با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب نفس اثر جیمز نستور

دانلود و خرید کتاب نفس

هنر فراموش شده درست نفس کشیدن

۵٫۰ از ۴ نظر
۵٫۰ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب نفس  نوشته  جیمز نستور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب نفس

کتاب نفس نوشته جیمز نستور است که با ترجمه علی‌اکبر عبدالرشیدی منتشر شده است. این کتاب به هنر فراموش شده درست نفس کشیدن می‌پردازد.

درباره کتاب نفس

اینکه چه می‌خوریم، چقدر ورزش می‌کنیم، چقدر لاغر یا جوان یا باهوش هستیم، هیچ‌کدام اهمیتی ندارند اگر به‌درستی نفس نکشیم. هیچ‌چیز به اندازۀ درست نفس کشیدن برای سلامتی و تندرستی ما ضروری نیست. نفس ستون گمشدۀ سلامت ماست. نفس کشیدن یعنی احساس کردن جهان پیرامون و درک زندگی... 

«راز بزرگ زندگی» چیزی نیست مگر درست نفس کشیدن. نفس کشیدن است که حالات روحی و روانی ما را تنظیم می‌کند. تعداد کمی از انسان‌ها درست نفس می‌کشند. آن‌ها که بدترین نوع اضطراب مزمن را دارند بدترین عادت نفس کشیدن را هم دارند. 

پس ریه‌های خود را باز کنیم، بدنمان را مستقیم بگیریم، حالات و ذهنمان را متوازن کنیم و درست نفس بکشیم. راحت‌تر بخوابیم، تندتر بدویم، تا عمق بیشتری از آب شنا کنیم و عمر طولانی‌تری داشته باشیم و تکامل بیشتری را تجربه کنیم.

جیمز نستور، نویسندۀ نفس، سابقۀ قلم زدن در نشریات معتبری چون ساینتیفیک امریکن، نیویورک تایمز، آتلانتیک و سانفرانسیسکو کرانیکل را در کارنامه دارد و هفت سال اخیر عمر خود را صرف نوشتن این راهنمای جذاب و کاربردی کرده است. نفس تا کنون به بیش از سی زبان دنیا ترجمه شده و هفته‌های متوالی در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز، وال‌استریت ژورنال و لس‌آنجلس تایمز بوده است. در این کتاب، نویسنده موضوع جذابی را مطرح می‌کند ـ چگونه نفس کشیدن. او نفس کشیدن را هنری می‌داند که ملاحظاتی علمی بر آن مترتب است و با درست نفس کشیدن می‌توان برخی از مشکلات جسمی و شاید روحی را درمان کرد. شاید هم بتوان دوباره، عطر گل‌ها را آن‌گونه که اجداد باستانی ما احساس می‌کردند دریابیم.

خواندن کتاب نفس را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به یک زندگی شاد پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب نفس

در پانزده‌سالگی، بیمار به خوردن غذاهای نرم‌تر و آماده‌تر روی آورده بود. بیشتر نان سفید خورده بود. آب‌میوه‌های شیرین‌شده نوشیده بود. سبزیجات کنسروشده و گوشت‌های چرخ‌کرده‌ای مصرف کرده بود که اغلب، از ضایعات بدن ـ و نه گوشت حیوانات ـ تشکیل شده‌اند. ساندویچ‌های آماده‌شده را ترجیح می‌داد و از انواع لقمه‌های آماده نوش جان می‌کرد. خلاصه، از چنان رژیم غذایی نرم، آماده و ساده‌ای استفاده کرده بود که دهانش نیازی به تکامل لازم پیدا نکرده بود. به‌قولی، صاحب دهانی عقب‌مانده و حتی کمترتوسعه‌یافته شده بود. همین بس که در دهانش، جایی برای قرار گرفتن سی‌ودو دندان روی فک‌ها وجود نداشت. به‌دلیل کمبود فضای لازم، دندان‌های پیشین و نیش کج و معوج و درهم‌فرورفته رشد کرده بودند. برای صاف و مرتب کردن دندان‌ها نیاز به ارتودونسی پیدا کرده بود. ارتودونسی و وجود سیم‌کشی، آن دهان کوچک را برای مدت سه سال، کوچک‌تر هم کرده بود. زبانش نتوانسته بود بین دندان‌ها، در جای مناسب، قرار گیرد. وقتی زبانش را از دهان خارج می‌کرد، آثار آن سیم‌کشی‌ها در دو طرف زبانش دیده می‌شد. همهٔ این‌ها عوامل مناسبی برای خروپف کردن‌های شبانهٔ او بودند.

هفده‌ساله که شده بود، به‌دلیل کمبود جا در فک، چهار دندان عقلش را کشیده و از دهانش خارج کرده بودند. قرار بود فضای دندان‌های عقلِ کشیده‌شده حجم دهانش را که حالا کوچک‌تر هم شده بود، باز کند. همین دهان کوچک باعث بروز حالت انسداد مجاری تنفسی شبانه شده بود. وارد دهه‌های سوم و چهارم عمرش که شد، تنفسش سخت‌تر و ناکارآمدتر شد. مجاری تنفسی‌اش بسته‌تر و مسدودتر شدند. صورتش دراز و دچار کشیدگی عمودی شده بود. چشم‌هایش گود افتاده و گونه‌هایش نرم و پف‌کرده شده بودند و پیشانی‌اش سراشیب شده بود. بینی‌اش هم مثل یک تکه‌سنگ از وسط صورتش بیرون زده بود.

خود من دهان ضعیف و تکامل‌نیافته، گلوی لاغر و جمجمهٔ کوچکی دارم. در اتاق معاینهٔ دانشگاه استنفورد، روی صندلی نشسته‌ام. رئیس بخش حنجره‌شناسی و مرکز جراحی سر و گردن مشغول معاینهٔ من است. چند دقیقه است که دکتر جایاکار نایاک۱۲، جراح خیشوم، بینی و سینوس، در حال معاینه‌ام است. از داخل بینی‌ام آندوسکوپی می‌کند. آن‌قدر در بینی‌ام فرورفته که انگار به داخل سرم رسیده است. خیال می‌کنم همهٔ محتویات کله‌ام توی حلقم ریخته است.

دکتر نایاک می‌گوید: «بگو اَاَاَ...»

دکتر نایاک موهای مجعد سیاهی دارد. عینکش مربع‌شکل است. کفش کتانی راحت مخصوص دویدن به پا دارد. یک روپوش سفید هم پوشیده است. من به لباس و صورتش نگاه نمی‌کنم. عینکی به چشمم زده‌اند که مشغول پخش زندهٔ ویدئویی محتویات داخل سینوسم است. با حرکت دوربین آندوسکوپی به داخل سینوسم، برجستگی‌های داخل بینی و سینوس آسیب‌دیده‌ام در برابر چشمانم نشان داده می‌شوند. سعی می‌کنم سرفه نکنم، نخندم یا کاری انجام ندهم که باعث به هم خوردن نظم معاینه شود. دوربین آندوسکوپی باز هم عمیق‌تر فرومی‌رود.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
ی آدم
۱۴۰۱/۰۳/۱۹

لطفا به بخش بینهایت اضافش کنید

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۸۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۵۶۶-۱۵-۴
تعداد صفحات۲۸۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۴۰۰/۱۲/۰۷
شابک۹۷۸-۶۲۲-۷۵۶۶-۱۵-۴