کتاب من فاخره ام فرزانه قائنی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب من فاخره ام

کتاب من فاخره ام

انتشارات:نشر معارف
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۲۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب من فاخره ام

کتاب من فاخره ام نوشته فرزانه قاینی با همکاری نشر معارف منتشر شده است. این اثر روایتی صمیمانه و صادقانه از زندگی و تربیت خانوادگی در خانواده‌ی آیت‌الله حائری شیرازی است که از زبان دختر او، فاطمه حائری شیرازی، بیان شده است. نویسنده با نگاهی جزئی‌نگرانه تجربه‌های زیسته‌ی خود را در کنار پدری روحانی، فعال اجتماعی و امام‌جمعه‌ی شیراز واکاوی کرده است. کتاب حاضر هم به روابط پدر و دختر و هم به ساختار خانواده، نقش مادر، چالش‌های تربیتی و فرازونشیب‌های رشد شخصیتی در بستر خانواده‌ای مذهبی پرداخته است. این اثر، تصویری ملموس از تربیت دینی، روابط خانوادگی و دغدغه‌های نسل‌های مختلف را پیش چشم مخاطب می‌گذارد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب من فاخره ام اثر فرزانه قاینی

کتاب من فاخره‌ام (پدرانه‌های تربیتی آیت‌الله حائری شیرازی؛ روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر) به قلم فرزانه قاینی، مجموعه‌ای از روایت‌ها و خاطرات فاطمه حائری شیرازی از زندگی در خانواده‌ای مذهبی و شناخته‌شده است. این کتاب با محوریت رابطه‌ی پدر و دختر به‌ویژه نقش آیت‌الله حائری شیرازی در تربیت فرزندان، به ساختار و فضای خانوادگی و چالش‌های ارتباطی میان اعضای این خانواده می‌پردازد. نویسنده با بهره‌گیری از خاطرات شخصی، تصویری زنده از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود ارائه داده است؛ دورانی که با حضور پدری فعال در عرصه‌های اجتماعی و مذهبی و مادری مقتدر و سنتی شکل گرفته است. ساختار کتاب مبتنی‌بر فصل‌هایی است که هرکدام به برهه‌ای از زندگی نویسنده و خانواده‌ی او اختصاص دارد. از شب‌های احیا و گفت‌وگوهای عمیق با پدر تا چالش‌های ارتباطی با مادر و برادران و از تجربه‌های مدرسه و نوجوانی تا ورود به زندگی مشترک، هر بخش با جزئیات و روایت‌های ملموس همراه شده است. کتاب من فاخره‌ام علاوه‌بر بازتاب دغدغه‌های تربیتی به موضوعاتی چون استقلال فردی، نقش سنت و مذهب در خانواده و تأثیر رفتار والدین بر شکل‌گیری شخصیت فرزندان پرداخته است. این اثر، تصویری از فرازونشیب‌های رشد و بلوغ در بستر خانواده‌ای مذهبی و فعال اجتماعی ارائه داده است.

خلاصه کتاب من فاخره ام

نویسنده با روایت خاطرات فاطمه حائری شیرازی، تصویری از زندگی در خانواده‌ای مذهبی و پرجمعیت را ترسیم می‌کند. نویسنده از کودکی خود آغاز کرده و با شرح شب‌های احیا، گفت‌وگوهای عمیق با پدر و تجربه‌ی دیده‌شدن و اهمیت‌یافتن در جمع خانواده، به نقش تربیتی آیت‌الله حائری شیرازی می‌پردازد. پدر در این روایت‌ها نه‌تنها امام‌جمعه و نماینده‌ی ولی فقیه است، بلکه پدری است که برای پاسخ به سؤالات فرزندش، حتی مراسم احیا را به دیگری می‌سپارد و تا صبح با دخترش گفت‌وگو می‌کند. کتاب به ساختار خانواده، تفاوت‌های رفتاری مادر با پسران و دختر خانواده و چالش‌های ارتباطی میان اعضا می‌پردازد. نویسنده با اشاره به سخت‌گیری‌ها و ملاطفت‌های پدر و اقتدار و صلابت مادر، از فرازونشیب‌های رشد شخصیتی خود سخن می‌گوید. خاطراتی از مدرسه، دعواهای خواهر و برادری و تجربه‌های نخستین از استقلال و مسئولیت‌پذیری، بخش دیگری از روایت را تشکیل می‌دهد. کتاب همچنین به نوجوانی و بلوغ نویسنده می‌پردازد؛ جایی که چالش‌های ارتباطی با مادر پررنگ‌تر می‌شود و نقش پدر به‌عنوان حامی و راهنما برجسته‌تر جلوه می‌کند. تجربه‌های نخستین از عشق، ازدواج، ورود به زندگی مشترک و مواجهه با تفاوت‌های فرهنگی و خانوادگی، بخش پایانی اثر را شکل می‌دهد. نویسنده در تمام این مسیر با صداقت و جزئی‌نگری، از تأثیر رفتار والدین بر شکل‌گیری شخصیت و باورهای خود سخن گفته است.

