کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم

نویسنده:ریچل کین
گوینده:متین بختی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم نوشته‌ی ریچل کین با ترجمه‌ی حسین مسعودی آشتیانی و گویندگی متین بختی توسط نوین کتاب گویا منتشر شده است. این قسمت ادامه‌ی ماجراهای خانواده‌ای است که در خانه‌ای موسوم به استیل‌هاوس کنار دریاچه‌ای دورافتاده زندگی می‌کنند و گذشته‌ای تاریک و پرخطر را پشت سر گذاشته‌اند. راوی داستان زنی است که هم‌زمان باید با تهدیدهای بیرونی، خاطرات تلخ زندگی با همسر سابقش و اضطراب دائمی برای امنیت فرزندانش دست‌وپنجه نرم کند. در این بخش از کتاب صوتی، تمرکز بر رابطه‌ی او با همسایه‌ی تازه‌واردی به نام سم کید، وضعیت روحی فرزندانش لنی و کانر و تلاش او برای ساختن نوعی زندگی عادی در دل ناامنی دائمی است. فضای اثر ترکیبی از تعلیق روان‌شناختی، روابط خانوادگی پیچیده و حس دائمی تحت‌نظر بودن است. شنونده در طول این قسمت با جزئیات دقیق زندگی روزمره، گفت‌وگوهای پرتنش و در عین حال لحظات کوچک آرامش و صمیمیت روبه‌رو می‌شود. کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم بیش از آنکه بر حادثه‌های پر سر و صدا تکیه کند بر احساس ناامنی زیرپوستی، سوءظن، اعتمادسازی تدریجی و تلاش برای بازسازی اعتمادبه‌نفس فرزندان تمرکز کرده است و شنونده را در فضایی پررمزوراز اما ملموس نگه می‌دارد.

درباره کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم ادامه‌ی داستانی است که ریچل کین درباره‌ی زنی با گذشته‌ای هولناک و زندگی تازه‌اش در استیل‌هاوس روایت کرده است. در این قسمت، تمرکز روایت بیش از هر چیز بر رابطه‌ی راوی با همسایه‌ی جدیدشان سم کید و تأثیر حضور او بر تعادل شکننده‌ی خانواده است. راوی که سال‌ها زیر سایه‌ی خشونت و پنهان‌کاری همسر سابقش میل زندگی کرده است، حالا با هر نشانه‌ی تازه‌ای دچار سوءظن می‌شود و برای محافظت از فرزندانش حتی سوابق آنلاین و خانوادگی سم را جست‌وجو می‌کند. در عین حال، او می‌بیند که سم چگونه کانر را با بینی خون‌آلود به خانه برمی‌گرداند، پیشنهاد تعمیر پشت‌بام را می‌دهد و کم‌کم به بخشی از زندگی روزمره‌ی آنها تبدیل می‌شود. کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم در چندین بخش پی‌درپی پیش می‌رود که می‌توان آنها را به‌طور غیررسمی به صحنه‌هایی مانند تحقیق شبانه درباره‌ی سم، مراجعه به پزشک برای وضعیت کانر، گفت‌وگو در رستوران با خاویر اسپارزا، دیدار در کابین سم و ماجرای پنکیک‌ها، شروع تعمیر پشت‌بام، همراهی کانر با سم روی بام، شام خانوادگی و کارهای بعدی روی الوارها و نمای خانه تقسیم کرد. هر بخش با تمرکز بر یک موقعیت مشخص، لایه‌ای تازه از شخصیت‌ها را آشکار می‌کند: از وسواس امنیتی راوی و استفاده‌اش از ابزارهای آنلاین برای رصد تهدیدها تا شوق کودکانه‌ی کانر برای یادگرفتن کارهای فنی و واکنش‌های تند و در عین حال مراقب لنی. در پس‌زمینه، خاطرات راوی از میل و لحظه‌هایی که نقاب «شوهر خوب» از چهره‌ی او کنار رفته است، مدام با رفتار آرام و صادقانه‌ی سم مقایسه می‌شود. این ساختار اپیزودیک باعث شده هر قسمت از این سریال صوتی مانند حلقه‌ای جداگانه اما مرتبط عمل کند و شنونده را قدم‌به‌قدم در فضای پرتنش دریاچه و خانه‌ی استیل‌هاوس جلو ببرد.

