کتاب صوتی عطر فلفل + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی عطر فلفل

دانلود و خرید کتاب صوتی عطر فلفل

انتشارات:نشر سماوا
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی عطر فلفل

کتاب صوتی عطر فلفل نوشته‌ی محمدعلی جعفری، روایتی مفصل از سفر به ایالت بلوچستان پاکستان و شهر کویته است که نشر سماوا آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی با گویندگی پیمان قریب‌پناه شنونده را همراه نویسنده به دل جاده‌های ناامن، شهرهای خاک‌گرفته، محله‌های شیعه‌نشین و اردوگاه‌های سوخت‌برها می‌برد. متن اصلی آن کتاب را انتشارات سوره مهر منتشر کرده و نسخه‌ی صوتی، تجربه‌ی سفرنامه‌خوانی را به تجربه‌ی شنیدن یک ماجراجویی زنده و پرجزئیات تبدیل کرده است. عطر فلفل در مرز سفرنامه، گزارش میدانی و روایت فرهنگی حرکت می‌کند و هم‌زمان از امنیت، مذهب، فقر، مهمان‌نوازی و زندگی روزمره‌ی مردم بلوچستان پاکستان می‌گوید.

درباره کتاب عطر فلفل

کتاب عطر فلفل کتاب صوتی‌ای است که محمدعلی جعفری در آن سفر یک‌هفته‌ای خود به بلوچستان پاکستان را به سفری چندلایه و پرکشمکش تبدیل کرده است. نویسنده از دعوت حوزه‌ی هنری زاهدان برای روایت کنارک شروع می‌کند و به‌تدریج پایش به مرز میرجاوه، شهر کویته و محله‌ی علمدار می‌رسد؛ جایی که زائران پاکستانی اربعین از سراسر کشور جمع می‌شوند و در سایه‌ی تهدید ترور، فقر و تبعیض، برای رفتن به کربلا آماده می‌شوند. کتاب صوتی عطر فلفل در فصل‌های پی‌درپی، از «خان غول آخر» و «نگاه خونی» تا «تیار تفتان» و «چکرزنی در خیابان علمدار»، مسیر سفر را به ایست‌های مرزی، جاده‌های سوخت‌برها، شهرهای بشکه‌نشین و محله‌های شیعه‌نشین تقسیم کرده است. در کتاب عطر فلفل شنونده با شخصیت‌های متعددی روبه‌رو می‌شود: راننده‌ی بلوچ سمگلر، کارمند خانه‌ی فرهنگ ایران در کویته، روحانیان سنی و شیعه، فعالان بلوچ، پیرمردهای انقلابی و جوانان هزاره‌ای که زیر سایه‌ی تهدید سپاه صحابه و بمب‌گذاری‌ها زندگی می‌کنند. جعفری در آن کتاب با ترکیب گفت‌وگوهای زنده، اصطلاحات بلوچی و اردو، توصیف‌های ریز از لباس، غذا، بنزین قاچاق، امام‌بارگاه‌ها و چک‌پوست‌ها، تصویری میدانی از بلوچستان پاکستان ساخته است؛ تصویری که هم ناامنی و تبعیض قومی و مذهبی را نشان می‌دهد و هم شوخ‌طبعی، مهمان‌نوازی و مقاومت مردم را. کتاب صوتی عطر فلفل برای شنونده‌ای که دنبال یک سفرنامه‌ی پرجزئیات و نزدیک به واقعیت است، تجربه‌ای شبیه همراهی در یک سفر پرخطر و پرکشف فراهم کرده است.

خلاصه کتاب عطر فلفل

کتاب صوتی عطر فلفل روایت سفر نویسنده از یزد و زاهدان تا مرز میرجاوه، تفتان، نوکندی، دالبندین و درنهایت کویته است؛ سفری که قرار بود فقط روایت زائران پاکستانی اربعین باشد اما به مواجهه‌ای نزدیک با قاچاق سوخت، ناامنی جاده‌ها، اعتراض‌های بلوچ‌ها و هزاره‌کشی در کویته تبدیل شده است. جعفری در آن کتاب از همراهی با راننده‌ی سمگلر، عبور از پاکستان‌هوس، چانه‌زدن با پلیس مرزی، تجربه‌ی لباس بلوچی و خوردن غذاهای تند محلی تا ورود به محله‌ی علمدار و امام‌بارگاه‌های شیعه‌نشین را قدم‌به‌قدم روایت کرده است. محور اصلی کتاب، دیدن زندگی روزمره‌ی بلوچ‌ها و هزاره‌ها در دل ناامنی، تبعیض و فقر است؛ در کنار پیگیری رد زائرانی که از همین مسیر پرخطر راهی کربلا می‌شوند.

