با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دیروز

دانلود و خرید کتاب دیروز

۴٫۲ از ۱۳ نظر
۴٫۲ از ۱۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دیروز  نوشته  هاروکی موراکامی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب دیروز

«دیروز» کتابی نوشته هاروکی موراکامی( -۱۹۴۹) نویسنده ژاپنی و یک «داستان بلند» (داستانی بین رمان و داستان کوتاه) است. این داستان پیرامون یک دانش‌آموز ژاپنی در آستانه ورود به دانشگاه و چالش‌های روحی او در زمان دانشجویی و رویارویی‌اش با این بخش از زندگی است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «به نظرم جفنگ آمد. با این حال اقرار می‌کنم دلم می‌خواست اِریکا را ببینم. همچنین دلم می‌خواست می‌فهمیدم چرا باید یک دختر زیبا مثل او با آدم عجیبی مثل کیتارو بُر بخورد. من همیشه جلوی آدم‌های تازه، کمی خجالتی بوده‌ام، اما کنجکاوی‌ام برای شناختن‌شان هرگز کم نبوده است. پرسیدم: «چقدر باهاش پیش رفته بودی؟» ـ منظورت...؟ ـ آره. به جاهای باریک هم کشیده بود؟ کیتارو سرش را تکان داد: «نمی‌تونستم. از وقتی کوچیک بود اونو می‌شناختم. خجالت‌آوره، می‌دونی؟ اگه یه دختر دیگه بود، شاید می‌تونستم، اما... به نظر اشتباه می‌رسید. می‌فهمی؟» اما من نفهمیدم چه می‌گوید. کیتارو گفت: نمی‌تونم اِریکا رو تصور کنم. می‌دونی انگار کار اشتباهیه. این‌جور مواقع یه آدم دیگه رو تصور می‌کنم. کسی که اون‌قدرا دوستش نداشته باشم. تو چی فکر می‌کنی؟ به موضوع فکر کردم، اما هیچ نتیجه‌ای نداشت. این‌جور مسائل دیگران به من دخلی نداشت؛ مسائل خودم را می‌توانستم درک کنم. کیتارو گفت: «بگذریم، بذار یه روز سه تایی با هم بریم بیرون. بعد می‌تونی تصمیم بگیری.» سه نفرمان، من، کیتارو و دختره که اسم کاملش اِریکا کوریتانی بود، یکشنبه بعدازظهر در کافه‌ای نزدیک ایستگاه دن‌ئن‌چوفو یکدیگر را ملاقات کردیم. هم‌قد کیتارو بود، خوب خودش را برنزه کرده بود، یک بلوز سفید آستین‌کوتاه و دامن کوتاه آبی ملوانی پوشیده بود. یک دختر دانشجوی بالاشهری قابل احترام تمام‌عیار! به اندازه‌ی عکسش جذاب بود، اما چیزی که بیشتر از ظاهرش مرا جلب کرد، سرزندگی‌ای بود که بدون زور زدن از چهره‌اش می‌تراوید. نقطه‌ی مقابل کیتارو بود، کسی که در مقایسه کمی رنگ‌ورورفته بود.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۲)
Dentist
۱۳۹۸/۰۳/۰۵

پسری که سال های اول دانشجوییش رو میگذرونه با شخصی به اسم کیتارو آشنا میشه که به دختری به نام اریکا علاقه منده ولی چون هنوز موفق به ورود به دانشگاه نشده، نمیتونه با اون دختر در ارتباط باشه.. همون فضای

- بیشتر
mohammad v
۱۳۹۹/۰۱/۰۸

بعد از خواندن کتاب آهنگ یستردی که در کتاب بهش اشاره شده رو به عنوان تیتراز پایانی گوش کنید شما هم با هر با شنیدن این اهنگ یاد ماجرا میوفتید. لذت بخش بود

❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
۱۳۹۷/۰۴/۱۳

عااااالی ، ترجمه عالی

Ho3ein Mosavi
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم حس و حالش برام جالب بود خصوصا پایانش که یه جورایی باز تموم شد و اطلاعات کاملب در اختیارمون نذاشت که دقیقا چی شده جدا از این کتاب یه کتاب دیگه این

- بیشتر
حسین محمدی
۱۳۹۵/۰۵/۰۸

خیلی خوشم اومد ولی همه ی داستان های موراکامی یه جوری تموم میشه؟ کسی نظری نداره؟

amir
۱۳۹۵/۰۷/۱۶

داستان کوتاه و جالبی بود....ارزش خوندن رو داشت

zahraghh
۱۳۹۵/۰۷/۱۹

لذت بردم

شاتقی
۱۳۹۶/۰۳/۰۸

ترجمه خوب. میل به دنبال کردن داستان. طبق استانداردهای داستان های موراکامی

sahar
۱۳۹۷/۱۲/۰۵

چه ترجمهٔ قشنگی.

