زبان‌های مختلف دنیا داشته‌ است.او با نام مستعار مِری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رمانتیک نیز نوشته‌ است، ولی شهرت اصلی‌اش به خاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، به خصوص آن دسته که دربارهٔ ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند، نه‌تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند، بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند.

بخشی از کتاب ملاقات با مرگ

«می‌فهمی؟ او باید کشته شود.

این جمله در گوش هرکول پوآرو طنین انداخت و در مقابل چشمان او در هیئت شبحی سرگردان درآمد، از پنجره بیرون لغزید، چند لحظه‌ای در هوای تاریک معلق ماند، سپس همچون پرنده‌ای به سوی «بحرالمیت» پر کشید و در دل شب ناپدید شد.

پوآرو در حالی که دستش را روی دستگیره پنجره گذاشته بود به بیرون می‌نگریست. ولی خیلی زود با چهره‌ای اخم‌آلود و با حالتی مصمم پنجره را محکم بست تا از گزند هوای شبانه محفوظ بماند! از کودکی به او آموخته بودند که هرچه انسان کمتر در معرض جریان هوا قرار بگیرد بهتر است و هوای آزاد، بویژه در شب، برای سلامتی مضر است. پوآرو بدقت پرده‌ها را کشید و در حالی که لبخند می‌زد آهسته به سوی تختخواب خود رفت.

پوآرو جمله‌ای را که شنیده بود در ذهن خود تکرار کرد: «می‌فهمی؟ او باید کشته شود.» عجیب بود. چرا باید هرکول پوآرو این جمله را می‌شنید؟ آن هم در اولین شبی که در اورشلیم به سر می‌برد!

پوآرو زیر لب با خود گفت: «هرجا می‌روم، یک چیزی مرا به یاد جنایت می‌اندازد!» همچنان همان لبخند بر لبش بود که داستانی را به یاد آورد؛ داستانی در مورد آنتونی ترولوپ، رمان‌نویس مشهور. یک بار ترولوپ داشت با کشتی از اقیانوس اطلس می‌گذشت که ناخواسته گفتگوی دو تن از همسفرهایش را شنید. آنها در مورد آخرین بخش منتشرنشده یکی از رمانهایش بحث می‌کردند. یکی از آنها گفته بود: «بسیار خوب. ولی به نظر من، آن مرد حق دارد که آن پیرزن مزاحم را بکشد.» ترولوپ به آنها نزدیک شده بود و با چهره‌ای خندان به آنها گفته بود: «آقایان ِ محترم، متشکرم. واقعا لطف کردید! همین الآن می‌روم آن پیرزن را می‌کشم!»

هرکول پوآرو با خودش گفت: «از کجا معلوم که آنچه او نیز شنیده است چنین وضعیتی نداشته باشد؟» بله، چه بسا این جمله حاصلِ بحثی بود که در مورد یک نمایشنامه یا داستان انجام گرفته بود.

ولی هرکول پوآرو باور نمی‌کرد که چنین باشد. در حالی که هنوز لبخند بر لب داشت با خود می‌اندیشید: «این کلمات ممکن است روزی به خاطر آورده شوند و چه بسا در آن روز معنای واقعیشان آشکار شود. از کجا معلوم معنایی شریرانه نداشته باشند؟»

پوآرو به یاد می‌آورد که در صدای گوینده این جمله خشمی عجیب احساس می‌شد. در صدایش لرزشی بود که از فشار ِ عاطفی ِ شدید حکایت داشت.

هرکول پوآرو در حالی که چراغ کنار تختش را خاموش می‌کرد با خود گفت: «این صدا را اگر یک بار دیگر بشنوم می‌شناسم. صدای پسر یا مرد جوانی بود».»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ملاقات با مرگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابملاقات با مرگ
عنوان در زبان مبدأAppointment with Death
موضوعداستان خارجی
نویسندهآگاتا کریستی
مترجمرویا سعیدی
انتشاراتانتشارات شرکت کتاب هرمس
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۵/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۹۳ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۷۱۰۰۵۰۲
تعداد صفحه‌ها۲۶۳ صفحه
قیمت کتاب۱۱۹۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه کارآگاه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۲

من به کتابهای آگاتا کریستی هزاران ستاره میدم به ذهن خلاقش و به جذابیت نوشته هاش،بازم هرکول پوارو در حال لذت بردن از تعطیلاتش درگیر یک مرگ مشکوک به قتل میشه وبا مهارت تمام معمای این قتلو حل میکنه،یک زن...بیشتر

۰
جادوگر رویاهای نیمه شب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۹

من کتاب‌هایی از آگاتا کریستی رو که تو سفر یه قتلی اتفاق می‌افته بعد اونو بررسی می‌کنن خیلی دوست دارم.😁 مثل قتل در بین‌اللنهرین، قتل بر فراز رود نیل، قتل در قطار سریع‌السیر شرق و... این کتاب هم از اون...بیشتر

۰
نگار(:🍃
۱۴۰۳/۰۴/۱۴

چهار ستاره برای اینکه شگفت زده شدم قاتل کی بود خیلی خیلی عالیه اصلا کتاب های اگاتا گریستی عالیه

۰
حَنا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۸

این داستان بیشتر از اینکه درباره‌ی قتل باشه، درباره‌ی ذهن پیچیده‌ی آدم‌هاست. پایانش واقعاً غافلگیرکننده بود و من کاملاً مجذوبش شدم. فقط نیمه‌ی اول داستان یه مقدار کندتر پیش می‌ره، اما در کل جذابه و کشش خوبی داره.

