
دانلود و خرید کتاب صوتی هم سفر آتش و برف
معرفی کتاب صوتی هم سفر آتش و برف
کتاب همسفر آتش و برف نوشتهی فرهاد خضری، روایتی مستند و داستانی از زندگی فرحناز رسولی و سردار شهید سعید قهاریسعید است. این کتاب صوتی با گویندگی معصومه عزیزمحمدی و توسط نشر سماوا منتشر شده است. همسفر آتش و برف، با نگاهی به فرازونشیبهای زندگی یک زوج در بستر حوادث اجتماعی و سیاسی ایران، بهویژه دوران دفاع مقدس و پس از آن، شنونده را با روایتهایی از عشق، ایثار، مقاومت و روزمرگیهای تلخ و شیرین همراه میکند. روایت کتاب، از زبان فرحناز رسولی، همسر شهید قهاریسعید، شکل گرفته و با جزئیات دقیق و صمیمی، زندگی خانوادگی، دغدغهها، امیدها و دلهرههای یک زن در کنار مردی که همواره در خط مقدم امنیت و دفاع از کشور قرار داشته را به تصویر میکشد. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هم سفر آتش و برف
کتاب همسفر آتش و برف با قلم فرهاد خضری، روایتی داستانی و مستند از زندگی فرحناز رسولی و سردار شهید سعید قهاریسعید را ارائه میدهد. این کتاب با محوریت خاطرات و روایتهای فرحناز، به زندگی شخصی و خانوادگی او در کنار همسرش میپردازد؛ مردی که پس از پایان جنگ تحمیلی، همچنان درگیر مبارزه با ناامنی و تهدیدهای داخلی بود. ساختار کتاب، ترکیبی از خاطرهنویسی، روایتهای عاشقانه و بازتاب شرایط اجتماعی و سیاسی ایران در دهههای پرحادثه است. نویسنده با انتخاب زاویه دید اولشخص، شنونده را به قلب رویدادها و احساسات شخصیتها نزدیک میکند و از خلال روایتهای روزمره، به موضوعاتی چون نقش زنان در خانواده، مسئولیتپذیری، عشق، ایثار و مواجهه با فقدان میپردازد. همسفر آتش و برف، علاوهبر بازتاب زندگی یک خانواده در بستر تحولات اجتماعی، تصویری از مقاومت و امید را در دل بحرانها و دشواریها به نمایش میگذارد.
خلاصه کتاب هم سفر آتش و برف
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! کتاب همسفر آتش و برف با روایت زندگی فرحناز رسولی آغاز میشود؛ دختری بازیگوش و پرشور از خانوادهای اصیل در روستای میخوران. او در نوجوانی با چالشهای از دست دادن مادر، ورود به شهر و تجربه انقلاب روبهرو میشود. فرحناز در کنار خواهر و برادرانش، با سختیهای زندگی پس از فوت مادر و ورود نامادری جدید، به بلوغ و استقلال میرسد. در این میان، آشنایی با سعید قهاریسعید، فرمانده سپاه سنقر، نقطه عطفی در زندگی اوست. روایت خواستگاری، تردیدها، دغدغههای خانوادگی و در نهایت ازدواج با مردی که همواره درگیر مأموریتهای نظامی و خطر است، بخش مهمی از داستان را شکل میدهد. کتاب، زندگی مشترک این زوج را در بستر حوادث اجتماعی و امنیتی ایران دنبال میکند؛ از روزهای پرتنش جنگ و ناامنی تا لحظات شیرین سفر و تولد فرزندان. فرحناز، علاوهبر نقش همسر، مسئولیت مادری برای فرزند همسرش را نیز میپذیرد و با چالشهای جدیدی روبهرو میشود. روایت کتاب، لحظات تلخ و شیرین، اضطرابها، امیدها و عشق را در کنار هم قرار میدهد و تصویری ملموس از زندگی زنانی ارائه میدهد که در سایه مردان بزرگ، خود نیز قهرمانانی بیصدا هستند.
چرا باید کتاب هم سفر آتش و برف را بشنویم؟
همسفر آتش و برف با روایت صمیمی و جزئینگر، شنونده را به دل زندگی یک خانواده در بستر حوادث تاریخی و اجتماعی ایران میبرد. این کتاب صوتی، نهتنها تصویری از ایثار و مقاومت زنان در کنار مردان جنگآزموده ارائه میدهد، بلکه به دغدغههای روزمره، امیدها و ترسهای یک زن در مواجهه با ناامنی و فقدان نیز میپردازد. شنیدن این کتاب، فرصتی برای لمس نزدیکتر واقعیتهای زندگی در دوران بحران و شناخت نقش زنان در ساختن و حفظ خانواده است. روایتهای عاشقانه، طنزهای ظریف و لحظات انسانی، همسفر آتش و برف را به اثری شنیدنی برای علاقهمندان به روایتهای زندگیمحور و تاریخ معاصر تبدیل کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب به علاقهمندان روایتهای زندگیمحور، تاریخ اجتماعی ایران، خاطرات زنان، و کسانی که دغدغه شناخت نقش خانواده و زنان در دوران بحران دارند پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که به دنبال تجربهای نزدیک از زندگی در دوران جنگ و پس از آن هستند، این کتاب صوتی انتخاب مناسبی است.
بخشی از کتاب هم سفر آتش و برف
«زمان و زمانه بازیهای عجیبی با تو دارند، فرحناز. این دخترک را ببین. این تویی. رها و خندان و بازیگوش. در پوست دخترانهات نمیگنجی. دستت تیر و کمان میخواهد و دلت بازیهای پسرانه. آن گنجشکها را تو خودت شکار کردهای، سرهاشان را تو با دست خودت کندهای، کباب شدهشان را هم تو خودت داری با شادی کودکانه و با لذتی بزرگمنشانه به دندان میکشی. انگار لذیذترین طعام هستی را فقط تویی که میچشی. یا آن یکی دختر، چادر به سر و پوتین به پا و مشت در هوا گره کرده، او هم باز تویی. چشم در چشم همکلاسیهایی دوختهای که راهشان را از تو سوا کردهاند و تو، همین تو، حاضری حتا خونت را هدیه کنی به هر کدام از این لباس سبزهایی که زخمی تیر و ترکش دوست و دشمناند. سعید یکی از همین لباس سبزهاست و به این خون احتیاج دارد و تو او را اولین بار در بیمارستان سُنقر میبینی. زخمی است و از درد فریاد میکشد، کنار زنی چادری، که نگاه نگرانش زخم به دل همهتان میزند. او همسرش طاهره است و تو اصلاً نمیتوانی تصور کنی دو سال بعد پای سفرهٔ عقدی مینشینی که دامادش همین سعید زخمی است.»
زمان
۹ ساعت
حجم
۱ گیگابایت, ۲۱۳٫۹ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۹ ساعت
حجم
۱ گیگابایت, ۲۱۳٫۹ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد