معرفی و دانلود کتاب تپه پوشکین + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب تپه پوشکین
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب تپه پوشکین

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۶ رأی)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تپه پوشکین

کتاب تپه پوشکین داستانی از سرگئی دولاتوف با ترجمه اسدالله امرایی است. این داستان درباره نویسنده‌ای الکلی است که پولی در بساط ندارد و تصمیم می‌گیرد پیشنهاد کار به عنوان راهنمای تور منطقه گردشگری پوشکین را قبول کند. 

ترجمه این رمان با هماهنگی و اجازه کاترین دولاتوف مترجم انگلیسی کتاب و دختر نویسنده صورت گرفته است. این کتاب نامزد در سال ۲۰۱۵ جایزه بهترین کتاب ترجمه شده سال نیز بود. 

درباره کتاب تپه پوشکین

سرگئی دولاتوف در کتاب تپه پوشکین داستانی را می‌نویسد که در میانه خفقان کمونیسم اتفاق می‌افتد. 

شخصیت اصلی این داستان یک نویسنده الکلی است که در کارش ناموفق است. او به تازگی از همسرش جدا شده و پولی برایش نمانده است. بنابراین به خیال این که پولی دستش را بگیرد یا کمی سر و سامان بگیرد، پیشنهاد کاری را قبول می‌کند. قرار است تابستانی به عنوان راهنمای تور در منطقه گردشگری پوشکین کار کند. در این میان همسر نویسنده هم به فکر مهاجرت به غرب می‌افتد. او می‌خواهد با دخترش برود و نویسنده هم خیال می‌کند اگر این کار را قبول کند، اوضاع زندگی‌اش رو به راه می‌شود.

کتاب تپه پوشکین را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به ادبیات داستانی و رمان‌های خارجی را به خواندن کتاب تپه پوشکین دعوت می‌کنیم.

درباره سرگئی دولاتوف

سرگئی دولاتوف (۱۹۹۰-۱۹۴۱)، نویسنده روس‌تبار امریکایی است. خانواد او پیش از تولدش در لنینگراد زندگی می‌کردند اما واقعه جنگ جهانی دوم، آن‌ها را به ترک آنجا مجبور کرد. سال‌ها بعد، که زمان خدمت سربازی سرگئی فرارسید، مجبور شد آن دوران را در مخوف‌ترین زندان‌های شوروی سابق بگذراند.

سرگئی دولاتوف زمانی که به طور تخصصی به نویسندگی پرداخت برای چاپ داستان‌هایش در شوروی با مشکلاتی روبرو شد و از این‌رو تعدادی از نوشته‌هایش را به اروپای غربی فرستاد، غافل از این ‌که سازمان اطلاعات شوروی از این کار مطلع شده و آن را مخالف با منافع ملی خود دانسته است دولاتوف دوباره دستگیر و محاکمه شد.

دولاتوف دو سال پس از این ممانعت، در ۱۹۷۹ همراه با خانواده‌اش، به غرب مهاجرت کرد و در آنجا در مجله‌هایی همچون «نیویورکر» داستان‌هایش را به چاپ رساند و در همین ایام به شهرت ادبی رسید.

درباره اسدالله امرایی

اسدالله امرایی در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۹ در شهر ری متولد شد. امرایی کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی است و از سال ۱۳۶۰ با مطبوعات همکاری دارد. او آثار بسیاری از نویسندگان مطرح دنیا، مانند گابریل گارسیا مارکز، ژوزه ساراماگو، ایزابل آلنده، ارنست همینگوی و هاینریش بل را به فارسی برگردانده است.

بخشی از کتاب تپه پوشکین

«گفت همه اسم مرا مسخره می‌کنند. البته عادت کرده‌ام... چه‌ت شده؟ سرخ سرخ شده‌ای.»

«خیالت تخت. این سرخی ظاهری است. از درون، دموکراتی مشروطه‌خواهم.»

«نه جداً می‌گویم، انگار حالت خوب نیست.»

«زیادی عرق می‌خورم... آبجو میل دارید؟»

«برای چی این‌قدر عرق می‌خوری؟»

چه می‌توانستم بگویم. گفتم: «این یک راز است. به هر کسی که نمی‌شود بگویی...»

«پس قرار شده توی موزه کار کنی؟»

«دقیقاً!»

«تا دیدم فهمیدم.»

«یعنی قیافه‌ام مثل ادباست؟»

«میتروفانوف بدرقه‌ات می‌کرد. او از پوشکین‌شناسان درجه‌یک است. با هم رفیق هستید؟»

گفتم: «من رفیق او هستم. رفیق بدی‌های او.»

«منظور؟»

«بی‌خیال.»

«باید خاطرات گوردین، اشچیگولف، تسیالوسکایا... و کرن را بخوانی... جزوه‌هایی که درباره خطرهای اعتیاد به الکل نوشته‌اند هم توصیه می‌شود.»

«ببین آن‌قدر درباره خطرهای الکل خوانده‌ام که آخرش زده شدم و بی‌خیال شدم... بی‌خیال خواندن.»

«با تو که نمی‌شود حرف زد.»

راننده نگاهی به ما انداخت. توریست‌ها روی صندلی‌هایشان نشسته بودند. آرورا بستنی‌اش را تمام کرد و انگشت‌هایش را هم پاک کرد.

گفت: «تابستان‌ها موزه خوب پول می‌دهد. میتروفانوف نزدیک دویست روبل کاسب است.»

«اصلاً هیکلش دویست روبل می‌ارزد؟»

«چقدر گوشت‌تلخی!»

گفتم: «خب تو هم جای من باشی گوشت‌تلخ می‌شوی.»

راننده دوباره بوق زد.

آرورا گفت: «برویم؟»

اتوبوس‌های لِووُف جادار بود. صندلی‌های روکش‌دار آن از گرما می‌سوخت. پرده‌های زرد هم به حس خفقان دامن می‌زد.

کتاب خاطرات آلکسی وولف را ورق می‌زدم. در این کتاب از پوشکین به نیکی یاد شده بود و گاه او را خیلی بالا می‌بردند. این نزدیکی بیش از حد دید آدم را خراب می‌کند. همه می‌دانند که نوابغ دوست، رفیق و آشناهای زیادی دارند. اما آیا کسی باورش می‌شود که رفیقش نابغه است؟!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تپه پوشکین و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتپه پوشکین
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهسرگئی دولاتوف
مترجماسدالله امرایی
انتشاراتنشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۱۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۲۱ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۰۵-۴۹۶-۶
تعداد صفحه‌ها۱۴۹ صفحه
قیمت کتاب۵۹۶۰۰ تومان
برچسبمجموعه ادبیات ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Haniye
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۲

از زبان نویسنده‌ای بااستعداد اما طردشده مانند بسیاری از ساکنان روسیه در دوران شوروی نوشته شده. در تمام سطرهای کتاب نمادها و احساسات جاری است و برای درک آن نیاز به فکری روشن و حواسی جمع است. ترجمه بسیار عالی‌ست...بیشتر

۰
جواد
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۸

کتاب رو نپسندیم از این جهت که چیزی به داده ها و اطلاعات من اضافه نمی کرد

۰

بریده‌هایی از کتاب

eurus
۳
آدمی زمانی که به ادبیات می‌پردازد، سعی دارد مسئولیت گناهان خود را بپذیرد. آدمی که شاه لیر را می‌نویسد، باقی سال لازم نیست شمشیر بلند کند...
eurus
۳
احتمالاً آخرین چیزی که در یک مرد می‌میرد شرارت اوست.
eurus
۲
«پیشگویی به حقیقت می‌پیوندد. به قول معروف راه مقدس بس که رهرو دارد در آن علف نمی‌روید.»
Haniye
۱
باورم نمی‌شد تانیا قادر باشد بدون من برود. به گمانم برای او آمریکا مترادف طلاق بود. طلاقی که رسماً به وقوع پیوسته و ارزش خود را از دست داده بود. درست مثل آبجویی که کف آن خوابیده باشد. در زمان قدیم زن‌ها می‌گفتند: «می‌روم شوهر پولدار خوشگلی پیدا می‌کنم، آن وقت حسرتش می‌ماند برای تو.» این روزها می‌گویند: «می‌روم آمریکا.»
eurus
۱
اما می‌دانستم که خیلی طول نمی‌کشد. نمی‌شود از مشکلات زندگی گریخت... آدم‌های ضعیف تسلیم زندگی می‌شوند؛ آدم‌های دلیر بر آن مسلط می‌شوند... اگر در زندگی راه غلط بروید، دیر یا زود اتفاقی می‌افتد...
Haniye
۰
کلمه‌ها پس‌وپیش شده است. محتویات آن بیرون ریخته. یا اساساً معلوم می‌شود که محتوایی ندارد. کلمات همین‌طور بی‌هدف ریخته روی هم، درست مثل سایهٔ یک بطری خالی. اما قضیه این نیست! من از این دست‌دست کردن مدام تو خسته شده‌ام. زندگی غیرممکن است. یا باید بنویسی یا زندگی کنی. یا ادبیات یا کاسبی. اما ادبیات کاسبی توست. تو از هر کاسبی که پول درآوردن هدف نهایی آن باشد، حالت به هم می‌خورد. این کاسبی‌ها را خدا و مرگ پر کرده. هر چیزی که جلو کاسبی‌ات را بگیرد، می‌زند و داغون می‌کند. امید، خاطره و آرزو را از بین می‌برد. مادی‌گرایی بی‌رحم و خشن و برگشت‌ناپذیر بر آن حاکم است.
eurus
۰
از خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیدم اگر آدم به فکر فروبرود، یاد بدهی‌هایش می‌افتد. مثلاً من خودم یاد آخرین جروبحث با زنم افتادم.
eurus
۰
آدمی که بیست سال تمام قلم زده و داستان نوشته، لابد می‌داند قلم را به علتی دست گرفته است. آدم‌هایی که به آن‌ها اعتماد دارد آماده‌اند تا توان او را بسنجند. قرار نیست کارهایت منتشر شود. تو را به جمع خودشان راه نمی‌دهند، به باند یک مشت دغل. اما وقتی قلم دست گرفتی خواب همین را می‌دیدی؟ عدالت می‌خواهی؟ بی‌خیال، آن میوه روی این درخت درنمی‌آید. چند حقیقت درخشان قرار بود دنیا را عوض کند، ولی عملاً چه اتفاقی افتاد؟
eurus
۰
ماندلشتام می‌گفت مردم چیزی را که لازم دارند، پیدا می‌کنند. پس برو و بنویس... توانایی‌هایی داری؛ شاید هم نداشته باشی. بنویس. یک شاهکار خلق کن. به خواننده‌ات چیزی بده. یک آدم زنده... هدف زندگی همین است. اگر موفق نشدی چه؟ خب مگر خودت نگفتی که تلاش ناموفق اتفاقاً ارزشمندتر است چون که قدرش را ندانسته‌اند. بنویس چون قلم دست گرفته‌ای و این بار را بر دوش گرفته‌ای. بار هر چه سنگین‌تر باشد، آسان‌تر...
eurus
۰
می‌کوشیدم کم‌تر در بارهٔ مسائل تجریدی فکر کنم. دلایل بدبختی من خارج از حوزهٔ دیدم بود؛ احتمالاً جایی پشت سرم. اگر پشت سرم را نگاه نمی‌کردم، حالم نسبتاً خوب بود. بهتر بود به پشت سر نگاه نکنم.