چرا باید کتاب من فاخره ام را بخوانیم؟

کتاب من فاخره‌ام فرصتی برای آشنایی با سبک تربیت خانوادگی در بستر خانواده‌ای مذهبی و فعال در زمینه‌ی اجتماعی فراهم می‌کند. این اثر با تمرکز بر روابط پدر و دختر، چالش‌های تربیتی و فرازونشیب‌های رشد شخصیتی، تصویری ملموس از دغدغه‌ها و تجربه‌های نسل‌های مختلف ارائه داده است. خواننده با مطالعه‌ی این کتاب نه‌تنها با شیوه‌های تربیتی آیت‌الله حائری شیرازی آشنا می‌شود، بلکه می‌تواند به درک عمیق‌تری از نقش والدین، اهمیت گفت‌وگو و احترام متقابل در خانواده دست یابد. کتاب حاضر الهام‌بخش بازنگری در روابط خانوادگی و تربیتی است و می‌تواند برای کسانی که به‌دنبال شناخت بهتر از تربیت دینی و سنتی هستند، مفید باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب من فاخره‌ام به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی تربیت فرزند، روابط خانوادگی یا شناخت سبک زندگی و تربیت در خانواده‌های مذهبی را دارند. همچنین این اثر به والدین، معلمان، مشاوران تربیتی و علاقه‌مندان به خاطره‌نویسی و روایت‌های خانوادگی توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب من فاخره ام

«دکترای سیاست‌گذاریِ فرهنگی دارم. شصت درصدِ علمی که خوانده‌ام از روان‌شناسی تغذیه شده است. من روان‌شناسی خوانده‌ام، اما نمی‌توانم طبق آن عِلم، زندگی‌ام را جلو ببرم، چون اثرِ تربیتِ دینی را در زندگی دیده و چشیده‌ام؛ خیلی با هم فرق دارند. هردو بر پایۀ شناختِ انسان است، اما نوع نگاهشان به انسان با هم متفاوت است. علومِ روان‌شناسی بر پایۀ «اومانیسم» و لذت‌های انسانی است. تربیتِ دینی با نگاهِ متفاوتی به انسان، حرف می‌زند.

تربیتِ روان‌شناسی می‌گوید اگر مادر حالش خوب نیست، اِشکال ندارد؛ بچه را رها کند و برود سراغ ریکاوِریِ خودش، بعد بیاید سراغ بچه. تربیتِ دینی می‌گوید می‌دانم حالت بد است، اما بچه‌ای که به دنیا آورده‌ای به تو نیاز دارد. تو از خودت بگذر و به بچه رسیدگی کن. براثرِ آن ازخودگذشتگی، حالْ خوب می‌شود. خدا این را برای تو قرار داده است.

حالِ خوب و انرژیِ خوب فقط با یک تربیتِ دینی به دست می‌آید. بارها امتحانش کرده‌ام و نتیجه‌اش را روی خودم دیده‌ام. تربیتِ دینی و سیرهٔ نبوی چیزهایی دارد که هیچ‌جا پیدایشان نمی‌کنی. ریزبه‌ریزش نکاتِ روان‌شناسی و انسان‌شناسی است که از علمِ الهی می‌آید. در روان‌شناسی، موقع تعامل، کجا یاد می‌دهد که پدری بعد از ورود به شهر، به دخترش سر بزند؟ این کار را پدرِ من می‌کرد. از کجا گرفته بود؟ از سیرهٔ نبوی. خدا می‌داند این کارِ پدر چه تأثیری بر حال و زندگی من داشت.»

نظرات کاربران

سياه مشق
۱۴۰۴/۰۷/۲۸

🌺فاخره، لقبی بوده که ایت الله حائری به تنها دخترشان فاطمه خانم داده اند. دختر پر چالشی اما با هوش و پرجنب و جوش که در کنار برادران و مادر مدیر و مقتدر و ایت الله حائری، شخصیت ویژه ای

- بیشتر
مائده ۱۴۰۳
۱۴۰۴/۰۹/۰۸

خیلی قشنگ و آموزنده بود پر از نکات تربیتی ، خداخیرشون بده ❤️

مصطفی
۱۴۰۴/۰۸/۲۴

عالی بود

soltaninejad
۱۴۰۴/۱۰/۰۶

کتابی فاخر برای والدین و مربیان خدا درجات حضرت استاد را متعالی گرداند

مادر
۱۴۰۴/۰۹/۲۶

و هر پدری باید برای دخترش اقای محی الدین شیرازی رحمه الله علیه باشد🥹

بریده‌هایی از کتاب

مدل رفتارِ پدر برای مسائل دینی باعث شد نه‌تنها من اسلام را مانعِ رشد و حرکتِ خودم ندانم، بلکه همیشه دنبال این باشم که تأییدِ پدر را دربارهٔ کارم بدانم.
حسین امیری
من هم یاد گرفتم انرژی‌ام را جایی که نتیجه نمی‌دهد خرج نکنم.
حسین امیری
به پدر اطمینان داشتم. از این‌که او هم به من اعتماد کرده بود، حسِ خیلی خوبی پیدا کردم. باعث شد اطمینانم به پدر صد برابر شود.
حسین امیری
پدر به‌قدری این خانواده را در چشمِ من بالا برد که من از کردهٔ خودم پشیمان شدم. از آن به بعد، هر اتفاقی می‌افتاد، رویم نمی‌شد از آن‌ها به پدر گلایه کنم.
حسین امیری
رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا ما همه باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟» پدر نگاهی به من کرد و مسحِ سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه، نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش، کاری انجام بدم.» پدر مسحِ پایش را کشید و نشست کنار من: - خب برو ببین خدا کیه. - از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم. پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه نشاند کنار خودش و برایم از خدا گفت. مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد: - حاج‌آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیۀ حرفتان را بگذارید برای فردا. - می‌دانم، اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.
سمانه صمدی
پدر، رفیقِ دوران راهنمایی‌ام شده بود. همه‌چیز را برایش می‌گفتم و تمام محبتم را خرجِ پدر می‌کردم، طوری‌که مادر می‌گفت: «این هَووی من است.» پدر اما برای من کم نمی‌گذاشت. او یک قانونی داشت که صبح‌ها پسرها را برای نماز جماعتِ صبح، همراهِ خود به مسجد می‌برد. ولی یک روز را هم مختصِ من کرده بود. من و پدر و محافظش سه‌تایی می‌رفتیم مسجد و نماز می‌خواندیم. بعد اگر هوا خوب بود، قدم می‌زدیم. اگر هوا سرد بود، توی ماشین می‌نشستیم و صحبت می‌کردیم. پدر همیشه شنونده بود. با من همراهی می‌کرد و هراَزگاهی لابه‌لای حرف‌های من، قصه یا حکایتی برایم می‌گفت. این‌که می‌دیدم پدر یک زمانِ ویژه را به من اختصاص می‌دهد خیلی برایم ارزشمند بود. آن روز، حق انتخابِ صبحانه هم با من بود.
حسین امیری
این را حسام برایم تعریف کرد. گفت: «نوارِ خطبه‌های پدر رو گوش بده؛ از تو تعریف کرده.» من هم حساس شدم و خطبه‌ها را گوش کردم. وقتی جملۀ «فداها و ابوها» را از پدر شنیدم، معنی‌اش را نمی‌دانستم. از حسام پرسیدم. گفت: «یعنی پدر به فدایش.» بی‌اختیار زدم زیرِ گریه. گریۀ شوق بود. نمی‌دانید این جمله با من چه کرد. تا امروز که زنده‌ام، با گرمای آن جمله، کارهایم را می‌کنم و خسته نمی‌شوم.
حسین امیری
کمی از دستِ خودم دلخور شدم، اما از این‌که پدر مراسم احیایش را به‌خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سنِ تکلیف رسیده بودم و این‌که پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.
سمانه صمدی
اصلاً حرفی نزد که «امشب شبِ دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به‌خاطر تو، مسجد نرفتم.» همه‌اش را برایم با خوش‌رویی حرف زد.
سمانه صمدی
پدر با این کار، من را تمامِ عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی کرد که در آن، تربیت شده بود. و او پدرِ من بود و به من اهمیت و عزّت داد. بعدها بارهاوبارها در جاهای زیادی، این خاطره را تعریف کردم. و هر بار، با یک واکنشِ مشترک و شبیه به هم روبه‌رو شدم؛ می‌پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»
سمانه صمدی

حجم

۴۹۷٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۵۲ صفحه

حجم

۴۹۷٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۵۲ صفحه

قیمت:
۷۷,۵۰۰
تومان