
کتاب بیژن و منیژه
۵٫۰
(۱)
خواندن نظراتمعرفی کتاب بیژن و منیژه
«بیژن و منیژه» نمایشنامهای به قلم محمود عزیزی( -۱۳۲۳)، نمایشنامهنویس ایرانی است. این نمایشنامه، برداشتی آزاد از داستان بیژن و منیژه از شاهنامه فردوسی است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«منیژه: باز من، مرد بازرگان.
رستم: دیگر چه میخواهی؟ به سان هرزهزنان میمانی اما... همراهت کجاست؟
منیژه: آن جا در آن گوشه، مرد بازرگان، توهین کردی، توهین میکنی هنوز. ناشناخته، چگونه میتوانی قضاوت کنی؟ چه میدانی که در دل این هرزه زننما چه میگذرد. چه میدانی که من از چه جایگاه و منزلتی برخوردار بودم و حال به خاطر تمنای دلم، دربدر و درمانده شدهام. مردی را میخواهم که از دیار ایران است. من دخت افراسیابم. دلدادگی من به او، خشم پدر برافروخت. هم من سرخورده شدم و هم آن جوان از دیار ایران گرفتار. او هم ا کنون در چاهی زندان است. من از توی بازرگان میخواهم تا اگر تبار او را میشناسی، آنان را آگاه کنی روز وشب در پی هم میگذرند و او از میان میرود و من در پی او. نام او بیژن است و دیگر هیچ نمیدانم. تنها میتوانم این نشان از او بر تو گویم که او رخساری دارد به گونهی سیاوش، سیاوشی که من ندیدهام ولی رخسار او زبانزد عام و خاص است. او از تبار خود چیزی نمیگوید ولی دلیر مردی است بیهمتا.
رستم: ای زن، قبل از این که خشم من فزونی گیرد از این جا دور شو. من نه تبار دل داده تو را میشناسم و نه از ایرانیان کسی. چگونه فکر میکنی؟ من بازرگان هستم. ولی اگر بخواهی میتوانم دستور دهم تا طعامی برای تو و همراهت فراهم کنند تا بتوانی به دلدادهی خود غذای گرم دهی. باشد تا او و تو را افراسیاب ببخشد و هر دوی شما از بند رها شوید.»
خلیفه در قرآن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ناصر خزائی
مسافر بی توشه و زندگی یک هنرمندژان آنوی
میرزاوحید عالم
مدل های نوآوریجان فریمن
پرنیان خیالحیات اله پایانی
ارگونومی و آسیبهای ناشی از هازاردهای فیزیکیمریم شفاعت
تانگوی تخم مرغ داغاکبر رادی
آهسته با گل سرخاکبر رادی
شکلگیری تئاتر رئالیستی در ایران و چند مقاله دیگرغلامحسین دولتآبادی
مردی کنار روداکبر رادی
اون آقا، اون خانوم: نمایشنامهژان پییر مارتینز
مبانی آموزش چندفرهنگیرضا قلی زاده شمس
قصه باغ زالزالک و پهلوان کچل و اژدهاداوود فتحعلیبیگی
طنزآوران جهان نمایش ۱۱برایان فیلان
ابرها هم پس از مدتی از گریستن باز می ایستندموسی شریفی (توفیق)
عاشق ابر سپیدچیستا یثربی
خندهی پنهانغلامحسین دولتآبادی
آرچی در قصر ارواحوندی مس
دست های سرخ و نازلی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سعید شاپوری
نمایشنامهخوانها روی صحنهآرون شپرد
از اینجا تا ابدیت، غرب غمزده، اینجا کسی نمرده استمسعود دلخواه
داستان ها روی صحنهآرون شپارد
شب تا به روز، سال کبیسه عیسینادر عیسیور
بازی های نمایشی برای کارگاه تئاترفاطمه حسینی
پنج نمایشنامه برگزیده کودک و نوجوانایرج صادقی طاری
اصول درامنویسی برای رادیوایوب آقاخانی
صد و دوازده بازی برای بازیگران جوانگوین لوی
چهار نمایشنامه برگزیده کودککیومرث قنبریآذر

نظرات کاربران
عالی بود لذت بردم