کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم

نویسنده:ریچل کین
گوینده:متین بختی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم نوشته‌ی ریچل کین با ترجمه‌ی حسین مسعودی آشتیانی و گویندگی متین بختی توسط نوین کتاب گویا منتشر شده است. این قسمت ادامه‌ی ماجراهای پرتنش و تیره‌ی زنی است که با گذشته‌ای خون‌آلود، نامی جعلی و سایه‌ی یک قاتل زنجیره‌ای بر سر خود و فرزندانش زندگی می‌کند. فضای کتاب صوتی در مرز میان تریلر جنایی، تعلیق روان‌شناختی و درام خانوادگی حرکت می‌کند و شنونده را در دل بازجویی‌های پلیسی، خاطرات دادگاه، صحنه‌های جنایت و لحظه‌های شکننده‌ی رابطه‌ی مادر و فرزند قرار می‌دهد. در این بخش از مجموعه، تمرکز روایت بر شبی است که پلیس با حکم بازداشت، درِ خانه‌ی گوئن/جینا را می‌زند و او را از آستانه‌ی فرار دوباره به اتاق بازجویی می‌کشاند. گفت‌وگوهای طولانی او با کارآگاه پرستر، حضور خاویر به‌عنوان پلیسی که میان وظیفه و همدلی گیر کرده و واکنش‌های لنی و کانر به این بحران، استخوان‌بندی این قسمت را شکل داده است. کتاب صوتی با توصیف‌های جزئی و گاه خشن از صحنه‌های قتل، ذهن شنونده را به درون پرونده‌ای می‌برد که امضای جنایت‌های ملوین رویال را بر خود دارد و در عین حال مدام این سؤال را زنده نگه می‌گذارد که قربانی واقعی کیست و هیولا دقیقاً کجا ایستاده است.

درباره کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم ادامه‌ی مستقیم ماجراهایی است که ریچل کین در قسمت‌های قبلی برای گوئن پراکتور/جینا رویال ساخته است. در این قسمت، داستان تقریباً به‌طور کامل در یک بازه‌ی زمانی کوتاه و در چند صحنه‌ی محدود می‌گذرد: خانه‌ی گوئن، ماشین پلیس در راه اداره و اتاق بازجویی. همین محدودبودن فضا باعث شده تمرکز کتاب صوتی بر تنش روانی، گفت‌وگوهای فشرده و کندوکاو در گذشته‌ی شخصیت‌ها باشد. شنونده از همان ابتدا با تلاش نافرجام گوئن برای فرار، ورود خاویر به‌عنوان پلیس شیفت شب و حضور کارآگاه پرستر و گراهام روبه‌رو می‌شود؛ سه چهره‌ی پلیسی که هرکدام نسبت متفاوتی با او دارند: خاویر میان دو نقش دوست و مأمور قانون معلق است، گراهام همدل اما محتاط است و پرستر بازجوی سخت‌گیر و مشکوکی است که با کراوات آبی شل و لهجه‌ی بریتانیایی ناموزونش، چهره‌ای به‌یادماندنی پیدا کرده است. کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم در دو خط اصلی پیش می‌رود: خط اول، بازداشت و بازجویی گوئن به‌عنوان مظنون اصلی قتل دختری جوان در دریاچه‌ی نزدیک خانه‌شان است؛ قتلی که با همان شیوه‌ی سلاخی و غرق‌کردن قربانی انجام شده و یادآور جنایت‌های ملوین رویال است. خط دوم، واکنش درونی گوئن به این وضعیت است؛ از یادآوری دادگاه کانزاس و تبرئه‌شدنش گرفته تا مواجهه‌ی دوباره با عکس‌های قربانیان، احساس گناهِ بی‌گناه، خشم نسبت به شوهر سابق و ترس عمیق از این‌که فرزندانش قربانی بعدی باشند. در خلال بازجویی، شنونده با جزئیات جنایت‌ها، روش کار ملوین، اعترافات او در دادگاه و نگاه پلیس به جینا رویال آشنا می‌شود. در خانه، گفت‌وگوی گوئن با لنی و کانر، حالت تدافعی و لرزان لنی، ترس خاموش کانر و بحث او با خاویر درباره‌ی اسلحه‌ها، لایه‌ی خانوادگی و عاطفی این قسمت را شکل داده است. این بخش از مجموعه بیش از آنکه بر تعقیب و گریز بیرونی تکیه کند، روی جنگ درونی شخصیت اصلی، بی‌اعتمادی متقابل او و پلیس و حس محاصره‌شدن در شهری کوچک و تاریک تمرکز کرده است.

