کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم

نویسنده:ریچل کین
گوینده:متین بختی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم نوشته‌ی ریچل کین با ترجمه‌ی حسین مسعودی آشتیانی و گویندگی متین بختی توسط نوین کتاب گویا منتشر شده است. این قسمت ادامه‌ی ماجراهای خانواده‌ای است که گذشته‌ای خونین و پرحاشیه زندگی امروز آنها را زیر سایه‌ی ترس، سوءظن و خشونت قرار داده است. فضای اثر میان تعلیق پلیسی، تهدیدهای بیرونی و تنش‌های درونی خانواده در نوسان است و شنونده را در دل خانه‌ای قرار می‌دهد که دیوارهایش با فحش و اتهام رنگ شده و ساکنانش ناچارند برای هر لحظه امنیت خود برنامه‌ریزی کنند. در این کتاب صوتی تمرکز روایت بیش از هر چیز بر تجربه‌ی زیسته‌ی مادر خانواده است؛ زنی که هم‌زمان باید از فرزندانش در برابر مزاحمان، قضاوت عمومی، پلیس مشکوک و موج نفرت آنلاین محافظت کند. حضور افسر گراهام و همکارش کلرمانت، یادآوری گذشته‌ی تبرئه‌شدن، و بازگشت دائمی تهدید به شکل خرابکاری، پیام‌های مرگ و حملات اینترنتی، فضایی می‌سازد که در آن مرز میان خانه‌ی امن و میدان جنگ از بین رفته است. کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم با تمرکز بر یک بازه‌ی زمانی کوتاه، اما پرتنش، شنونده را در جزئیات احساسی و عملی بقا در چنین وضعیتی شریک می‌کند؛ از تنظیم دزدگیر و چک‌کردن اتاق امن تا شستن خون از صورت بچه‌ها و پختن پنکیک در صبحی که هر لحظه ممکن است به فاجعه‌ای تازه گره بخورد.

درباره کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم ادامه‌ی مجموعه‌ای است که ریچل کین در آن زندگی خانواده‌ای را دنبال کرده است که نامشان با قتل و جنایت گره خورده و حالا در حاشیه‌ی دریاچه‌ای به ظاهر آرام زندگی می‌کنند. در این قسمت، تمرکز روایت بر یک شب و صبح پرتنش است؛ شبی که خانه‌ی خانواده پراکتور هدف حمله و خرابکاری قرار گرفته و دیوارها با رنگ قرمز و کلمات توهین‌آمیز پوشانده شده است. افسر گراهام از صحنه عکس می‌گیرد، دزدگیر را بررسی می‌کند و در عین حال تلاش می‌کند اسلحه‌های خانم پراکتور را تحویل بگیرد، اما بی‌اعتمادی عمیق او به پلیس مانع می‌شود. شنونده در این بخش با جزئیات دقیق امنیت خانه، اتاق امن، سیستم هشدار و خاطراتی از سال‌های پس از تبرئه‌شدن راوی روبه‌رو است؛ سال‌هایی که شیشه‌های خانه شکسته می‌شد، بطری‌های حاوی مواد منفجره به داخل پرتاب می‌شد و خرابکاری دیگران به بخشی ثابت از زندگی تبدیل شده بود. کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم در چند بخش پی‌درپی، از فضای بسته‌ی خانه تا صفحه‌ی لپ‌تاپ و سپس ایوان رو به دریاچه حرکت می‌کند و در این مسیر، هم ترس فیزیکی را نشان می‌دهد هم فشار روانی و اجتماعی را. در ادامه‌ی کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم روایت به صبح روز بعد می‌رسد؛ جایی که خستگی، خون خشک‌شده، قهوه‌ی صبحگاهی و گفت‌وگوهای کوتاه مادر با لنی و کانر، تصویری از خانواده‌ای می‌سازد که میان عادی‌بودن و بقا در نوسان است. بخش مهمی از این قسمت به مواجهه‌ی مستقیم با نفرت آنلاین اختصاص دارد؛ مادر و لنی کنار هم پشت لپ‌تاپ می‌نشینند، پیام‌های تهدیدآمیز و تصاویر تحقیرآمیز را می‌بینند، برخی حساب‌ها را به شرکت‌های رسیدگی به سوءاستفاده‌های اینترنتی گزارش می‌کنند و در عین حال با احساس ترس، انزجار و بی‌اعتمادی به جهان دست‌وپنجه نرم می‌کنند. گفت‌وگوی مادر و دختر درباره‌ی اسلحه، خشونت، امکان دفاع و خطر مسلح‌شدن، لایه‌ای اخلاقی و عاطفی به داستان اضافه کرده است. سپس ورود افسر کلرمانت، همکار گراهام، مسیر تازه‌ای باز می‌کند: او فهرستی از ساکنان دریاچه و مظنونان احتمالی را آورده و پیشنهاد می‌دهد در پیدا کردن فردی که پشت این آزارها و قتل‌هاست کمک کند. این بخش با گفت‌وگویی روی ایوان رو به دریاچه و اشاره به ۲۸ خانه‌ی باقی‌مانده، مجرمان سابق، سم کیت و پدر سالخورده‌ی کلرمانت، هم دایره‌ی مظنونان را مشخص‌تر می‌کند و هم نشان می‌دهد که حتی در دل بی‌اعتمادی، امکان شکل‌گیری نوعی همکاری محتاطانه وجود دارد.