*نرگس*
۱۳۹۸/۰۲/۱۱

جالب بود.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۶)
«دیروز دو روز قبل از فرداست، و یک روز بعد از دو روز قبل است. »
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
کی مجبورت کرده؟ این زندگی توئه. تو باید هر کاری می‌خوای انجام بدی و اهمیت نده که دیگران چه فکری می‌کنن.
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
هنوزم دقیقاً نمی‌دونه دنبال چی هست. برای همین پیشرفتی توی زندگیش دیده نمی‌شه. اگه ندونی دنبال چی هستی، پیدا کردنش غیرممکنه.
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
وقتی به خودم در بیست‌سالگی نگاه می‌کنم، تنهایی و تنها بودن را می‌بینم. دختری کنارم نبود که به قلب و روحم گرما ببخشد و دوستی نداشتم که بتوانم با او احساس راحتا کنم؛ نه برنامه‌ای برای کارهای روزمره‌ام و نه بینشی برای آینده‌ام. اکثراً توی خودم بودم. گاهی یک هفته را بدون حرف زدن با دیگران می‌گذراندم.
Ho3ein Mosavi
خواب و رؤیاها چیزایی هستن که می‌تونی قرض بدی و قرض بگیریشون.
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
موسیقی این قدرت را دارد که به خاطرات جان ببخشد، گاهی آن‌قدر قوی است که آزارت می‌دهد.
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
اما وقتی به خودم در بیست‌سالگی نگاه می‌کنم، تنهایی و تنها بودن را می‌بینم. دختری کنارم نبود که به قلب و روحم گرما ببخشد و دوستی نداشتم که بتوانم با او احساس راحتا کنم؛ نه برنامه‌ای برای کارهای روزمره‌ام و نه بینشی برای آینده‌ام. اکثراً توی خودم بودم. گاهی یک هفته را بدون حرف زدن با دیگران می‌گذراندم. این مدل زندگی یک سال ادامه داشت. سال طول و درازی بود. این مدت، زمستانی سرد بود که پشت سر گذاشتم و پیشرفتی ارزشمند در درونم بر جای گذاشت، البته خیلی مطمئن نیستم. آن زمان من هم هر شب از پنجره‌ی کشتی به ماه یخ‌زده خیره می‌شدم؛ ماه شفاف، به ضخامت هشت اینچ. ولی من آن ماه را تنها تماشا می‌کردم و قادر به تقسیم کردن زیبایی آن با کس دیگری نبودم. «دیروز دو روز قبل از فرداست و یک روز بعد از دو روز قبل است. »
hasti
اگر به من بود دوست داشتم کل زندگی‌ام را در یک جعبه بچپانم و بعد دور بیندازمش؛ جعبه‌ی زندگی‌ام را پرت کنم وسط شعله‌های آتش و بایستم به تماشای سوختن و دود شدنش
Shadi
«اگه ما جفتمون مستقیم به دانشگاه رفته بودیم، زندگیمون گرم و منطقی می‌شد، اما دو بار توی کنکور خراب کردم و الان وضعیتمون اینه. دقیقاً مطمئن نیستم چرا، اما همه چیز خیلی به هم ریخته. من هیچ‌کس رو مقصر نمی‌دونم، چون همش تقصیر خودمه. »
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
«کنجکاوی! عطش برای دانستن. » ـ به همین ترتیب حلقه‌های رشدمون رو ارتقا می‌دیم.
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۵/۰۱
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۴۰۴-۰۳۴-۱‬
تعداد صفحات۵۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۵,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۵/۰۱
شابک‭۹۷۸-۶۰۰-۴۰۴-۰۳۴-۱‬