چرا باید کتاب عطر فلفل را بشنویم؟

کتاب صوتی عطر فلفل تصویری نزدیک و میدانی از بلوچستان پاکستان، شهر کویته و زندگی بلوچ‌ها و هزاره‌ها ارائه کرده است؛ جایی که معمولاً فقط در قالب خبرهای ترور و ناامنی دیده می‌شود. شنونده در این کتاب صوتی هم با ماجرای سفر، خطر، شوخی و ترس همراه می‌شود و هم با لایه‌های مذهبی، قومی، سیاسی و فرهنگی این منطقه آشنا می‌شود.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به علاقه‌مندان سفرنامه، گزارش‌های میدانی، موضوعات مرزی و امنیتی، مطالعات پاکستان، تاریخ معاصر شیعه و سنی و کسانی که کنجکاوند زندگی زائران پاکستانی اربعین و مردم بلوچ و هزاره را از نزدیک بشنوند پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب عطر فلفل

«شغلِ شریفِ سَمِگلری !‌ به ساعت پاکستان، چهار عصر یکی از روزهای گرم جولائی تیار می‌شویم به رفتن، در دلِ تابستان ۱۴۰۳. خبری از ولز نیست. برادر میرعظمت با تویوتا کرولا فیلدر آمده. وسایلم را می‌گذارم توی صندوقِ خاک‌مال. مو نمی‌زند با صندوقِ پرایدِ گچ‌کارهای ایرانی! حواسم هست سمتِ صحیح ماشین بنشینم. برادر میرعظمت که به «میرشکرخان» معروف بود، پشت فرمان می‌نشیند. خودش نمی‌آید! می‌گوید می‌رود بخوابد. میرشکرخان کولر را می‌زند و دنده می‌دهد. فارسی را خیلی روان حرف می‌زند؛ عینهو زاهدانی‌ها. می‌گوید توی مرز تو رو دیدم. منو ندیدی؟! از اول، سر کار بوده‌ام. طرف رفته زاهدان، کارهایش را انجام داده، خرید کرده و برگشته و من منتظر! جعبهٔ شیرینی دانمارکی را از روی صندلی عقب برمی‌دارد. با دست‌های مدیومِ رگ‌رگی تعارف می‌کند. می‌خندد: «بخور، شیرنی خودتو استه!» چشمم می‌افتد به آدرس شیرینی‌فروشی: «زاهدان، خیابان امیرالمؤمنین!» میرشکرخان دست ایرانی‌ها را از پشت بسته. تو این گرما، پشت‌سرهم سه تا لیوان چایِ داغِ‌داغ را با نصف جعبهٔ شیرینی می‌خورد، نرمه‌نرمه مثل پرنده‌ها. _ دوست داری نه؟ _ ما شیرنی نَدَری؛ ریزه‌ریزه چیزها دَریم رنگی بیسکوت. می‌افتد در جادهٔ اصلی، در لاین سبقت. هنوز کنار نیامده‌ام. هر ماشینی از روبه‌رو می‌آید، حس می‌کنم الان شاخ‌به‌شاخ می‌شویم. از روی اولین تابلو می‌خوانم فاصله تا کویته، ۶۲۸ کیلومتر است. تابلو که چه عرض کنم! بلوک سیمانی است و آن‌طرفِ جاده! کم‌کم دارم قاتی می‌کنم! هرچه با میرشکرخان سرشاخ می‌شوم، زمان دقیق نمی‌دهد که کِی می‌رسیم. با حدود ساعت هم کنار نمی‌آید. مرغش یک پا دارد که خطر و خرابی جاده، کش می‌دهد به کار. بحث را عوض می‌کنم. _ شغلت چیه؟ می‌خندد. _ سَمِگلر! اگر از ریخت‌وقیافه‌اش چشم بپوشی، در قدم اول فکر می‌کنی در شاخه‌ای از هوش مصنوعی تخصص دارد. لاتی را پر می‌کنم و سر می‌جنبانم که یعنی بله، چه شغل شریفی! هات‌اسپات می‌شوم به گوشی‌اش. سَمِگلر را سرچ می‌کنم. تف در گلویم خشک می‌شود! معادل لاتینِ قاچاقچی است!»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۳ ساعت و ۱۷ دقیقه

حجم

۴۵۱٫۳ مگابایت

قابلیت انتقال

دارد

زمان

۳ ساعت و ۱۷ دقیقه

حجم

۴۵۱٫۳ مگابایت

قابلیت انتقال

دارد

قیمت:
۲۲۰,۰۰۰
تومان