خلاصه کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم

در این قسمت از مجموعه، داستان از جایی شروع می‌شود که حمله‌ای تازه به خانه‌ی خانواده پراکتور رخ داده است. دیوارهای خانه با رنگ قرمز و کلمات توهین‌آمیز پوشانده شده و تنها واژه‌ی «قاتل» با قلم‌مو نوشته شده است؛ رنگ هنوز آن‌قدر تازه است که اگر خون بود باید قهوه‌ای می‌شد. افسر گراهام از صحنه عکس می‌گیرد، دزدگیر را بررسی می‌کند و خانه را می‌گردد اما چیزی پیدا نمی‌کند. او از خانم پراکتور می‌خواهد اسلحه‌هایش را تحویل دهد، اما او با استناد به نداشتن حکم، قاطعانه مخالفت می‌کند. این گفت‌وگو بی‌اعتمادی عمیق او به پلیس را آشکار می‌کند؛ بی‌اعتمادی‌ای که ریشه در تجربه‌ی کتک‌خوردن کانر از پسران گراهام و سال‌های پس از تبرئه‌شدن دارد. در نهایت گراهام توصیه می‌کند دزدگیر فعال بماند، اتاق امن راه ارتباطی جداگانه با پلیس داشته باشد و خانه قفل شود. بعد از رفتن او، مادر به آشپزخانه می‌رود، خون صورت لنی را پاک می‌کند و متوجه می‌شود خودش هم خونی شده است. سه‌نفره روی کاناپه می‌نشینند، در سکوت همدیگر را در آغوش می‌گیرند و بعد او حوله‌ی خونی را در آب سرد می‌شوید. خاطره‌ی خانه‌ی اجاره‌ای در کانزاس، شیشه‌های شکسته و بطری مواد منفجره، نشان می‌دهد که خرابکاری و تهدید سال‌هاست بخشی از زندگی آنهاست و تکیه بر همسایه‌ها یا پلیس برایشان معنایی ندارد. شب را روی مبل، با اسلحه‌ای در فاصله‌ای حساب‌شده، می‌گذراند و صبح با صدای قهوه‌ساز بیدار می‌شود. لنی با همان لباس‌های دیشب و زخم‌های تازه وارد آشپزخانه می‌شود؛ گفت‌وگوی کوتاه آنها درباره‌ی مدرسه، درس‌خواندن در خانه و «زیر نظر بودن» زندگی، تنش میان نیاز به عادی‌بودن و واقعیت خطر را نشان می‌دهد. مادر از لنی می‌خواهد در جست‌وجوی آنلاین کمک کند. هر دو پشت لپ‌تاپ می‌نشینند و با «سونامی نفرت» روبه‌رو می‌شوند: پیام‌های تهدید به مرگ، تصاویر دست‌کاری‌شده و محتوای جنسی خشونت‌آمیز که چهره‌ی آنها را جای قربانیان گذاشته است. مادر بخشی از این محتوا را از لنی پنهان می‌کند اما ناچار است او را در فرایند گزارش‌دادن حساب‌های متخلف به شرکت‌های رسیدگی به سوءاستفاده‌های اینترنتی شریک کند. شدت تهدیدها لنی را پس می‌زند؛ او لپ‌تاپ را مثل جنازه‌ای کنار می‌گذارد و با صدایی که سعی می‌کند بزرگسالانه باشد، از «وحشتناک» و «پست‌فطرت» بودن این آدم‌ها می‌گوید. مادر توضیح می‌دهد که اینها فقط کلمات پشت صفحه‌کلیدند، اما در عین حال ترس او را می‌فهمد و روی این نکته تأکید می‌کند که لنی می‌تواند هر وقت بخواهد کامپیوتر را خاموش کند. گفت‌وگو به اسلحه می‌رسد. مادر از اسلحه بیزار است و رؤیای دنیایی بدون تفنگ را در سر دارد، اما می‌پذیرد که در وضعیت فعلی به آن نیاز دارد. او به لنی می‌گوید اگر بخواهد تیراندازی یاد بگیرد کنار او خواهد بود و اگر نخواهد، خوشحال‌تر می‌شود؛ چون آدم‌های مسلح بیشتر در معرض تیرخوردن‌اند. برای اولین بار لنی به اسلحه به چشم خطر نگاه می‌کند نه محافظ، و این برای مادر نشانه‌ای مهم است. کمی بعد کانر با پیژامه و کبودی روی شانه وارد می‌شود، شوخی می‌کند و از صبحانه می‌گوید؛ رفتاری کودکانه که نشان می‌دهد او بر خلاف لنی ترجیح می‌دهد در نقش بچه‌ای نیازمند مراقبت بماند. مادر «حمام اسیدی نفرت» آنلاین را تعطیل می‌کند و به پختن پنکیک با گردو مشغول می‌شود. در میانه‌ی یک صبحانه‌ی معمولی، کوبیدن شدید در دوباره تنش را برمی‌گرداند. مادر با احتیاط به چشمی در نگاه می‌کند و زنی آفریقایی‌آمریکایی را می‌بیند که او را از شب قبل به‌عنوان همکار گراهام به یاد می‌آورد. این زن، افسر کلرمانت، خود را معرفی می‌کند، توضیح می‌دهد که پدرش آن‌سوی دریاچه زندگی می‌کند و از او خواسته به این خانواده سر بزند. مادر ابتدا با بی‌اعتمادی برخورد می‌کند، نام کوچک او را می‌پرسد و حاضر نمی‌شود فوراً در را باز کند. در نهایت روی ایوان، رو به دریاچه، کنار هم می‌نشینند. کلرمانت می‌گوید رفتار تند مادر کمک‌کردن به او را سخت کرده اما در عین حال می‌فهمد که در چنین موقعیتی به چند دوست نیاز است. کلرمانت توضیح می‌دهد که به‌نظرش فردی که پشت این آزارها و قتل‌هاست از ساکنان همین اطراف است؛ کسی که در نزدیکی دریاچه زندگی می‌کند و برای کارش دلیلی دارد. او می‌گوید سم کیت، مردی که قبلاً به‌عنوان قاتل شناخته شده، دلیل خودش را داشته و او هم در گذشته به تأیید بهانه‌های سم برای ساعات گم‌شدن دخترش کمک کرده است، اما حالا معتقد است قاتل واقعی شخص دیگری است. او از ۳۰ خانه‌ی اطراف دریاچه حرف می‌زند که اگر ساکنان قدیمی و پدر خودش و سم را کنار بگذارند، ۲۷ خانه‌ی مظنون باقی می‌ماند. سپس فهرستی کپی‌شده از نام‌ها، آدرس‌ها و شماره تماس‌ها را به مادر می‌دهد؛ روی بعضی نام‌ها ستاره و توضیح سوابق جنایی دیده می‌شود، از جمله یک مجرم جنسی و دو نفر محکوم به ساخت مواد مخدر. کلرمانت می‌گوید بیش از وظیفه‌اش کار کرده تا چیزی در اختیار او بگذارد که ذهنش را از حدس‌های بی‌پایه دور کند. در پایان، وقتی مادر می‌پرسد چرا می‌خواهد کمک کند، او از تجربه‌ی قضاوت‌شدن برای کاری که تقصیر فرد نبوده حرف می‌زند. این همدلی باعث می‌شود مادر او را به داخل دعوت کند و از پنکیک اضافه‌ای که درست کرده سهمی به او بدهد.

چرا باید کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم شنونده را در دل یک روز و شب پرتنش قرار می‌دهد و نشان می‌دهد زندگی در سایه‌ی اتهام قتل و نفرت عمومی چگونه به جزئی‌ترین لحظات روزمره نفوذ می‌کند. این قسمت نه‌تنها تعلیق و اضطراب یک داستان جنایی را دارد، بلکه به شکل ملموس به موضوعاتی مثل امنیت در خانه، بی‌اعتمادی به پلیس، فشار شبکه‌های اجتماعی، تهدیدهای آنلاین و تأثیر آنها بر نوجوانان می‌پردازد. شنونده با تجربه‌ی درونی مادری همراه می‌شود که باید هم‌زمان نقش محافظ، متهم سابق، معلم بقا و والد مهربان را بازی کند. در این کتاب صوتی رابطه‌ی مادر و لنی یکی از محورهای جذاب است؛ از شوخی‌های تند و چشم‌غره‌های نوجوانانه تا همکاری در جست‌وجوی آنلاین و گفت‌وگو درباره‌ی اسلحه و خشونت. این رابطه نشان می‌دهد چگونه یک نوجوان میان میل به استقلال، خشم، ترس و نیاز به امنیت در نوسان است. حضور کانر به‌عنوان فرزندی که گاهی آگاهانه نقش «بچه‌ی کوچک» را انتخاب می‌کند، تصویر دیگری از واکنش به بحران ارائه می‌دهد. ورود افسر کلرمانت و فهرست ۲۷ خانه‌ی مظنون، بعد پلیسی و معمایی داستان را پررنگ‌تر کرده و در عین حال نشان می‌دهد که حتی در فضایی پر از سوءظن، امکان شکل‌گیری اعتماد محدود و همکاری وجود دارد. شنیدن این قسمت برای کسانی که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده‌اند فرصتی است تا هم از نظر احساسی به شخصیت‌ها نزدیک‌تر شوند و هم درک روشن‌تری از دایره‌ی مظنونان و فضای دریاچه به دست آورند. برای کسانی هم که به دنبال داستانی هستند که تعلیق جنایی را با مسائل معاصر مثل آزار اینترنتی، فرهنگ اسلحه و فشار افکار عمومی ترکیب کرده باشد، این قسمت تصویری فشرده و پرجزئیات از چنین جهانی ارائه می‌دهد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت هفدهم به علاقه‌مندان داستان‌های جنایی و تعلیقی پیشنهاد می‌شود که دنبال فضایی خانوادگی و روان‌شناختی در کنار معما و تهدید بیرونی هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی موضوعاتی مانند آزار اینترنتی، نفرت‌پراکنی آنلاین، خشونت خانگی، فرهنگ اسلحه و بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی را دارند و می‌خواهند این مسائل را در قالب یک روایت پرتنش دنبال کنند. به شنوندگانی هم پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی این سریال صوتی را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند هم در مسیر کشف مظنونان جدید جلو بروند و هم رابطه‌ی مادر، لنی و کانر را در مرحله‌ای تازه از فشار و همدلی ببینند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۲۹ دقیقه

حجم

۲۶٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۲۹ دقیقه

حجم

۲۶٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان