معرفی و دانلود کتاب همه چیز، همه چیز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب همه چیز، همه چیز
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب همه چیز، همه چیز

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۶۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
نیکولا یون، نازیلا محبی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب همه چیز، همه چیز

رمان عاشقانهٔ همه‌چیز همه‌چیز اولین رمان نیکولا یون نویسنده خوش‌اقبال جامائیکایی - آمریکایی از ابتدای انتشارش در سال ۲۰۱۵ با استقبال خوب خوانندگان و منتقدان مواجه شده و ۴۰ هفته در صدر لیست کتاب‌های پرفروش قرار گرفته. از این رمان فیلمی هم با همین نام در سال ۲۰۱۷ ساخته شده است. کتاب همه چیز همه چیز، نوشتهٔ نیکولا یون داستان زندگی دختری است که به بیماری نادر نقص ایمنی مرکب مبتلا است و به همین دلیل تابه‌حال از خانه خارج نشده است. اما با آمدن همسایه‌ای جدید شرایط برای او عوض می‌شود.

دومین رمان یون خورشید هنوز یک ستاره است نیز همانند کتاب اول در فهرست نیویورک‌تایمز در صدر کتاب‌های پرفروش قرار گرفت و ترجمه فارسی آن نیز در ایران با استقبال روبه‌رو بوده است.

درباره کتاب همه چیز همه چیز

همه چیز همه چیز، نوشتهٔ نیکولا یون داستان زندگی مادلین است. دختری که به بیماری نادر نقص ایمنی مرکب مبتلا است. به همین دلیل نمی‌تواند در محیط‌های عمومی حضور پیدا کند یا با چیزهای غیربهداشتی تعامل داشته باشد. مادلین هفده سال دارد و باید مثل بقیهٔ هم سن و سال‌هایش پر از انرژی و سرشار از تجربه باشد. اما مادلین تابه‌حال از خانه خارج نشده است و به جز مادر و پرستارش، کسی را ندیده است. زندگی او به مادر، پرستار و کتاب‌هایش خلاصه شده است. زمانی که همسایهٔ جدیدی به خانهٔ بغلی آن‌ها اسباب‌کشی می‌کنند همه چیز تغییر می‌کند. بعد از گذشت مدت کوتاهی، مادلین با پسر خانواده رابطهٔ دوستانه‌ای برقرار می‌کند. این بزرگ‌ترین ریسکی است که مادلین در زندگی‌اش انجام داده است.

درباره نیکولا یون

نیکولا یون در سال ۱۹۷۲ در جامائیکا متولد شد. شهرت او بیشتر به‌خاطر کتاب همه چیز همه چیز است. در سال ۲۰۱۶ نیز کتابی با عنوان «خورشید هم یک ستاره است» نوشت که آن هم به‌زودی به فیلم تبدیل شد.

کتاب همه چیز همه چیز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به رمان‌های عاشقانه پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب همه چیز همه چیز

هیئت استقبال

می‌گویم: «کارلا، این‌بار مثل اون دفعه نمی‌شه.» دیگر هشت‌ساله نیستم.

شروع می‌کند: «ازت می‌خوام قول بدی ...» اما حالا دیگر درحال کنار زدن پرده‌ها و پشت پنجره‌ام.

من برای آفتاب درخشان کالیفرنیا ساخته نشده‌ام. برای تماشای آن بر فراز آسمان و تابش گرم و سفیدش در آسمان روشن و صاف آمادگی ندارم. کور می‌شوم. اما بعد مه سفیدرنگ مقابل چشم‌هایم کم‌کم کنار می‌رود. همه‌چیز نورانی است.

کامیون را می‌بینم و تصویر سایه‌نمای زنی نسبتاً مسن را که به این‌سووآن‌سو می‌دود، حتماً مادر خانواده است. مردی نسبتاً مسن را عقب کامیون می‌بینم، یعنی پدر خانواده و دختری را که شاید یک‌کمی کوچک‌تر از من باشد می‌بینم، دختر خانواده.

