معرفی و دانلود کتاب جیب پر از چاودار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب جیب پر از چاودارsubscriptionAvailable

کتاب جیب پر از چاودار

نوع کتاب
۴.۵(از ۱۳ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جیب پر از چاودار

کتاب الکترونیکی «جیب پر از چاودار» نوشتهٔ آگاتا کریستی با ترجمهٔ مجتبی عبدالله نژاد در انتشارات شرکت کتاب هرمس چاپ شده است. این کتاب که از مجموعه داستان‌های خانم مارپل است در ۹ نوامبر ۱۹۵۳ در بریتانیا و در انتشارات کولینز کرایم کلوب و در همان سال در انتشارات داد، مید اند کمپانی در آمریکا به چاپ رسیده است.

درباره کتاب جیب پر از چاودار

«رکس فورتسکیو» در محل کار خود مسموم می‌شود و پیش از رسیدن به بیمارستان فوت می‌کند. فورتسکیو مردی ثروتمند بود که همراه همسر دومش «ادل» و دخترش «الین» و پسر بزرگش «پرسیوال» زندگی می‌کرد.

پزشکی قانونی اعلام می‌کند که مرگ فورتسکیو بر اثر مصرف سم توکسین بوده است. سروان " نیل" مأمور رسیدگی به این پرونده می‌شود و از افراد خانواده فورتسکیو و خدمه‌ای که در خانه‌ی او کار می‌کنند، بازجویی می‌کند. در خلال رسیدگی به پرونده آنچه برای پلیس عجیب است دانه‌های چاوداری است که رکس فورتسکیو به هنگام مرگ در جیب کت خود داشته است.

کتاب جیب پر از چاودار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌های جنایی و طرف‌داران آثار آگاتا کریستی و شخصیت خانم مارپل پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب جیب پر از چاودار

خانم گرانر مثل کسی که نوعی مراسم آیینی را اجرا می‌کند، با سینی چای از اتاق بیرون رفت. از دفتر اندرونی گذشت. از سالن انتظار که مشتریهای مهمتر در آنجا می‌نشستند، گذشت. وارد اتاق پیش‌تالار شد که اتاق مخصوص خودش بود و بالاخره رسید به اتاق کار آقای فورتسکیو که قدس‌الاقداس بود. آرام در زد و وارد اتاق شد.

اتاق کار آقای فورتسکیو بزرگ بود. پارکت کف اتاق برق می‌زد و فرشهای گرانقیمت شرقی با فاصله کف اتاق را پوشیده بود. دیوارها در نهایت ظرافت با قابهای چوبی کمرنگی تزئین شده بود و چند صندلی عظیم توپر با روکش چرمی زرد کمرنگ در اتاق دیده می‌شد. پشت میز غولآسایی از چوب افرا یعنی کانون و قلب اصلی اتاق، خود آقای فورتسکیو نشسته بود.

آقای فورتسکیو ابهت اتاقش را نداشت، اما خیلی هم با فضای اتاق ناهمخوان نبود. مردی بود هیکلی و شکم‌گنده با سر تاس براق. یکی از اداهایش این بود که در اتاق کارش در سیتی، کت و شلوار تویید گشادی می‌پوشید که بیشتر مخصوص ییلاقات بود. وقتی خانم گرانر با آن حالت خرامان و قومانند به میز کارش نزدیک شد، سرش پایین بود و اوراق روی میزش را نگاه می‌کرد. خانم گرانر سینی را روی کنار دستش گذاشت و با صدایی آرام و بیروح گفت:

ــ چای، آقای فورتسکیو.

بعد رفت تو اتاق پیشتالار پشت میزش نشست و مشغول کار خودش شد. دو تا تلفن کرد. چند تا نامه را که تایپ شده و روی میزش بود و آقای فورتسکیو باید آنها را امضا می‌کرد، غلطگیری کرد. تلفن زنگ زد. گوشی را برداشت و جواب داد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جیب پر از چاودار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:جیب پر از چاودار
موضوع:داستان خارجی، جنایی
نویسنده:آگاتا کریستی
مترجم:مجتبی عبدالله نژاد
انتشارات:انتشارات شرکت کتاب هرمس
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۱۲/۰۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۶۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۶۳-۶۱۲-۸
تعداد صفحه‌ها:۲۵۶ صفحه
قیمت کتاب:۷۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه کارآگاه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Khatere R. Z
۱۴۰۰/۱۲/۱۳

نسخه چاپی مطالعه کردم. خوب بود. حدس زدن قاتل راحت بود اما نحوه ی کشتنش نه! از سری رمان های خانم مارپل هست که فیلمش هم موجوده.

۰
𝑻𝒂𝒎𝒊𝒍𝒂
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۷

معمولا وقتی کتاب های آگاتا کریستی رو می خونم اضطراب و ترسی از قاتل ندارم و فقط از جریان معماییش لذت می برم، ولی این کتابی بود که پشتمو لرزوند! داستان، درباره ی قتل مرد پولداریه که ثروتشو از راه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

ramina
۴
آدمها معمولاً آن طور که خودشان فکر می‌کنند، نیستند.
ramina
۲
من همیشه جنبه منفی قضیه را می‌بینم. افسوس که اکثر اوقات آدم به این نتیجه می‌رسد که درست فکر می‌کرده و حق داشته از جنبه منفی به مسئله نگاه کند.
Aravir
۲
خدا کمکت کند، دخترم. آدم برای ادامه این زندگی، باید شجاعت زیادی داشته باشد.
ramina
۱
پات گفت: ــ ظالمانه است. خانم مارپل گفت: ــ بله، ظالمانه است، دخترم. اما متأسفانه زندگی بشر این طوری است.
ramina
۱
راه رفتنی را باید رفت.