۰
مائده📚
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۳

مثل همیشه فوق العاده🤌🏻🤌🏻

۰
ایران آزاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۱۸

از بهترین کتاب‌های آگاتا... ترجمه هم خوب بود... البته چند مورد ایراد نگارشی داشت که قابل صرف‌نظرکردن بود.

۰
داتیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۴

مثل همه نوشته های آگاتا کریستی قشنگ و هیجان انگیز وغیرقابل حدس بود.

۰
Chica
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۹

ماجرایی باز هم با حضور هرکول پوآرو افسانه‌ای! هرکول پوآرو طی سفری به شرق با خانواده‌ای آشنا میشه. خانواده‌ای عجیب و مادری مستبد که کنترل کاملی بر فرزندانش داره. حالا در این فضا با وقوع قتلی عجیب و به نظر برنامه...بیشتر

۰
کاربر 9240551
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۵

واقعا کتاب های آگاتا توی یه سطح دیگه ان این کتاب به شدت من و سوپرایز کرد

۰
mehdik2017
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۲

یک شاهکار کلاسیک زیبا از آگاتا کریستی عالی بود باتشکر.

۰
Kimia Heydari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۳

من این کتاب رو در کل دوست داشتم ولی ایده پیرزن مستبد رو دوست نداشتم بنظرم با استفاده از مسئله ارث و میراث داستان باور پذیر تر و ملموس تر میشد

۰
ati_ramos
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۹

کتاب‌های آگاتا ‌کریستی مثل همیشه عالی هستند

۰
alitak.f
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۸

لذت حقیقی رو با این کتاب تجربه کردم و برق از سرم پرید🤯 قاتل حتی جزو پنج تا حدس اولمم نبود🤣 🌟توی این روایت، شخصیت پردازی به بهترین شکل انجام شده🌟 انتقال اطلاعات مورد نیاز به مخاطب یه مقدار به کندی انجام...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

magical;
۱۲
آنها آن قدر زندانی بوده‌اند که اگر در ِ زندان باز هم بشود متوجه نمی‌شوند!
ati_ramos
۷
آدم بعضی وقتها تسلیم می‌شود چون از داد و قال می‌ترسد. بله، داد و قال واقعا چیز ناراحت‌کننده‌ای است. ولی به نظر من، آدم باید برای آزادی مبارزه کند؛ ارزشش را دارد.
ati_ramos
۶
همان طور که بدن را می‌شود ضعیف و ناتوان کرد، ذهن را هم می‌شود از رشد باز داشت.
sepid sh
۵
گاهی می‌گویم ای کاش می‌شد همه این چیزها را خراب کرد؛ همه این ساختمانها و کلیساها را. ای کاش همه این مذاهب و فرقه‌ها از بین می‌رفتند؛ آخر همیشه بینشان جنگ بوده. همیشه با هم کشمکش داشته‌اند.
نیکو👷‍♀️
۳
«همان به که انسان برای مردم بمیرد!»
Chica
۳
ــ معذرت می‌خواهم. ولی من با این نوع فرق گذاشتن بین زن و مرد اصلاً موافق نیستم. اینکه می‌گویند: «زن ِ مدرن نگاهش به زندگی بسیار جدی است»، به نظر من اصلاً درست نیست. بعضی زنها جدی و با لیاقت‌اند، بعضی‌ها هم نیستند. بعضی مردها احساساتی و کم‌عقل‌اند، بعضی‌ها منطقی و خوش‌فکرند. در بین هر دو جنس همه‌جور آدمی پیدا می‌شود. جنسیت فقط در جایی اهمیت دارد که مسائل جنسی مطرح باشد.
ایران آزاد
۲
ــ راستی، خانم کینگ، شما مسیحی هستید؟ ــ نمی‌دانم. قبلاً فکر می‌کردم که به هیچ دینی اعتقاد ندارم. ولی حالا مطمئن نیستم. گاهی می‌گویم ای کاش می‌شد همه این چیزها را خراب کرد؛ همه این ساختمانها و کلیساها را. ای کاش همه این مذاهب و فرقه‌ها از بین می‌رفتند؛ آخر همیشه بینشان جنگ بوده. همیشه با هم کشمکش داشته‌اند.
Tiyara_banani
۲
سرنوشت هر کسی در دست خودش است. آدمی که برای خودش ارزش قائل باشد، همتی می‌کند و زندگی خود را نجات می‌دهد. آدم نباید بنشیند و منتظر حوادث باشد. خودِ آدم هم باید حرکتی بکند.
Tiyara_banani
۲
جاه‌طلبی و اشتیاق به کسب قدرت سر منشأ بیشتر ِ شرارتهاست. اگر انسان بتواند به قدرت و جاه و مقام برسد، مغرور و متکبر و از خود راضی می‌شود. تازه، پس از مدتی از همه‌چیز دلزده می‌شود. اگر هم نتواند، کارش به تیمارستان می‌کشد. همه تیمارستانها شاهد این ادعای من هستند! تیمارستانها پر از آدمهایی است که نتوانسته‌اند به خواسته‌هایشان برسند؛ تحمل نداشته‌اند که آدمهای متوسط و ناچیز و بی‌عرضهای به نظر برسند. به همین دلیل، راهی یافته‌اند که از واقعیت فرار کنند. از زندگی فرار کرده‌اند.
Tiyara_banani
۲
آدمها معمولاً راست می‌گویند. علتش هم این است که راست گفتن آسانتر است! راستگویی بر قوای فکری آدم فشار کمتری وارد می‌کند! آدم می‌تواند یکی دو تا دروغ بگوید. حتی گفتن سه یا چهار دروغ هم سخت نیست. ولی هیچ‌کس نمی‌تواند دائم دروغ بگوید. به همین دلیل، حقیقت بالاخره آشکار می‌شود.