خلاصه کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم

در این قسمت، گوئن که تصمیم گرفته همراه بچه‌ها از نورتون فرار کند، نیمه‌شب با خاویر تماس می‌گیرد تا ون را بیاورد و در ازای آن جیپ را به او بدهد. او لپ‌تاپ، آلبوم عکس‌ها و چند وسیله‌ی ضروری را جمع می‌کند و در ذهنش با صدای ملوین کلنجار می‌رود که فرار را مسخره می‌کند و از تعقیب پلیس می‌گوید. درست پیش از فرار، خاویر پشت در ظاهر می‌شود اما این‌بار نه به‌عنوان دوست، بلکه به‌عنوان پلیس شیفت شب. او توضیح می‌دهد که از طریق بی‌سیم فهمیده قرار است از گوئن بازجویی شود و موظف بوده به اداره خبر بدهد. کارآگاه پرستر با حکم بازداشت – که بعداً معلوم می‌شود متنش پر از حروف بی‌معناست و فقط برای گرفتن امضا از قاضی تنظیم شده – همراه گراهام می‌رسد و گوئن را با خود می‌برد. در ماشین پلیس، گوئن میان ترس از دست‌دادن بچه‌ها و خشم از بازی‌های ملوین، سعی می‌کند خونسرد بماند. پرستر در اتاق بازجویی عکس‌هایی از جنایت‌های ملوین رویال نشانش می‌دهد: جسد زنی آویزان در پارکینگ خانه‌ی قدیمی‌شان، پیرزنی که با وزنه در قبرستان آبی مل معلق مانده و سپس عکس‌های جسد تازه‌کشف‌شده در دریاچه‌ی استیل‌هاوس؛ دختری که پوستش کنده شده و بدنش پس از مدتی زیر آب، به‌خاطر گازهای جمع‌شده بالا آمده است. او توضیح می‌دهد که این قتل با همان «امضا»ی ملوین انجام شده و قربانی، رینا هرینگتون ۱۹ ساله است؛ دختری محبوب که رؤیای دامپزشک‌شدن داشته. پرستر با کنار هم گذاشتن عکس‌های زنده و مرده‌ی رینا، سعی می‌کند احساسات گوئن را تحریک کند و او را به اعتراف یا لغزش وادارد. بازجویی به گفت‌وگویی طولانی درباره‌ی گذشته‌ی گوئن در کانزاس تبدیل می‌شود. پرستر یادآوری می‌کند که همسایه‌ها او را شریک جرم می‌دانستند و شهادت خانم ویلسون علیه او بود، هرچند در دادگاه تبرئه شد. گوئن از زندگی‌اش با ملوین می‌گوید: از این‌که دختری معمولی و مطیع بوده که رؤیایش همسر و مادر بودن بوده، از این‌که سال‌ها هیچ نشانه‌ای را جدی نگرفته و فقط وقتی اجساد را در پارکینگ دیده، ناگهان همه‌چیز برایش معنا پیدا کرده است. او تأکید می‌کند که از ملوین متنفر است، اگر پیدایش کند «یک خشاب فشنگ در سرش خالی می‌کند» و هیچ نقشی در قتل رینا ندارد. پرستر با جزئیات فنیِ کندن پوست قربانی، بریدن تارهای صوتی و بستن بدن با تسمه چرمی، سعی می‌کند او را در نقش جلاد قرار دهد و حتی این احتمال را مطرح می‌کند که شاید او برای شوهرش این کارها را انجام داده باشد. گوئن در پاسخ، هم خشم و هم درماندگی خود را عیان می‌کند: می‌گوید تنها «اشتباهش» ازدواج با یک هیولا و نفهمیدن حقیقت در زمان مناسب بوده است. او می‌پذیرد که قتل رینا تصادفی نیست و امضای ملوین را دارد، حدس می‌زند کسی به او کمک می‌کند و می‌ترسد قربانی بعدی از خانواده‌ی خودش باشد. بازجویی حدود چهار ساعت طول می‌کشد، اما پرستر چیزی به‌دست نمی‌آورد جز این‌که بداند گوئن دروغ نمی‌گوید و مدرک مستقیمی علیه او وجود ندارد. در نهایت او را آزاد می‌کنند و گراهام او را به خانه برمی‌گرداند. در راه برگشت، گراهام اعتراف می‌کند که به بی‌گناهی او باور دارد و از به‌هم‌ریختن زندگی‌اش متأسف است. در خانه، خاویر روی ایوان منتظر است. او توضیح می‌دهد که وظیفه‌اش را انجام داده و از گوئن می‌خواهد اسلحه‌هایش را تحویل پلیس بدهد تا از دردسرهای بعدی جلوگیری شود و در عوض قول می‌دهد به نفع او شهادت بدهد. گوئن که خود را تنها مدافع واقعی بچه‌ها می‌داند، قاطعانه رد می‌کند و می‌گوید تا حکم دادگاه نیاید اسلحه‌ها را نگه می‌دارد. خاویر بدون خداحافظی می‌رود و قولنامه‌ی جیپ را به او پس می‌دهد؛ نشانه‌ای از این‌که معامله و نقشه‌ی فرار عملاً منتفی شده است. در سکوت خانه، گوئن دزدگیر را فعال می‌کند و به سراغ بچه‌ها می‌رود. لنی در اتاقش در حالت تدافعی و جمع‌شده نشسته، اشک در چشمانش حلقه زده و از این‌که با گفتن حقیقت به پلیس، راه فرار را بسته، احساس گناه می‌کند. او می‌گوید اگر چیزی نگفته بود، حالا «بی‌جا و مکان اما در امنیت» بودند و هشدار می‌دهد که ملوین به گوئن آسیب خواهد زد. گوئن سعی می‌کند به او اطمینان بدهد که کار درست را کرده و مشکل از جنایت تازه و افشاشدن هویت آن‌هاست، نه از صداقت لنی. فاصله‌ی عاطفی میان مادر و دختر در این صحنه به‌خوبی دیده می‌شود؛ لنی بدنش را جمع می‌کند اما دست مادر را پس نمی‌زند. کانر در اتاقش دراز کشیده، رنگ‌پریده و خسته، در مرزی میان خواب و بیداری. گوئن در نهایت به اتاق خود برمی‌گردد و در خوابی سنگین و بی‌رؤیا فرو می‌رود؛ خوابی که بیشتر شبیه غرق‌شدن در سکوت دریاچه استیل‌هاوس است، در حالی که تصویر «دختر دیگری روی دریاچه» در ذهنش شناور مانده است.

چرا باید کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم را بشنویم؟

این کتاب صوتی برای شنونده‌ای که دنبال یک تریلر جنایی صرف نیست، بلکه می‌خواهد درون ذهن کسی را ببیند که سال‌ها زیر سایه‌ی یک قاتل زنجیره‌ای زندگی کرده، جذاب است. در سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم تمرکز بر تعقیب و گریز بیرونی کمتر و بر بازجویی، اعتراف، انکار و بازسازی هویت بیشتر است. شنونده در طول گفت‌وگوی طولانی گوئن و کارآگاه پرستر، با دو نگاه متفاوت به یک زندگی روبه‌رو می‌شود: نگاه پلیسی که همه‌چیز را از زاویه‌ی «امضاهای جنایت» می‌بیند و نگاه زنی که می‌کوشد خودش را از نقش «شریک هیولا» جدا کند. این قسمت به‌خاطر توصیف‌های دقیق از صحنه‌های قتل و شیوه‌ی کار ملوین رویال، برای کسانی که به جزئیات پرونده‌های جنایی و منطق پلیسی علاقه دارند، مواد زیادی برای تصور و تحلیل فراهم کرده است. در عین حال، لایه‌ی عاطفی داستان – رابطه‌ی گوئن با لنی و کانر، احساس گناه و ترس آن‌ها، و بحث او با خاویر درباره‌ی اسلحه‌ها و امنیت – نشان می‌دهد که پیامدهای جنایت فقط در دادگاه و بازداشت خلاصه نمی‌شود، بلکه در اتاق خواب نوجوانی که از ترس جمع شده و کودکی که بی‌صدا رنگ می‌بازد هم ادامه دارد. شنیدن این قسمت همچنین برای کسانی که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده‌اند، نقطه‌ی مهمی است؛ چون هم گذشته‌ی جینا رویال در کانزاس با جزئیات بیشتری باز می‌شود و هم روشن می‌شود که قتل جدید در دریاچه تصادفی نیست و کسی عمداً در حال فرستادن پیامی به اوست. این آگاهی، تنش داستان را بالا می‌برد و شنونده را برای قسمت‌های بعدی آماده می‌کند، بدون آنکه پاسخ نهایی را بدهد. ترکیب بازجویی فشرده، فضای خفقان‌آور شهر کوچک، و حس دائمی محاصره‌شدن، از این قسمت یک حلقه‌ی پرتنش در زنجیره‌ی دریاچه متروک ساخته است.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت سیزدهم به کسانی پیشنهاد می‌شود که به تریلرهای جنایی تیره، داستان‌های پلیسی با محوریت بازجویی و اعتراف، و روایت‌هایی درباره‌ی زندگی در سایه‌ی یک قاتل زنجیره‌ای علاقه‌مندند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی این مجموعه را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند هم درباره‌ی گذشته‌ی جینا رویال در کانزاس بیشتر بدانند و هم بفهمند قتل تازه‌ی دریاچه چه نسبتی با او و خانواده‌اش دارد. به علاقه‌مندان داستان‌هایی که در آن‌ها تنش روانی، رابطه‌ی مادر و فرزند در شرایط بحرانی، و مسئله‌ی اعتماد به پلیس و قانون پررنگ است نیز پیشنهاد می‌شود، با این تذکر که کتاب صوتی حاوی توصیف‌های خشن از صحنه‌های قتل و رنج قربانیان است و برای کسانی که نسبت به چنین تصاویر ذهنی حساس‌اند مناسب نیست.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۴۳ دقیقه

حجم

۳۹٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۴۳ دقیقه

حجم

۳۹٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان