
دانلود و خرید کتاب صوتی مانیفست یک فمینیست
معرفی کتاب صوتی مانیفست یک فمینیست
کتاب صوتی مانیفست یک فمینیست (در ۱۵ پیشنهاد) نوشته چیماماندا انگزی آدیچی با ترجمه فاطمه باغستانی و گویندگی شیما درخشش تجربهای شنیداری از یک نامه طولانی و صمیمی است که نویسنده برای دوست دوران کودکی خود نوشته است؛ دوستی که از او پرسیده چطور میتواند دختر کوچکش را فمینیست بزرگ کند. نشر آوانامه این کتاب صوتی را با همکاری نشر کولهپشتی منتشر کرده است و شنونده را وارد گفتوگویی شخصی، صریح و پر از مثالهای روزمره درباره جنسیت، تربیت و عدالت میکند. در این کتاب صوتی نویسنده از دل تجربههای زیسته خود بهعنوان زن، نویسنده، پرستار کودک، خاله و در نهایت مادر، ۱۵ پیشنهاد مشخص برای پرورش یک دختر فمینیست ارائه کرده است. ساختار کتاب بر پایه همان نامه شکل گرفته و لحن آن کتاب بهگونهای است که شنونده احساس میکند در حال شنیدن گفتوگویی نزدیک میان دو دوست است؛ گفتوگویی که از خاطرات کودکی در نیجریه تا بحث درباره نقشهای جنسیتی، ازدواج، کار، پول، بدن، زیبایی، زبان و تفاوتهای فرهنگی را دربر میگیرد. مانیفست یک فمینیست در ۱۵ پیشنهاد بهجای طرح نظریههای پیچیده، بر موقعیتهای عینی و ملموس تمرکز کرده است؛ از خرید لباس نوزاد در فروشگاه و انتخاب اسباببازی گرفته تا تقسیم کار خانه، نام خانوادگی بعد از ازدواج، نحوه حرفزدن درباره رابطه جنسی و حتی مدل شانهکردن موهای دختران. کتاب صوتی با صدای شیما درخشش فضایی ایجاد کرده است که شنونده بتواند این توصیهها را نه بهعنوان دستورالعملی خشک، بلکه بهعنوان نقشه راهی انعطافپذیر برای فکرکردن دوباره به تربیت، روابط و ساختارهای نابرابر بشنود.
درباره کتاب مانیفست یک فمینیست
کتاب مانیفست یک فمینیست (در ۱۵ پیشنهاد) با نامهای آغاز میشود که چیماماندا انگزی آدیچی به دوستش نوشته است؛ دوستی که بهتازگی مادر شده و از او پرسیده چطور میتواند دخترش را فمینیست بار بیاورد. نویسنده در مقدمه توضیح داده است که خودش هم ابتدا پاسخ روشنی نداشته اما سالها سخنرانی درباره فمینیسم، تجربه کمک در بزرگکردن بچههای فامیل و کار بهعنوان پرستار کودک باعث شده به این سؤال جدیتر فکر کند. نتیجه این فکرکردن، نامهای است که بعدتر به شکل آن کتاب منتشر شده و اکنون در قالب کتاب صوتی در دسترس شنونده است. آدیچی در همان ابتدا دو «ابزار فمینیستی» را معرفی کرده است: یکی «اساس فکری» که بر این باور استوار است که زن به اندازه مرد مهم و ارزشمند است و دیگری یک سؤال کلیدی: «آیا میتوانی گزینه را برعکس کنی و همان نتیجه را بگیری؟» این دو ابزار در تمام ۱۵ پیشنهاد مانند خط راهنما حضور دارند و شنونده را تشویق میکنند هر قاعده و عرفی را با این دو معیار بسنجد. کتاب مانیفست یک فمینیست در ۱۵ پیشنهاد در قالب ۱۵ بخش یا «پیشنهاد» تنظیم شده است که هرکدام به یکی از جنبههای مهم زندگی دختران و زنان میپردازد. پیشنهاد اول بر «انسان کامل بودن» مادر و رهاشدن از این تصور است که مادری باید تمام هویت زن باشد. پیشنهاد دوم بر تقسیم واقعی مسئولیت فرزندپروری میان پدر و مادر تأکید کرده است و پیشنهاد سوم نقشهای جنسیتی را «مزخرفات» مینامد و از اسباببازی، رنگ لباس و کار خانه مثال میآورد. در ادامه پیشنهادها به موضوعاتی مانند خطر فمینیسم مشروط، اهمیت کتابخوانی، حساسیت نسبت به زبان و واژهها، افسانه ازدواج بهعنوان دستاورد، نام خانوادگی بعد از ازدواج، فشار «دوستداشتنی بودن»، هویت فرهنگی و سیاهپوستبودن، رابطه با بدن و زیبایی، آموزش رابطه جنسی، عشق، پول، مرز میان ظلم و قداست و در نهایت پذیرش تفاوتها میپردازند. در هر پیشنهاد، نویسنده با روایت خاطرات شخصی از نیجریه، مثالهای رسانهای، تجربه دوستان و مشاهدات روزمره، مفاهیم فمینیستی را به موقعیتهای عینی گره زده است تا شنونده بتواند آنها را در زندگی خود بازشناسی کند.
خلاصه کتاب مانیفست یک فمینیست
در آن کتاب چیماماندا انگزی آدیچی از یک نقطه بسیار شخصی شروع میکند: نامهای به دوستش که بهتازگی مادر شده و دختری به نام چیزالوم آداورا به دنیا آورده است. او ابتدا اعتراف میکند که پاسخدادن به سؤال «چطور یک دختر را فمینیست بزرگ کنیم» ساده نیست و فمینیسم برایش همیشه وابسته به موقعیت بوده است. سپس دو ابزار اصلی را معرفی میکند: یک اساس فکری که میگوید «من مهم هستم و به اندازه مردان ارزش دارم» و یک سؤال که میپرسد «اگر نقشها را عوض کنیم باز هم این رفتار عادلانه است؟» این دو ابزار مبنای ۱۵ پیشنهاد بعدی میشوند. در پیشنهاد اول نویسنده از مادر میخواهد «انسانی کامل» باشد و خود را فقط با مادری تعریف نکند. او با مثالهایی از زنان شاغل، بحث «مادری سنتی» و سوءاستفاده از واژه سنت نشان میدهد که کارکردن و داشتن علایق شخصی نهتنها با مادری در تضاد نیست بلکه به نفع کودک است. پیشنهاد دوم بر تقسیم واقعی مسئولیت فرزندپروری میان پدر و مادر تمرکز دارد؛ نویسنده میگوید پدر «کمک» نمیکند بلکه وظیفه خود را انجام میدهد و باید از واژه کمک در این زمینه دست کشید. او تأکید کرده است که مراقبت از کودک قلمرو اختصاصی زنان نیست و هر کاری جز بارداری و شیردادن میتواند میان والدین تقسیم شود. پیشنهاد سوم نقشهای جنسیتی را زیر سؤال میبرد؛ از رنگ صورتی و آبی در لباس نوزادان تا اسباببازیهای «دخترانه» و «پسرانه». نویسنده با مثالهایی از فروشگاههای لباس و اسباببازی، خاطره دختر هفتسالهای که هلیکوپتر میخواست و مادری که او را به عروسک محدود میکرد، نشان میدهد چگونه کودکان از ابتدا در قفس کلیشهها قرار میگیرند. پیشنهاد چهارم به «فمینیسم مشروط» میتازد؛ نوعی نگاه که برابری را فقط تا جایی میپذیرد که مرد همچنان «سر» بماند و زن «گردن». آدیچی با مثالهایی از رسانهها، سیاست و جملات روزمره نشان میدهد چگونه زبان «اجازه دادن» و «پشت صحنه بودن» قدرت مردانه را تثبیت میکند. در پیشنهاد پنجم نویسنده بر کتابخوانی تأکید کرده است و میگوید بهترین راه برای کتابخوان شدن کودک این است که مادر را در حال خواندن ببیند. او میان کتابهای درسی و کتابهایی مانند تاریخ، رمان و زندگینامه تفاوت میگذارد و از تجربه مادری که برای هر صفحه کتاب به فرزندش پول میداد مثال میآورد. پیشنهاد ششم به زبان و واژهها میپردازد؛ اینکه چرا نباید دختر را «پرنسس» صدا زد و چگونه این واژهها پیشفرضهای ظرافت، شکنندگی و خدمتگرفتن را حمل میکنند. نویسنده از مادر میخواهد خود نیز زبانش را نقد کند، از برچسبهایی مانند «ضد مرد» با احتیاط استفاده کند و به دخترش یاد بدهد در برابر پیامهای جنسیتزده در تبلیغات و رسانهها سؤال بپرسد. پیشنهاد هفتم ازدواج را از جایگاه «دستاورد اصلی زندگی زن» پایین میآورد. آدیچی نشان میدهد چگونه شرطیکردن دختران به رؤیای ازدواج، رابطهای نابرابر میسازد که در آن زنان بیشتر ایثار میکنند و خود را فراموش میکنند. او از مثالهایی مانند نام خانوادگی بعد از ازدواج، عنوان خانم، فشار اجتماعی برای تغییر نام و تفاوت نگاه به وضعیت تأهل زنان و مردان استفاده میکند تا نشان دهد چگونه ساختارها هویت زن را به همسر و مادر بودن گره میزنند. پیشنهاد هشتم بر خطر «دوستداشتنی بودن» تمرکز دارد؛ فشاری که دختران را به سکوت در برابر آزار، ماندن در روابط آسیبزا و اولویتدادن به احساسات دیگران وامیدارد. نویسنده پیشنهاد میکند بهجای آموزش دوستداشتنی بودن، به دختر صداقت، شجاعت، مهربانی متقابل و حق نهگفتن آموخته شود. در پیشنهاد نهم بحث هویت فرهنگی و نژادی مطرح میشود. آدیچی از دختر دوستش میخواهد که خود را زنی از قوم ایگبو بداند، بخشهای زیبا و انسانی فرهنگش را بپذیرد و بخشهای محدودکننده برای زنان را رد کند. او بر اهمیت آشنایی با تاریخ آفریقا، قهرمانان سیاهپوست و احترام به همه انسانها از جمله خدمتکار و راننده تأکید کرده است و حتی پیشنهاد میدهد برای کودک نام مستعار ایگبویی انتخاب شود تا حس تعلق و غرور در او تقویت شود. پیشنهاد دهم به بدن، ورزش، زیبایی و مو میپردازد؛ نویسنده از تجربه دردناک شانهکردن موهای فرفری، فشار برای آراستگی به قیمت رنج دختران و استانداردهای زیبایی سفیدپوستانه میگوید و پیشنهاد میکند تمرکز بر سلامت، فعالیت بدنی و تنوع تعاریف زیبایی باشد. پیشنهاد یازدهم استفاده گزینشی از بیولوژی را نقد میکند؛ جایی که از «کودک مال پدر است» یا «قدرت بدنی مردان» برای توجیه امتیازات اجتماعی استفاده میشود. نویسنده یادآوری میکند که هنجارهای اجتماعی ساخته انساناند و قابل تغییر. پیشنهاد دوازدهم به گفتوگو درباره رابطه جنسی اختصاص دارد؛ آدیچی از تجربه همایشهای مدرسهای که فقط ترس و شرم تولید میکردند انتقاد کرده است و میگوید باید به دختر آموخت که بدنش متعلق به خودش است، نهگفتن نشانه قدرت است و قاعدگی و ویژگیهای زیستی زنانه مایه شرمندگی نیستند. در پیشنهاد سیزدهم موضوع عشق مطرح میشود؛ اینکه عشق فقط «دادن» نیست و دختر باید همانقدر که میبخشد، دریافت هم بکند. نویسنده به تفاوت تربیت دختران و پسران در اهمیتدادن به عشق و رابطه اشاره کرده است، از آرزوهای کلیشهای برای نوزادان دختر («برایَت شوهری خوب آرزو میکنم») انتقاد کرده است و به مسئله خواستگاری و قدرت کسی که «درخواست میکند» میپردازد. او همچنین درباره پول میگوید که جملاتی مانند «پول من مال من است و پول او مال هر دوی ما» خطرناکاند و در یک رابطه سالم هر دو طرف باید در حد توان در تأمین معاش شریک باشند. پیشنهاد چهاردهم مرز میان ظلم و قداست را روشن میکند؛ اینکه زنان برای داشتن حقوق مالکیت یا برابری نیازی به «خوب» یا «قدیس» بودن ندارند و زنستیزی میتواند در میان خود زنان هم وجود داشته باشد. نویسنده یادآوری میکند که همه زنان فمینیست نیستند و این واقعیت چیزی از ضرورت فمینیسم کم نمیکند. در پیشنهاد پانزدهم در نهایت از تفاوتها سخن میگوید؛ اینکه انسانها مسیرهای مختلفی دارند، تا زمانی که به کسی آسیب نمیزنند باید محترم شمرده شوند و نباید معیارهای شخصی را جهانی کرد. او میخواهد دختری پر از عقیده و در عین حال آگاه به تنوع جهان پرورش یابد و در پایان با شوخی مینویسد اگر دوستش از خواندن این همه پیشنهاد سردرد گرفته، دفعه بعد چنین سؤالی نپرسد؛ شوخیای که نشان میدهد این مانیفست همزمان جدی و خودآگاه است.
چرا باید کتاب مانیفست یک فمینیست را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی مانیفست یک فمینیست (در ۱۵ پیشنهاد) فرصتی است برای روبهرو شدن با سؤالاتی که معمولاً در تربیت، خانواده و روابط نادیده گرفته میشوند. این کتاب صوتی از دل یک نامه واقعی بیرون آمده است و به همین دلیل بهجای بحثهای抽象، روی موقعیتهای روزمره تمرکز کرده است: تقسیم کار خانه، انتخاب اسباببازی، نحوه حرفزدن درباره بدن و رابطه جنسی، فشار ازدواج، نام خانوادگی، پول، ظاهر، مو و حتی واژههایی که در خطابکردن دختران استفاده میشود. شنونده در جریان این ۱۵ پیشنهاد میتواند ببیند که نابرابری جنسیتی فقط در قوانین بزرگ یا شعارها نیست، بلکه در جزئیترین عادتها و کلمات روزمره جا خوش کرده است. این کتاب صوتی بهویژه برای کسانی که با واژه فمینیسم احساس فاصله یا سوءتفاهم دارند مفید است، چون آدیچی فمینیسم را نه بهعنوان نفرت از مردان، بلکه بهعنوان باور به ارزش برابر زنان و مردان توضیح داده است. او نشان میدهد که فمینیسم میتواند در انتخاب ماندن در یک رابطه، در بخشیدن، در کارکردن، در نوع بازیکردن کودک و در نحوه نگاه به بدن و زیبایی معنا پیدا کند. شنونده در طول کتاب با دو ابزار ساده اما قدرتمند آشنا میشود: یک اساس فکری که بر ارزشمندی زن تأکید دارد و یک سؤال که میپرسد اگر نقشها عوض شوند آیا هنوز این وضعیت عادلانه است یا نه. این دو ابزار میتوانند بعد از پایان کتاب نیز همراه شنونده بمانند و در تحلیل موقعیتهای مختلف به کار بیایند. از سوی دیگر، آن کتاب برای کسانی که درگیر تربیت کودکان هستند زاویه دید تازهای فراهم کرده است. نویسنده نشان میدهد که چگونه از همان سالهای اول، دختران به محدودیت و پسران به آزادی عادت داده میشوند؛ از نوع تذکرها در زمین بازی تا نوع اسباببازیها و لباسها. شنیدن این مثالها میتواند به بازنگری در رفتارهای ناخودآگاه کمک کند. همچنین بخشهای مربوط به هویت فرهنگی، سیاهپوستبودن، تاریخ آفریقا و نقد استانداردهای زیبایی، افق بحث را فراتر از جنسیت میبرد و به رابطه قدرت، نژاد و فرهنگ نیز میپردازد. برای شنونده فارسیزبان، این مواجهه با تجربهای از نیجریه و جهان انگلیسیزبان فرصتی است برای مقایسه و بازاندیشی در فرهنگ خود. در نهایت، کتاب صوتی مانیفست یک فمینیست (در ۱۵ پیشنهاد) به شنونده کمک میکند میان «دوستداشتنی بودن» و «خودِ واقعی بودن» تفاوت بگذارد، مفهوم ازدواج و عشق را دوباره بررسی کند، نسبت به زبان حساس شود و بفهمد که برابری جنسیتی فقط یک شعار کلی نیست، بلکه مجموعهای از انتخابهای کوچک و پیوسته در زندگی روزمره است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی مانیفست یک فمینیست (در ۱۵ پیشنهاد) به این گروهها پیشنهاد میشود: - به مادران و پدرانی که درگیر تربیت دختر یا پسر هستند و میخواهند کلیشههای جنسیتی را در خانواده خود بشناسند و کمرنگ کنند. - به معلمان، مربیان مهدکودک و افرادی که با کودکان و نوجوانان کار میکنند و به دنبال نگاهی دقیقتر به نقش زبان، اسباببازی، درس و انضباط در بازتولید نابرابری جنسیتی هستند. - به زنانی که با فشارهای مربوط به ازدواج، نام خانوادگی، نقشهای خانه، «دوستداشتنی بودن» و استانداردهای زیبایی دستوپنجه نرم میکنند و میخواهند این فشارها را بهتر بفهمند و نامگذاری کنند. - به مردانی که مایلاند بفهمند فمینیسم در زندگی روزمره چه معنایی دارد و چگونه میتوانند در رابطه با همسر، دختر، خواهر یا همکاران خود عادلانهتر رفتار کنند. - به دانشجویان و علاقهمندان حوزههای مطالعات زنان، جامعهشناسی، تربیت و فرهنگ که به دنبال متنی موجز، روایی و مبتنی بر تجربه زیسته درباره فمینیسم معاصر هستند. - به شنوندگانی که به نامهنگاریهای شخصی، روایتهای اولشخص و تأملات صریح درباره خانواده، عشق، بدن و هویت علاقه دارند و میخواهند این موضوعات را از زاویه دید یک زن آفریقایی تجربه کنند.
زمان
۱ ساعت و ۲۲ دقیقه
حجم
۷۵٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۲۲ دقیقه
حجم
۷۵٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد