معرفی و دانلود کتاب شهربازی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شهربازیsubscriptionAvailable

کتاب شهربازی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۳۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
استفن کینگ، زهرا چفلکی
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شهربازی

کتاب الکترونیکی «شهربازی» نوشته استیون کینگ با ترجمه زهرا چفلکی در نشر روزگار چاپ شده است. کتاب شهربازی به قلم نویسنده‌ٔ نام‌آشنای آمریکایی، استیون کینگ به روایت داستان دوین جونز می‌پردازد؛ مردی که به‌عنوان شغلی تابستانی در یک کارناوال مشغول به کار می‌شود. دوین با قلبی شکسته به شهربازی می‌رود و امیدوار است کارکردن بتواند زخم‌هایش را التیام ببخشد. اما شهربازی مخوف‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. دختری در مسیر تونل وحشت به طرز وحشیانه‌ای کشته شده و حالا کارگران شهربازی گمان می‌کنند روح آن دختر، برای انتقام برگشته است. تمام زندگی دوین تغییر می‌کند. قتل‌ها مثل شبکه‌ای تار عنکبوت به هم می‌پیوندند و خیانت‌های خون‌آلود برملا می‌شود. این اثر افتخارات متعددی از جمله پرفروش‌ترین کتاب نیویورک‌تایمز را از آن خود کرده است. از دیگر آثار پرفروش‌ استیون کینگ می‌توان به قبرستان حیوانات خانگی، احساسی که فقط به زبان فرانسه قابل بیان است، هرآنچه دوست داری، از دست خواهی داد، مرگ جک همیلتون و خواهران کوچک ایلوریا اشاره کرد.

شاید کینگ ترسناکترین داستانش را برای دکتر اسلیپ نگه داشت، ولی در نهایت شهربازی از آن هم بهتر بود.

Complex's Best Books of 2013

درباره کتاب شهربازی

داستان شهربازی در یک شهر کوچک در کارولینای شمالی در سال ۱۹۷۳ روایت می‌شود. وین جونز که دانشجوی کالج است، تصمیم می‌گیرد در تعطیلات تابستان سر کار برود. او که به‌تازگی یک شکست عشقی را تجربه کرده، اصلاً اوضاع‌واحوال خوبی ندارد. سر کار رفتن او نیز با حوادثی عجیب همراه است از جمله: روبه‌رو شدن با میراث یک قتل شرورانه، مواجهه با یک کودک در حال مرگ، گرفتاری دانشجویان در دستان قاتلی دیوانه و بسیاری از ماجراهای دیگر که خواب را از چشمانتان می‌ربایند. نیمه‌ی اول داستان شیرین و البته همراه با نشانه‌هایی تهدیدآمیز است. نیمهٔ دوم، کتاب مهیج‌تر می‌شود و شما با یک معمای قتل کامل روبه‌رو خواهید شد. کلاف سردرگمی که هر چه تلاش کنید نمی‌توانید از آن سر در بیاورید. در روایت این داستان از کلماتی استفاده شده است که در دنیای واقعی بر چیزی دلالت نمی‌کنند.

شهربازی‌ای که چیزی به جمع‌شدنش باقی نمانده، یک شبح و یک قاتل زنجیره‌ای را در خودش جای داده است اما نقطهٔ عطف داستان، جایی دیگر نهفته است. شهربازی کینگ به طرز عجیبی من را به جوانی خودم، زمانی که روی دستگاه‌های عمو میلتی در بایون کار می‌کردم برگرداند.

George R.R Martin

جوایز و افتخارات کتاب شهربازی:

- پرفروش‌ترین کتاب نیویورک‌تایمز

- بهترین کتاب آمازون

- نامزد جایزه گودریدز در سال 2013

- نامزد جایزه ادگار

- نامزد جایزه آنتونی در سال 2014

کتاب شهربازی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر به ژانر وحشت و رمان‌های هیجانی و معمایی علاقه دارید و شهامت دنبال‌کردن ماجراها را دارید، این کتاب را از دست ندهید.

بخشی از کتاب شهربازی

سپتامبر و اوایل اکتبر، آسمان شمال کارولینا صاف و هوا گرم بود. حتی ساعت هفت صبح هم گرما را حس می‌کردی. من آن ساعت‌ها از پله‌های خارج از اتاقم که در طبقهٔ دوم قرار داشت، پایین می‌آمدم. اگر قبل از رفتن ژاکت نازکم را همراهم برمی‌داشتم؛ در نیمهٔ مسیر سه مایلی بین شهر تا شهربازی، محکم آن را دور کمرم می‌پیچیدم.

اولین ایستگاهم قنادی بتی بود. یکی دوتایی از آن کروسان‌های تازه و گرم می‌خریدم. سایه‌ام کمی آن‌طرف‌تر روی شن‌ها دنبالم می‌آمد. گال‌های ۲ امیدوار با حس بوی کروسان‌ها و کاغذهای روغنی‌شان، بالای سرم پرواز می‌کردند.

دور و بَر ساعت‌های پنج که از شهربازی برمی‌گشتم (گاهی کمی دیرتر می‌آمدم. در خلیج بهشت هیچ‌کس منتظرم نبود. انگار شهر با تمام شدن فصل تابستان، آمادهٔ عزیمت به خواب زمستانی می‌شد.) سایه‌ام روی آب قدم می‌زد. اگر دریا موج می‌خورد، سایه می‌لرزید و دور خودش چرخ می‌زد. انگار هولا هولا می‌رقصید.

با اینکه کاملاً مطمئن نیستم اما به نظرم برای اولین بار آن پسر بچه، زن و سگشان را در همان پیاده‌روی‌ها دیدم. ساحلی که بین شهر و وسایل چشمک‌زن شهربازی فاصله می‌انداخت، با چند ردیف خانهٔ ساحلی و تابستانی تزیین شده بود. خیلی از خانه‌های ساحلی شیک و گران‌قیمت بودند اما بیشترشان بعد از روز کارگر، تخلیه شدند. این که می‌گویم ربطی به بزرگ‌ترین خانهٔ ساحلی نداشت. آن خانه مثل یک قلعهٔ چوبی سبز به نظر می‌رسید. پیاده‌روی باریکی از پانسیون بزرگ پشت خانه جدا شده و به سمت گیاهان دریایی و شن‌های سفید ساحل می‌رفت. انتهای پیاده‌رو، میز پیک‌نیکی قرار داشت که آفتابگیر ساحلی سبز رنگی روی آن سایه می‌انداخت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شهربازی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشهربازی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهاستفن کینگ
مترجمزهرا چفلکی
انتشاراتنشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۷/۰۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۶.۱۳ مگابایت
شابک‬۹۷۸-۶۲۲-۲۳۳-۱۷۰-۲
تعداد صفحه‌ها۲۸۴ صفحه
قیمت کتاب۵۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

kiarasch47
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۶

استیون کینگ از اون دسته نویسنده هاست که خیلی ها با آثار ژانر وحشت میشناسنش ولی بارها ثابت کرده که در ژانرهای دیگه هم میتونه به خوبی یک داستان رو روایت کنه. این کتاب هم در واقع فرصتی بود تا...بیشتر

۳
آلیس در سرزمین نجایب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۳

دوین جونز تنها یه ویژگی تو‌ خودش می‌بینه: این‌که عاشق وندی کیگان باشه. وقتی وندی و دوین برای مدتی از هم دور میشن، دوین تصمیم می‌گیره برای کار بین ترم‌های دانشگاه به خلیج بهشت بره و تو یه شهربازی کار کنه. از...بیشتر

۶
زیبای پاییز 🍁
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۰۱

من چاپی این کتاب رو همین امروز تموم کردم و می‌خوام تا حال و هواش از ذهنم نپریده نظرم رو بگم. من قبلا از این نویسنده چیزی نخونده بودم. تو نمایشگاه کتاب یه آقایی با اصرار فراوان گفت این رو بخر و...بیشتر

۰
philo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۲۳

این اولین کتابی بود که از کینگ خوندم و میشه گفت واقعا لذت بردم. بیشتر جنایی و راز الود و غمگینه تا ترسناک. اولای کتاب روند کندی داره و طول میکشه تا داستان سر و پا بگیره ولی همون هم برای...بیشتر

۰
کرم کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۳

بازهم یک رمان زیبا و متفاوت از استاد کینگ.‌ از ابتدا تا انتهای داستان با فضاسازی های زیبای آقای کینگ یک حس خوب درون روحت رسوخ پیدا میکند. انگار که تو هم بخشی از این زندگی زیبا و دل انگیز هستی....بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۲۰

کتابی عالی همراه با عشق،طنز،جنایت،معما و وحشت است، من نه فیلمهای وحشتناک میبینم ونه کتابهایشان رامیخوانم ولی این کتاب چیزدیگریست، ازخواندنش واقعن لذت بردم.

۰
Masoud Booshadi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

سالهاست که خوندن کتابهای استیفن کینگ تبدیل به یه تجربه کسل کننده شده. تبلیغات بی معنی برای کتاب‌ها، مثلا گفتن اینکه این ترسناک ترین کتاب کینگ بعد از دکتر اسلیپه، حالا دکتر اسلیم خودش یه روده درازی بیهوده است برای...بیشتر

۰
maryam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۳

یکی از قشنگترین رمان هایی بود که خوندم🤍✨

۰
ستاره
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۳

قبل از اینکه نظرمو بگم : اگه دنبال یک کتاب پر هیجان طوریکه قلب تون از سینه در بیاد و حین خواندن کتاب تند تند بزنه فقط و فقط کتاب های (گیوم موسو) نویسنده معروووووووف فرانسوی رو بخونید. حالا در...بیشتر

۰
mehrafrooz
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۰

بیشتراز نصف کتابو خوندم نه هیجانی نه تعلیقی اصلا موضوع جنایی نبود.یه داستان خیییلی معمولی از روزای معمولی آدما بود.

۰
Farhadmarch
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۲

اگر فقط دنبال ژانر وحشت و جنایی هستید که از اول جنایی بودن و وحشت رو حس کنید این از اون دسته کتابا نیست کتابی هستش که بیشتر زیبایی وجود یک شهر بازی و دقدقه های یه نوجوون و در نهایت...بیشتر

۰
کاربر ۲۴۹۰۳۷۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۱

مشخصه نویسنده زمان زیادی رو برای نوشتن کتاب توی شهربازی بوده و ترجمه خیلی خوبی هم داره

۰
بهار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۳۱

ای کاش میتونستم بازم بخونمش

۰
Elham
۱۴۰۰/۰۹/۰۹

کتاب خوبی بود ، این اولین تجربه من از کتاب الکترونیک و لذت بردم👌

۰
استودیوس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۰۹

داستانی از دهه دوم زندگی مردیست ک اکنون در سنین میانسالی است . و اتفافاتی ک ان زمان در شهر بازی ک مشغول کار شده بوده روی داده است ک مهمترین آن کشف قاتل و مرگ صورت گرفته در گذشته ودر...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

eloohii
۷۵
رد زخم‌های عشق تا همیشه می‌ماند.
استودیوس
۴۹
«نمی‌دونم چرا مردم با استفاده از مذهب می‌خوان به هم صدمه بزنن. دنیا همین‌جوری هم پر از درد و رنجه. قرار بود مذهب انسان رو به آرامش برسونه.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۲۱
وقتی بیست سالت باشد، فکر می‌کنی زندگی یک جادهٔ صاف و دقیق است که از روی نقشهٔ تو جلو می‌رود. وقتی بیست و پنج سالت می‌شود با خودت می‌گویی نکند نقشه را برعکس گرفته‌ام. تا چهل سالگی طول می‌کشد تا بفهمی واقعاً نقشه را برعکس گرفته بودی. از من که شصت ساله‌ام بشنوید، وقتی شصت سالتان بشود، کاملاً گم شده‌اید.
m.m
۱۷
یاد حرفی که مامانم همیشه می‌گفت افتادم: «شیطان هم می‌تونه کتاب مقدس رو بخونه.» خانم شاپ‌لو موافق بود: «اون هم با صدای بلند!»
استودیوس
۱۵
اولین باری که قلبت می‌شکند دردناک‌ترین، وخیم‌ترین و زشت‌ترین زخم‌ها را برای خودش به یادگار برمی‌دارد. آخر کجای این زخم وحشتناک، شیرین است؟
eameli
۷
وقتی بیست سالت باشد، فکر می‌کنی زندگی یک جادهٔ صاف و دقیق است که از روی نقشهٔ تو جلو می‌رود. وقتی بیست و پنج سالت می‌شود با خودت می‌گویی نکند نقشه را برعکس گرفته‌ام. تا چهل سالگی طول می‌کشد تا بفهمی واقعاً نقشه را برعکس گرفته بودی. از من که شصت ساله‌ام بشنوید، وقتی شصت سالتان بشود، کاملاً گم شده‌اید.
حانیه
۷
‫خانم شاپ‌لو گفت: «نمی‌دونم چرا مردم با استفاده از مذهب می‌خوان به هم صدمه بزنن. دنیا همین‌جوری هم پر از درد و رنجه. قرار بود مذهب انسان رو به آرامش برسونه.»
میم الف
۶
شیطان هم می‌تونه کتاب مقدس رو بخونه
کرم کتابخوان
۴
همیشه روزی از راه می‌رسد که آخرین روز خوش‌گذرانی‌ات باشد. وقتی ببینی که تاریکی راهش را به طرفت باز کرده و محاصره‌ات می‌کند
AS4438
۳
«تاریخ، جمع‌آوری یه مشت خاطره و تجربه از کثافت‌کاری گذشتگانه.