خلاصه کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم

در این قسمت، راوی با جمله‌ای کلیدی وضعیت ذهنی خود را توضیح می‌دهد: «آموختم به هیچ‌کس اعتماد نکنم». او شب را پای کامپیوتر می‌گذراند تا هرچه می‌تواند درباره‌ی سم کید پیدا کند؛ از سوابق نظامی او در نیروی هوایی افغانستان تا حساب‌های کاربری‌اش در شبکه‌های اجتماعی و حتی رد احتمالی‌اش در سایت‌های مربوط به خانواده‌های مشهور. نتیجه‌ی این جست‌وجوها چیزی تهدیدآمیز نشان نمی‌دهد؛ نه سابقه‌ی جنایی، نه نشانه‌ای از سوءاستفاده‌ی جنسی و نه حتی گرایش‌های افراطی سیاسی. همین «عادی‌بودن» سم برای راوی هم آرامش‌بخش است و هم مشکوک، چون ذهن او عادت کرده است پشت هر ظاهر آرامی خطری پنهان ببیند. در ادامه، راوی کانر را برای رادیولوژی می‌برد و با وجود زخم‌ها، خبری از شکستگی نیست. لنی در سکوت و با حالت تدافعی همراه آنهاست و کانر همچنان از گفتن نام کسانی که به او آسیب زده‌اند خودداری می‌کند. راوی تصمیم خود برای آموزش دفاع شخصی به بچه‌ها را مطرح می‌کند و به خاویر اسپارزا، مربی تیراندازی، فکر می‌کند. در رستوران، گفت‌وگوی او با خاویر به موضوع سم می‌رسد؛ خاویر سم را «نظامی ستادی» و آدمی خوب توصیف می‌کند و توضیح می‌دهد که دیگران هم از خوبی‌های او گفته‌اند، هرچند این به‌معنای مصون‌بودن از بدی نیست. راوی از این تأیید نسبی کمی آرام می‌شود و در عین حال متوجه می‌شود که سم تازه‌وارد است و احتمالاً در چند ماه آینده شهر را ترک خواهد کرد؛ ویژگی‌ای که برای ذهن بدگمان او نشانه‌ای از «آمادگی برای دردسرسازی» به نظر می‌رسد. راوی در نهایت تصمیم می‌گیرد پیشنهاد سم برای تعمیر پشت‌بام را جدی بگیرد. او به کابین سم می‌رود و در فضایی کوچک، مرتب و ساده با او روبه‌رو می‌شود. صحنه‌ی درست‌کردن پنکیک بلوبری، گفت‌وگو درباره‌ی خانواده‌ی سم و مهارتش در آشپزی، تصویر تازه‌ای از او می‌سازد: مردی که بزرگ‌ترین فرزند خانواده بوده، کارهای فنی بلد است و زندگی کوچک اما واقعی برای خود ساخته است. در خلال خوردن پنکیک، درباره‌ی هزینه و جزئیات تعمیر پشت‌بام صحبت می‌کنند و حتی ایده‌ی ساخت آلاچیق در حیاط پشتی مطرح می‌شود، هرچند راوی به‌خاطر نخواستن تعهد بلندمدت به هیچ شهری، آن را رد می‌کند. سم می‌گوید قراردادش تا چند ماه دیگر است و شاید تمدید شود، شاید هم نه؛ پاسخی که نشان می‌دهد او هم چندان ریشه‌دار زندگی نمی‌کند. با شروع کار تعمیر، سم صبح‌ها برای قهوه و شیرینی می‌آید، بعد روی بام می‌رود و کار را آغاز می‌کند. راوی در این میان همچنان با ابزار آنلاین خود، سیکو پاترول، تهدیدهای اینترنتی و مزاحمت‌های مرتبط با گذشته‌ی خانوادگی‌شان را رصد می‌کند و از کاهش تدریجی توجه مزاحمان خوشحال است. ورود سم به خانه و حضورش روی بام، هم برای او منبع نگرانی است و هم فرصتی برای کانر. کانر مشتاق است به سم کمک کند و چیز یاد بگیرد؛ راوی با وجود ترس از خطر سقوط و آسیب، این اشتیاق را به‌عنوان نیازی واقعی در پسرش می‌بیند: نیاز به بودن کنار یک مرد عاقل که بتواند با او حرف بزند و الگویی متفاوت از پدر خشونت‌بارش ارائه دهد. کم‌کم سم به بخشی از زندگی روزمره‌ی آنها تبدیل می‌شود. کانر روی بام کار می‌کند، میخ می‌کوبد، سفال‌ها را می‌چیند و تعادلش را حفظ می‌کند. لنی با طعنه و شوخی به او نگاه می‌کند اما از حال خوب برادرش خوشحال است. شام لازانیا که لنی فرمانده‌ی آشپزخانه‌ی آن است، به صحنه‌ای مهم تبدیل می‌شود: چهار نفر دور میز، کانر که با هیجان از چیزهایی که از سم یاد گرفته حرف می‌زند، و سم که کار او را تأیید می‌کند و برای ادامه‌ی کار برنامه می‌چیند. بحث به الوارهای پوسیده‌ی اطراف خانه و حتی ساخت آلاچیق می‌رسد و کانر با شور و شوق از مادرش می‌خواهد این پروژه‌ها را بپذیرد. راوی با دیدن برق چشم‌های پسرش، تردیدهایش درباره‌ی طولانی‌شدن حضور سم را کنار می‌گذارد. بعد از شام، راوی و سم روی ایوان می‌نشینند، به دریاچه و قایق‌ها نگاه می‌کنند و آبجو می‌نوشند. در این گفت‌وگوی آرام، سم ناگهان می‌پرسد آیا راوی سوابق او را بررسی کرده است یا نه. راوی اعتراف می‌کند که این کار را کرده و سم، به‌جای رنجش، آن را «کار هوشمندانه» می‌داند، چون او در خانه و کنار بچه‌ها کار می‌کند و راوی حق دارد همه‌چیز را بداند. در مقابل، سم هم توضیح می‌دهد که فقط از اطرافیان درباره‌ی خوش‌حسابی او پرسیده و سراغ جست‌وجوی آنلاین نرفته است. هر دو می‌پذیرند که در نگاه مردم شهر «نچسب» به‌حساب می‌آیند و با زدن قوطی‌های آبجو به هم، نوعی هم‌سرنوشتی خاموش میانشان شکل می‌گیرد. در پس‌زمینه‌ی این روزهای نسبتاً آرام، راوی همچنان خاطرات میل را مرور می‌کند؛ از فراموش‌کردن تولد سه‌سالگی بریدی تا لحظه‌ای که با خشونتی عریان او را به یخچال چسباند و با نگاهی خالی از احساس به او خیره شد. این یادآوری‌ها باعث می‌شود تفاوت میان سم و میل برجسته‌تر شود: میل مردی بود با نقاب «شوهر خوب» که زندگی واقعی‌اش در کارگاه پنهانش جریان داشت، درحالی‌که سم در حضور بچه‌ها و در کار روزمره، انسانی واقعی و بدون نقاب به نظر می‌رسد. همین مقایسه‌ی مداوم، هسته‌ی عاطفی این قسمت را شکل می‌دهد: تلاش راوی برای تشخیص مرز میان احتیاط لازم و بدگمانی فلج‌کننده، و امکان شکل‌گیری اعتماد تازه در دل گذشته‌ای که هنوز رهایش نکرده است.

چرا باید کتاب سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم برای شنونده‌ای که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده است فرصتی فراهم کرده تا از زاویه‌ای نزدیک‌تر وارد زندگی روزمره‌ی شخصیت‌ها شود و آنها را نه‌تنها در لحظه‌های خطر، بلکه در جزئیات کوچک و عادی ببینند. این قسمت بیش از آنکه بر تعقیب و گریز یا حادثه‌های ناگهانی تکیه کند، بر فرایند تدریجی اعتمادسازی، ترمیم رابطه‌ی مادر و فرزندان و ورود یک غریبه به این دایره‌ی کوچک تمرکز کرده است. در این بخش، شنونده با ذهنیت وسواس‌گونه‌ی راوی نسبت به امنیت آشنا می‌شود؛ از جست‌وجوی آنلاین سوابق سم تا استفاده از ابزارهایی مانند سیکو پاترول برای رصد تهدیدها. این نگاه، تصویری روشن از زندگی کسی می‌دهد که سال‌ها زیر سایه‌ی خشونت و تهدید زیسته و حالا حتی در لحظه‌های آرام هم نمی‌تواند از حالت آماده‌باش خارج شود. در کنار این، رابطه‌ی سم و کانر و تأثیر حضور یک مرد «عادی» و قابل‌اعتماد بر پسری که با خاطره‌ی پدری خطرناک بزرگ شده، لایه‌ی دیگری به داستان اضافه کرده است. شنیدن این قسمت برای کسانی که به دنبال تعلیق صرف نیستند و می‌خواهند ببینند شخصیت‌ها در فاصله‌ی میان بحران‌ها چگونه زندگی می‌کنند، جذاب است. گفت‌وگوهای دقیق، توصیف‌های جزئی از فضا و کارهای روزمره، و مقایسه‌ی مداوم میان سم و میل، کمک می‌کند شنونده درک عمیق‌تری از ترس‌ها، امیدها و تناقض‌های درونی راوی پیدا کند. این قسمت همچنین پلی است میان تهدیدهای بیرونی و تغییرات درونی شخصیت‌ها؛ جایی که خانه‌ی استیل‌هاوس از یک پناهگاه موقت به مکانی تبدیل می‌شود که احتمال ماندن در آن جدی‌تر به نظر می‌رسد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی دریاچه متروک؛ قسمت نهم به کسانی پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی این سریال صوتی را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند تحولات رابطه‌ی راوی با فرزندانش و همسایه‌ی جدیدشان سم کید را از نزدیک‌تر ببینند. همچنین به علاقه‌مندان داستان‌های پرتعلیق با محوریت خانواده، کسانی که به موضوعاتی مانند خشونت خانگی، بازسازی زندگی پس از یک گذشته‌ی خطرناک، و شکل‌گیری دوباره‌ی اعتماد علاقه دارند، و شنوندگانی که از روایت‌های شخصیت‌محور و تمرکز بر جزئیات روان‌شناختی لذت می‌برند، پیشنهاد می‌شود. این قسمت برای کسانی که دوست دارند در کنار تعلیق، فضای عاطفی و روابط روزمره‌ی شخصیت‌ها را هم دنبال کنند مناسب است.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۴۸ دقیقه

حجم

۴۴٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۴۸ دقیقه

حجم

۴۴٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان