معرفی و دانلود کتاب برادر من تویی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب برادر من توییsubscriptionAvailable

کتاب برادر من تویی

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۳۲۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
داوود امیربان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب برادر من تویی

کتاب برادر من تویی اثر داوود امیریان، داستانی جذاب و خواندنی از زندگی حضرت عباس (ع) است. شجاع مردی که در واقعه‌ی کربلا در روز عاشورا شهید شد و درخت اسلام را با خونش آبیاری کرد. 

درباره‌ی کتاب برادر من تویی

کتاب برادر من تویی داستانی زیبا و خواندنی از زندگی حضرت عباس (ع) است. عباس بن علی بی ابی‌طالب که به ابوالفضل مشهور است، پنجمین پسر امام علی است. مادر او، ام‌البنین است. حضرت عباس (ع) در واقعه‌ی کربلا حضور داشت و جانش را برای رساندن آبی زلال و گوارا به دیگران از دست داد. او در روز عاشورا شهید شد و مزارش در نزدیکی حرم امام حسین (ع) قرار دارد. این محل یکی از مکان‌های زیارتی مسلمانان است. داوود امیریان در کتاب برادر من تویی، در قالب داستانی جذاب و خواندنی، از زندگی او گفته است. مردی شجاع و تاثیرگذار که شهادتش، جاری شدن اشک‌های امام حسین را در پی داشت. 

کتاب برادر من تویی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر دوست دارید داستانی زیبا درباره‌ی زندگی حضرت عباس (ع) بخوانید، کتاب برادر من تویی را به شما پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب برادر من تویی

مولا علی (ع) خسته و خاک‌آلود سطل پر از خاک را از چاه بیرون داد. عباس که تازه ده‌ساله شده بود، سطل سنگین خاک را گرفت و به دورتر برد. مالک اشتر به عمار یاسر اشاره کرد سکوت کند تا کارحضرت پایان پذیرد. مولا علی (ع) طناب را گرفت و پایین رفت. انتهای چاه گرفته و گرمایش خفه‌کننده بود. مولا علی (ع) کلنگ می‌زد تا به آب برسد. عمار یاسر سرش را به دهانهٔ چاه نزدیک کرد تا حضرت حرف‌هایش را بشنود.

- یا ابوتراب، نه من و نه صحابه‌ای دیگر دوست نداریم کار به جنگ و خشونت کشیده شود. بارها به خلیفه اعتراض کردیم، دوستانه و برادرانه پند و اندرزش دادیم، آیا فایده‌ای داشت؟ ابوذر غفاری، صحابی گرانقدر رسول‌الله فقط به خاطر اعتراضش به ظلم و ستمی که بر مردم می‌رفت، به دستور خلیفه به ربذه تبعید شد و در همان‌جا در گمنامی وفات کرد. خدا به مالک اشتر و عبدالله بن مسعود خیر دهد که اتفاقی راهشان به آن‌جا افتاد و بر پیکر آن دوست وفادار نماز خواندند. عبدالله‌بن‌مسعود قاری و حافظ بی‌نظیر قرآن کریم زیر ضربات چماق و لگد محافظان خلیفه دنده‌هایش شکسته و خانه‌نشین شد. بارها خود من به دستور مستقیم خلیفه کتک خورده و مجروح شدم، چرا؟ به خاطر گفتن حقایق و اعتراض به بریز و بپاش‌هایی که می‌شد و می‌شود. صحابهٔ بزرگوار پیامبر (ص) و یاران وفادارش تبعید و خانه‌نشین شده‌اند. درحالی‌که خاندان ابوسفیان و معاویه حکومت می‌کنند و به کسی جواب‌گو نیستند. مروان حکم، شده وزیر و مشاور امین خلیفه و اسبش را هرطور دوست دارد، می‌راند. مروان است که بر آتش فتنه می‌دمد و اینک مردم خسته و عاصی شده و سرازیر مدینه شده‌اند. گروه‌هایی از سربازان و ارتش اسلام که وظیفه‌شان حفظ مرزهای عراق و مصر بوده، به مدینه آمده‌اند تا تکلیف‌شان را با خلیفه مشخص کنند. شما بگویید ما چه‌کار کنیم؟

مولا علی (ع) به خاک خیس ته چاه چنگ زد. لبخند روی لبش نشست و با قدرت به کلنگ‌زدن ادامه داد. با چند ضربهٔ دیگر جوشش آب شدت گرفت. آب تا زانوان ایشان رسید. حضرت سطل را پر از آب کرد. طناب را گرفت و خودش را بالا کشید. خسته و عرق‌کرده اما راضی از چاه بیرون آمد. عباس با دیدن سطل پر از آب جلو دوید. مولا علی (ع) کف دستش را کاسه کرد و در آب فرو کرد. بعد مشتش را به دهان عباس نزدیک کرد:

- بنوش پسرم. ببین چه آب زلال و تمیزی است.

عباس لبانش را به کف دست پدر چسباند و آب نوشید. مولا علی (ع) با مهر و محبت به سر عباس دست کشید و گفت:

- مشکت کجاست؟ بیاور تا پرش کنم.

عباس مشکش را آورد. امیرالمؤمنین مشک چرمی را پر از آب کرد و گفت:

- اول به دوستان تعارف کن که خیلی وقت است این‌جا نشسته و خسته شده‌اند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب برادر من تویی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببرادر من تویی
موضوعزندگی‌نامه
نویسندهداوود امیربان
انتشاراتانتشارات کتابستان معرفت
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۵/۰۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶.۰۹ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۴۶۰-۴۵-۹
تعداد صفحه‌ها۲۱۰ صفحه
قیمت کتاب۱۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

𝐑𝐄𝐙𝐀
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۸

کتاب خوب و عالی هستش ممنون بابت گذاشتن همچین کتاب هایی

۰
Atossa
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

اسم کتاب و اسم سر فصل هاش واقعا زیباست واقعا لذت بردم از خوندنش، خیلییی پیشنهاد میشه در کنار این کتاب، کتاب سقای آب و ادب درمورد زندگی حضرت ابوالفضل(ع) هم پیشنهاد میکنم :)

۰
مرا به نام مادرم بخوان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۳

محشره ای فرزندان ادم این کتابو بخونید چطور بگم که این کتاب همه اتفاقاتی ک افتاده رو میاره جلو چشم ادم تازه میفهمیم ک چه اتفاقاتی اون زمان افتاده....همیشه ارادت داشتم به قمر بنی هاشم به عباس و الان کتابی خوندم ک بیشتر...بیشتر

۰
• امیررضا محسنی •
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۰۷

کتاب با جنگ صفین شروع میشه و بعد ازدواج امام علی با ام البنین و به دنیا اومدن عباس و دوران کودکی ... و در نهایت شهادت در روز عاشورا. اولین کتابی که از داوود امیریان خوندم سال ها قبل به...بیشتر

۰
_.kowsar._
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۹

کتاب خیلی عالی بود از خواندنش پشیمان نمیشوید زندگی حضرت عباس (ع) را بسیار زیبا توصیف کرده است .

۰
کاربر ۱۹۹۰۴۹۰
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۲

خیلی عالی بود از حضرت عباس علیه السلام هرچی بخونیم و بشنویم کمه این کتاب با روایت قشنگ، داستانی و جذابی که داره ما رو با زندگی حضرت ابالفضل علیه السلام بیشتر آشنا میکنه

۰
Medina
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

خواندن اثار داوود امیریان را توصیه میکنم علی الخصوص این کتاب خاص، واقعا زیباست توصیف جناب عباس علیه السلام پسر علی امیرالمومنین، برادر حسن و حسین علیها السلام

۱
نورا:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۳

تا روز محشر پرچمت بالاست عباس مدیون کام خشک تو دریاست عباس گرچه به ظاهر مادرت امّ البنین است. اما به باطن مادرت زهراست عباس پشت و پناه اهل بیتی یا اباالفضل دلگرم نامت زینب کبراست عباس یک رکن عاشورا اگر نام حسین است نام تو هم...بیشتر

۰
کاربر ۲۵۳۱۳۳۹
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۴

عالیههه

۰
feri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۶

شیرین و جذاب از لحاظ بیان داستان تلخ و غم انگیز از لحاظ حقیقتِ داستان... شک نکنید برای خوندنش. زاویه‌ی جدیدی از داستان زندگی حضرت عباس که تا حالا نخونده بودم و اطلاع نداشتم خوشحالم که این کتاب رو خوندم اونم دقیقا...بیشتر

۰
ema
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۳

چندین تا کتاب در مورد حضرت عباس خوندم و این از دلنشین ترین هاش بود یه جایی که استناد غلط نویسنده هاس که وجود حضرت عباس در ۱۳ سالگی توی جنکه، این رد شده بین مورخا ولی بینهایت برام دوست داشتنی...بیشتر

۰
merry
۱۴۰۲/۰۵/۰۹

حضرت عباس علیه السلام رو خیلی قشنگ و خوب توصیف کرده بودند و من کلا از روایت های مذهبی خوشم میاد ولی یه چند تا مشکل داشت ک بهش می پردازم. اولیش این بود که نویسنده روی شخصیت های دیگر...بیشتر

۰
ⓩⓐⓗⓡⓐ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۲

وقتی برای اولین بار کتاب حضرت ابوالفضل روخوندم احساس کردم سلول های تنم دوباره جون گرفتن خون بین رگام جریان پیدا کرد این شور وشوق وصف کردنی نیست چطور بعد از گذشت۱۴۰۰سال متن این کتاب هنوز هم تازگی خودش رو داره؟این...بیشتر

۰
yavar mahdi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۵

خوندن این کتاب رو مخصوصا به نوجوان ها توصیه می کنم. ما قصد داریم از این کتاب در مسجد خودمون مسابقه کتاب خوانی برگزار کنیم.

۱
sadegh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۳۰

عالی آثار داوود امیریان عالی هست😍 👏 در مصاف گرگ ها و دو جلده دیگشو هم بخونید 😍😍😍😍😍😍

۰

بریده‌هایی از کتاب

_.kowsar._
۱۹۸
امیرالمؤمنین با مهر و محبت عباس را در آغوش گرفت. عباس گوشش را سمت چپ سینهٔ پدر گذاشت. حالا صدای قلب پدر را به خوبی می‌شنید. مولا علی (ع) پرسید: - چرا برادرانت را مولا صدا می‌زنی؟ آن‌ها برادرانت هستند. عباس هنوز به صدای قلب پدر گوش می‌داد. با صدای نجواگونه گفت: - آن دو نوه‌های رسول‌الله (ص) هستند. بارها شنیده‌ام که از پیامبر (ص) نقل کرده‌اند که «حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند»، پس من چگونه خودم را با آن دو یکی بدانم؟ آن دو فرزندان فاطمه زهرا (س) هستند و من نیستم. صدای عباس بغض‌آلود شد. پدر با کف دو دست صورت عباس را گرفت. دید که چشمان عباس خیس اشک شده است. پیشانی عباس را بوسید و گفت: - حسن و حسین فرزندان رسول‌الله (ص) هستند و تو پسر منی عباس.
_.kowsar._
۱۰۵
عباس به هق‌هق افتاد. پیشانی بر شانهٔ امام حسین (ع) گذاشت و گفت: - هروقت توانستم جانم را فدای شما کنم، به خودم جرأت می‌دهم که شما را برادر خطاب کنم. فقط هنگام شهادت.
feri
۱۰۱
مولا علی (ع) رو به پسرانش گفت: - حسن و حسین چشمان من هستند، محمدحنفیه بازوی من، و تو عباس... سپس سرعباس را به سمت چپ سینه‌اش فشار داد. عباس صدای قلب پدر را شنید. چشمانش را بست. محمدحنفیه آرام خندید و نزدیک گوش حسین گفت: - عباس هم قلب امیرالمؤمنین است.
_.kowsar._
۷۲
صورت به طرف آسمان گرفت و از ته دل فریاد کشید: - برادر به فریادم برس!
seyed
۶۱
عباس گفت: - پدرمان امیرالمؤمنین همیشه می‌فرمودند که جوهر مرد کار است. مردانه کار کنید تا خدا به زندگی شما برکت دهد.
_.kowsar._
۶۰
امام حسین (ع) همراه بانو زینب (س) گریه‌کنان گفت: - ای اباالفضل، بعد از تو بی یار و یاور شدم. سپس رو به آسمان فریاد کشید: - کیست مرا یاری کند؟
F.m
۵۶
بلند شد. زانوانش لرزید. برای آخرین‌بار به پیکر برادر نگاه کرد و بعد به راه افتاد. هنوز چند قدم نرفته بود که پاهایش لرزید و با زانو بر زمین افتاد. به سختی و بازحمت بار دیگر به کمک بازوانش از جا برخاست. با قلبی پر از درد به سوی خیمه‌ها رفت. شمر لبخندزنان به سربازانش گفت: - دیدید؟ کمر حسین را شکستیم. حالا زمان آن رسیده که کارش را یکسره کنیم.
فاطمه
۴۹
در پایان فتح رود فرات، مولا علی (ع) رو به پسرانش گفت: - حسن و حسین چشمان من هستند، محمدحنفیه بازوی من، و تو عباس... سپس سرعباس را به سمت چپ سینه‌اش فشار داد. عباس صدای قلب پدر را شنید. چشمانش را بست. محمدحنفیه آرام خندید و نزدیک گوش حسین گفت: - عباس هم قلب امیرالمؤمنین است. عباس همچنان به صدای قلب پدر گوش می‌داد.
_.kowsar._
۴۸
مادرجان، سلام. این حسین توست که برای وداع آمده. این آخرین زیارت من است. دارم به سویت می‌آیم. ناگهان از قبر خانم فاطمه (س) نوری بلند شد و صدایی ناپیدا گفت: - سلام فرزندم.
feri
۴۱
خلیفه، عباس را در آغوش گرفت و گفت: - الحق که به پدرت ابوتراب رفته‌ای. او در جنگ‌ها و جهادها هم پرچمدار ما بود و هم برایمان آب می‌آورد و سقا می‌شد. سقایی در خاندان شما موروثی است. همان‌گونه که جدت عبدالمطلب سقای زوار خانهٔ خدا بود.