بعد او را می‌بینم. قدبلند و لاغراندام است و سرتاپا مشکی‌پوشیده: تی‌شرت مشکی، شلوار کتان مشکی، کفش ورزشی مشکی و کلاه بافتنی مشکی که موهایش را به‌طور کامل می‌پوشاند. رنگ پوستش سفید است با هاله‌ای از برنزهٔ عسلی روشن و چهره‌اش زاویه‌های تندی دارد. از عقب کامیون، جایی که نشسته، پایین می‌پرد و نرم و چابک از راه ماشین‌روی جلوی خانه رد می‌شود، طوری حرکت می‌کند که انگار اثر جاذبهٔ زمین روی او متفاوت از بقیهٔ ماست. درجا می‌ایستد، سرش را به یک سمت خم می‌کند و به بالا، به خانهٔ جدیدش طوری زل می‌زند که انگار معما است.

چند لحظه بعد کمی روی پنجه‌هایش جست‌وخیز می‌کند. یک‌دفعه با آخرین سرعت از دیوار تقریباً دو متری خودش را بالا می‌کشد. به لبهٔ پنجره‌ای چنگ می‌زند و یکی‌دو ثانیه‌ای از آن آویزان می‌ماند و بعد چهاردست‌وپا روی زمین می‌آید.

مادرش می‌گوید: «آفرین، آلی.»

پدرش تشر می‌زند: «بهت نگفتم دست از این کارات برداری؟»

اعتنایی نمی‌کند و همان‌طور دولا روی زمین می‌ماند.

کف دستم را روی شیشه فشار می‌دهم و طوری نفسم را در سینه حبس می‌کنم که انگار آن شیرین‌کاری جنون‌آسا را خودم انجام داده‌ام. نگاهم از او تا دیوار و لبهٔ پنجره می‌رود و دوباره به سمتش برمی‌گردد. دیگر دولا نیست. سرش را بالا آورده و به من زل زده است. چشم‌توچشم می‌شویم. بفهمی‌نفهمی دلم می‌خواهد بدانم که او در پنجرهٔ من چه می‌بیند (دختر عجیب سفیدپوش با چشم‌هایی که از تعجب گرد شده). با دیدن من نیشش باز می‌شود و دیگر از آن چهرهٔ خشن و جدی خبری نیست. سعی می‌کنم متقابلاً لبخند بزنم اما به‌جای آن از فرط دستپاچگی به او اخم می‌کنم.

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب همه چیز، همه چیز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابهمه چیز، همه چیز
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهنیکولا یون
مترجمنازیلا محبی
انتشاراتنشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۹/۳۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳۴.۷۴ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۷۴۰-۱۳-۱
تعداد صفحه‌ها۲۸۸ صفحه
قیمت کتاب۳۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

به دنبال آلاسکا
۱۴۰۱/۰۱/۱۱

کتاب درمورد دختریه که بخاطر بیماری عجیبی که بهش مبتلا هست نمیتونه از خونه بیاد بیرون و کسی رو لمس کنه ۱۷ سال از عمرش به همین منوال میگذره تا اینکه همسایه جدیدشون زندگی هر دوتاشونو عوض میکنه و … خیلی حس...بیشتر

۰
دانش‌آموز گم شده‌ی هاگوارتز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۳

خب این کتاب بنظرم من علاوه بر اینکه عاشقانه بود بازتاب اتفاق‌هایی که افتاده رو تو زندگیمون نشون داد نشون داد زنده بودن فقط نفس کشیدن نیست بلکه زندگی کردنه خب من بعد از تموم کردن کتاب رفتم سراغ فیلمش چون...بیشتر

۱
anne;)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۲

کتاب بسیار جالبی هست و داستان قشنگ و جذابی داره کتابیه که میشه باهاش خیلی خوب ارتباط برقرار کرد

۰
وردة الحمراء
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۶

کتاب قشنگی بود ولی شخصیت ها با فیلم خیلی متفاوت بود. میتونست تراکم و کشش قشنگ تری داشته باشه و بعد از پایان هر فصل خیلی تیز نپره یه جای دیگه و با حوصله و نرمی ادامه بده. صحبت هاشون...بیشتر

۰
سارینا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۲۸

جالب بود. کاملا نشون میده که باید از تک‌تک لحظه های زندگیت لذت ببری و نفس کشیدن با زندگی کردن فرق داره.خوندنش رو به همه پیشنهاد میکنم. و البته از پایان هیجان انگیزش غافل نشیم!

۰
elahe^^
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۰۱

کتاب حس عجیب و جالبی داشت نویسنده خیلی خوب خودش رو جای دختر گذاشته بود و همه چیز رو عالی توصیف کرده بود. حس میکنم کتاب یکمی فانتزی هم داشت و یکم کتابو عجیب کرده بود... فیلم هم ازش ساخته شده ولی...بیشتر

۰
زهرا خ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۳

یه عاشقانه کاملا زیبا که اشک داخل چشم آدم جمع میکنه حتما بخونید طولانی نیست اما زیباست🤩

۰
مبینا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۵

خیلی دوست داشتم این کتابو واقعا کتاب خوبی بود. نمیتونم بگم بهترین تینیجری عاشقانه ای بود که خوندم ولی توصیف و شخصیت پردازی هارو دوست دارم. اخرش کمی زود تموم شد به نظرم جا داشت داستان ادامه پیدا کنه

۰
blue
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

لذت‌بخش بود یه جورایی فضای کتاب و صحنه هاشو خیلی خوب میتونستم تو ذهنم تجسم کنم که برای باقی کتاب ها اینطوری نیست برام همیشه

۰
بهنوش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۲

خیلی داستان جذاب و دوست داشتنی بود ،نویسنده عالیه

۰
سبز لیمویی
۱۴۰۴/۰۶/۳۰

ردپای خورشید هنوز یک ستاره است رو توش احساس می کردم... همون حس لطیف و دوست داشتنی...

۰
کاربر 7586184
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۹

یکی از عالی عالی ترین کتاب های عمرم بود بر خلاف کتاب های دیگه اصلا کسل کننده نبود و تو ۶ روز تمومش کردم

۰
Yasmin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۳۱

یک داستان خاص و دوست داشتنی با یک عشق لطیف و زیبا.... روند داستان اصلا خسته کننده نیست و حتی میشه گفت انقدر جذاب که به شخصه کل کتاب را یک روزه تمام کردم. بخونید، از تک تک لحظه هاش لذت ببرید...بیشتر

۰
بانوی دکمه ها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۸

انتظار این پایان رو نداشتم

۰
BAHAR
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۰۴

عالی

۰

بریده‌هایی از کتاب

raha
۱۸
«یه‌کم با مادرت وقت بگذرون. پسرا می‌آن و می‌رن، اما مادرها همیشه هستن.»
Tina
۱۴
خواستن فقط منجر به بیشتر خواستن می‌شود. آرزوها تمامی ندارند.
raha
۱۴
«اگه پشیمون نشی، زنده نیستی.»
Tina
۸
فقط با چشم دل می‌توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است.
Tina
۸
در حقیقت تنها آرزوی یک چیز را دارم، درمانی سحرآمیز که باعث شود آزادانه مانند حیوانی افسارگسیخته بیرون بدوم، اما هرگز آرزویش نکرده‌ام؛ چون غیرممکن است.
Pikhosh
۶
اگه پشیمون نشی، زنده نیستی.
Pikhosh
۶
عشق به همه‌چیز می‌ارزد. به همه‌چیز.
توفنده متیو
۵
من هیچ‌وقت به آخر همهٔ راه‌هایی که می‌خواهم در کنار او باشم، نخواهم رسید.
eloohii
۵
عشق به همه‌چیز می‌ارزد. به همه‌چیز.
توفنده متیو
۴
«اگه پشیمون نشی، زنده نیستی.»